تبلیغات
طرفدارن مدرسه ی شبانه روزی و فیلم و سریال

پدرخوانده (به انگلیسیThe Godfather)‏ فیلمی داستانی-جنایی برندهٔ جایزه اسکار به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا، محصول سال ۱۹۷۲ کمپانی آمریکاییپارامونت است که بر اساس رمانی به همین نام از ماریو پوزو که در سال ۱۹۶۹نوشته شده، ساخته شده‌است. فیلمنامهٔ این اثر حاصل همکاری مشترک فرانسیس فورد کاپولا و ماریو پوزو است.

ماجرای فیلم بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ اتفاق می‌افتد و داستان فیلم درباره خانواده مافیایی کورلئونه می‌باشد. در فیلم ستارگانی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، رابرت دووال، دایان کیتن و جیمز کان نقش آفرینی می‌کنند.

این فیلم خیلی زود مورد توجه منتقدان و تماشاگران عام، نه تنها در ایالات متحده که در تمام نقاط جهان، قرار گرفت. چندی نگذشت که محبوبیتی بی‌نظیر کسب کرد تا آنجا که حال مقام دوم را در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر وب‌گاه «IMDb» دارد.[۱]

به دلیل استقبال فوق‌العاده تماشاگران از این فیلم، دو سال بعد از اکران آن، قسمت دیگری از این فیلم به نام پدرخوانده: قسمت دوم و در سال ۱۹۹۰ نیز قسمت سوم این فیلم با نام پدرخوانده: قسمت سوم ساخته شد.[۲]

                      

بازیگران


 

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
فیلم در جشن عروسی کانی، دختر دون ویتو کورلئونه، با کارلو ریزی در لانگ بیچ نیویورک، در لانگ آیلند در اواخر تابستان ۱۹۴۵ شروع می‌شود. وقت پدرخوانده برای شنیدن خواهشهای دوستان و زیردستان چاپلوس پر شده‌است. یکی از این خواهش‌ها را پسرخوانده او، جانی فونتین خواننده (که گویی شخصیت او از فرانک سیناترا الهام گرفته شده‌است) مطرح می‌کند. او به نفوذ کورلئونه برای گرفتن یک نقش در فیلمی که توسط جک ولتز تهیه می‌شود، احتیاج دارد. دون کورلئونه به او اطمینان خاطر می‌دهد که همه چیز را درست کند. در این میان، کوچک‌ترین پسر دون، مایکل از خدمتش در جنگ جهانی دوم بازگشته‌است و به همراه دوست دخترش وارد جشن عروسی می‌شوند. کمی بعد، وکیل خانواده، تام هاگن وارد فیلم می‌شود. او بی خانمانی آلمانی-ایرلندی، و دوست پسر بزرگ دون کورلئونه، سانی بوده‌است. دون، هاگن را در کودکی به خانه آورده و مانند پسر خودش او را بزرگ کرده‌است. حال در بزرگسالی او وکیل شخصی و محرم اسرار خانواده‌است. بعد از جشن، هاگن به هالیوود می‌رود و از رییس استودیو، ولتز می‌خواهد که فونتان را در فیلم به بازی بخواند. هاگن از طرف دون کورلئونه به ولتز برای پایان دادن به اعتصاب کاری که در حال از هم گسیختن استودیو بود، پیشنهاد کمک می‌دهد و اضافه می‌کند که دون لطف او را تا ابد فراموش نخواهد کرد. این خدمت دون در ازای واگذاری نقش کلیدی فیلم به فونتان است. ولتز که هنوز از فونتان به خاطر رابطه‌اش با هنرپیشهٔ جوانی که وی برای شکوفایی و موفقیتش وقت و پول زیادی صرف کرده بود، بسیار عصبانی است، این پیشنهاد را نمی‌پذیرد. ولتز فونتان را به این خاطر سرزنش می‌کند که باعث شده بود این هنرپیشه آینده‌دار قبل از آنکه توسط او به یک ستاره تبدیل شود از دستش در برود و غضبناک هاگن را از منزلش بیرون می‌کند. صبح روز بعد، وقتی که ولتز از خواب برمی خیزد، سر بریدهٔ اسب اصیلش را در تختخواب خود می‌بیند. وقتی که تام به نیویورک برمی‌گردد، خانواده در حال معامله با ویرجیل سولوتزوی ترک، یک دلال با نفوذ هروئین هستند. سولوتزو از دون کورلئونه تقاضای حمایت سیاسی و یک میلیون دلار پول برای واردکردن عمده هروئین و پخش آن می‌کند. علی‌رغم قول سولوتزو مبنی بر برگشت خیلی خوب پول، دون کورلئونه وارد معامله نمی‌شود، اما سانی بی تجربه برخلاف پدرش به این معامله اظهار علاقه می‌کند. لوکا براسی، گانگستر وفادار دون کورلئونه ماًمور جمع آوری اطلاعات از خانواده تاتاگلیا از حامیان سولوتزو می‌شود. او خیلی زود توسط آنها کشته می‌شود. پس از امتناع دون کورلئونه، تام هاگن توسط سولوتزو دزدیده می‌شود. خود دون، اندکی پس از خرید میوه از یک دکه مورد حمله مسلحانه قرار می‌گیرد. با این تصور که دون کورلئونه از بین رفته‌است، سولوتزو هاگن را راضی می‌کند که به سانی همان پیشنهادی را بدهد که خود او قبلاً به پدرش داده بود. پس از آزادی هاگن، سانی از قبول پیشنهاد سرباز می‌زند و قول می‌دهد که برای تلافی سوء قصد به جان پدرش، که به هر نحو زنده مانده بود، با تمام قوا با تاتگلیاها بجنگد. اکنون خانواده کورلئونه خود را برای جنگ شدید احتمالی با سایر خانواده‌ها نیز آماده می‌کند و سایر خانواده‌های مافیا برای جلوگیری از یک درگیری ویرانگر، علیه کورلئونه‌ها جبهه می‌گیرند. در حالیکه کورلئونه‌ها جمعند و تلاش می‌کنند با لوکا براسی تماس بگیرند، جلیقه براسی به دستشان می‌رسد، جلیقه‌ای که دور یک ماهی مرده پیچیده شده. یک پیغام سیسیلی (لوکا براسی با ماهی‌ها خوابیده.) مایکل، که در تجارت خانواده وارد نشده‌است، و خانواده‌های دیگراو را به چشم یک غیرنظامی می‌بینند برای عیادت پدرش به بیمارستان می‌رود. ولی هیچ اثری از افراد پدرش که باید برای محافظت از او کشیک بدهند، نمی‌بیند. بدین ترتیب متوجه می‌شود که برای شلیک مجدد به پدرش، دوباره برنامه‌ای ریخته شده. مایکل با اینکه کمک خواسته، نگران این است که قبل از رسیدن کمک اتفاقی بیفتد مایکل، انزوی شیرینی فروش را که برای ادای احترام به بیمارستان آمده بود به خدمت خود می‌گیرد. به او می‌گوید که بیرون بیمارستان در کنار او بایستد و تهدیدگرانه خود را مسلح جلوه دهد. بعد از مدتی ماشین‌های پلیس به سرکردگی سروان مک کلاسکی از راه می‌رسند. مایکل مک کلاسکی را به آدم سولوتزو بودن متهم می‌کند، و او هم با یک مشت فک مایکل را می‌شکند. مایکل در عین بیگناهی در شرف دستگیری است که تام هاگن با کاراگاهان خصوصی از راه می‌رسد. آنها حکمی از دادگاه مبنی بر حمل اسلحه دارند . مک کلاسگی صحنه را واگذار می‌کند و دون در امنیت قرار می‌گیرد


از راست به چپ: جان کازال (فردو)، جیمز کان (سانی)، مارلون براندو (دون کورلئونه)، و آل پاچینو (مایکل)
در ادامه، مایکل داوطلب می‌شود که سولوتزو و محافظش، سروان مک کلاسکی را آشکارا با سولوتزو همدست است از بین ببرد. آنها در یک رستوران با سولوتزو و مک کلاسکی یک نشست صلح ترتیب می‌دهند. مایکل با اسلحه‌ای که قبلاً با دستور سانی در پشت مخزن آب دستشویی مخفی شده، هردوی آنها را در آنجا می‌کشد. از ترس دستگیرشدن قاتل، مایکل به سیسیل فرستاده می‌شود و آنجا تحت حمایت دن تماسینو، دوست قدیمی دون کورلئونه قرار می‌گیرد. او در شهر کورلئونه، در حین قدم زدن با محافظانش، مسحور آپولونیای زیبا می‌شود و پس از یک معاشقه کوتاه او را به همسری می‌گیرد. در این خلال، در آمریکا، دون کورلئونه از بیمارستان به خانه می‌آید، و با شنیدن اینکه کشتن سولوتزی و مک کلاسی کار مایکل بوده، پریشان می‌شود. سانی به عنوان رهبر خانواده برادرش فردو را به لاس وگاس می‌فرستد تا با تجارت قمارخانه آشنا شود. در نیویورک، سانی تندمزاج شوهر خواهرش را به خاطر بدرفتاری با کانی، خواهر آبستنش، به شدت کتک می‌زند. پس از آنکه کارلو، کانی را برای بار دوم کتک می‌زند، سانی به تنهایی برای انتقام جویی به دنبال او می‌افتد.. در این حین دشمنان خانواده که در یک باجه عوارض راهداری کمین کرده‌اند سانی را به شکل فجیعی با ضرب گلوله‌های فراوان از پا در می‌آورند. دون کورلئونه به جای ادامه انتقام جویی‌ها، در یک جلسه با سران پنج خانواده به ناچار با قاتلین پسر بزرگش دست داده و ترتیبی می‌دهد که پسر کوچکش بتواند در امنیت کامل به خانه برگردد. در سیسیل، مایکل آماده بازگشت به آمریکا می‌شود. قبل از حرکت، یک بمب در ماشین وی کار گذاشته می‌شود. اما به جای او، آپولونیا کشته می‌شود. در جلسه سران خانواده‌های نیویورکی، دون درمی‌یابد که شخص پشت این جنگ‌ها و مرگ سانی، دون امیلیو بارزینی است، و نه فیلیپ تاتاگلیا. مایکل از سیسیل بر می‌گردد و با کی، دوست دختر سابقش تماس می‌گیرد. می‌گوید که به او احتیاج دارد، پدرش به فعالیت خود خاتمه داده، و در طی پنج سال، خانواده کورلئونه کاملاً قانونی خواهد شد. اکنون در نبود سانی و به علت زرنگ نبودن فردو به اندازه کافی، مایکل مسوول خانواده شده‌است. مایکل عازم نوادا می‌شود. در لاس وگاس، در هتل-کازینویی که نیمی از سرمایه آن از کورلئونه‌هاست، و توسط مول گرین (شخصیتی که احتمالاً از باگزی سیگل الهام گرفته شده) اداره می‌شود، فردو، برادر مایکل از او استقبال می‌کند. میکایی مارکر دن، جانی فونتان را نیز فرامی‌خواند، و از او می‌خواهد که قراردادی را امضا کند که طی آن سالی چند مرتبه با کازینو در تماس جدی درآید، و همچنین از او خواهش می‌کند که دوستانش در هالیوود را هم به سوی کازینو سوق دهد. فونتان از فرصت پیش آمده برای تلافی لطف دون خوشحال می‌شود. مایکل درصدد است که تجارت روغن زیتون در نیویورک را رها کند و خانواده را به نوادا بیاورد. به مو گرین پیشنهاد خرید سهمش را می‌دهد. اما از آنجایی که گرین تصور می‌کند که کورلئونه‌ها ضعیف هستند، و او می‌تواند سهمش را به قیمت بهتری به بارزینی بفروشد، این پیشنهاد را با گستاخی رد می‌کند. مایکل همراه همسرش کی، و پسرش آنتونیو به خانه برمی‌گردد. در یکی از لطیف ترین صحنه‌های فیلم، ویتو کورلئونه متذکر می‌شود که دشمنان مایکل با تلاش برای ترتیب دادن یک نشست توسط آشنایان مورد اطمینان، درصدد کشتن او هستند و کسی که پیشنهاد این جلسه را می‌دهد قطعاً خائن است. در عین حال اعتراف می‌کند که همیشه امیدوار بوده که پسر کوچکش هیچگاه غرق تجارت خانواده نشود. کمی بعد، دون کورلئونه در حالیکه با نوه‌اش آنتونی در باغ بازی می‌کند، به دلیل سکته قلبی جان می‌سپارد. در مراسم خاکسپاری، کاپورژیم خانواده، تسیو به مایکل پیشنهاد یک نشست با دون برازینی را در مرغزارهای تسیو می‌دهد، یعنی جایی که مایکل احساس امنیت کند. مایکل این پیشنهاد را می‌پذیرد، ولی به خیانت تسیو به خانواده پی می‌برد. مایکل تصمیم می‌گیرد تا قبل از تعمید خواهرزاده‌اش عازم حرکت نشود.
Godfather15.jpg

در ادامه مایکل ترتیب کشتن سران سایر خانواده‌ها را می‌دهد. روکو لامپونه فیلیگ تاتاگیا را ترور می‌کند. آل نری امیلیو برازینی را می‌کشد. پیتر کلمنزا به ویکتور استراسی شلیک می‌کند. ویلی ویسی کارمین کونوئه را به قتل می‌رساند. در همین خلال، مو گرین هم در لاس وگاس کشته می‌شود. این لحظه‌های نفس‌گیر آدمکشی‌ها به‌وسیله تدوین موازی با صحنه شرکت مایکل در مراسم مذهبی تعمید هم‌زمان شده‌است. وقتی که تسیو و تام هاگن آماده ترک جلسه می‌شوند، تعدادی از افراد هاگن، تسیو را محاصره می‌کنند و او را به داخل ماشین خود می‌آورند. او دیگر هرگز دیده نمی‌شود. تسیو در آخرین لحظات به تام می‌گوید: (به مایک بگو به خاطر کار بود. همیشه دوستش داشتم) به دنبال ردیابی قتل سانی، مایکل به کارلو می‌رسد و او به نقشش در قتل اقرار می‌کند. مایکل میگوید که کارلو به لاس وگاس تبعید خواهد شد، ولی در ماشین توسط کلمنزا خفه می‌شود. در انتهای فیلم، کی می‌بیند که کلمنزا و روکو کاپرژیم جدید به مایکل ادای احترام می‌کنند، دستش را می‌بوسند و او را «دون کورلئونه» خطاب می‌کنند. در به روی او بسته می‌شود، و این در حالی است که مایکل دقیقاً همانی شده که پدرش نمی‌خواست و....
پایان خطر لوث‌شدن
پخش روی دی وی دی[ویرایش]

پدرخوانده به همراه دو قسمت دیگرش در سال ۲۰۰۱ برای اولین بار روی دی وی دی رفت. کمی بعد این سه دی وی دی به همراه یک دیسک پشت صحنه در یک مجموعه با عنوان پدرخوانده:کلکسیون دی وی دی به بیرون عرضه شد.
دفعه‌ای دیگر در سال ۲۰۰۷ این مجموعه شاهکار دوباره بر روی دی وی دی عرضه شد. این بار بر روی پنج دیسک دی وی دی باعنوان تجدید کاپولا. از مزایای این پخش مجدد، پشت صحنه‌های جدید بود.
در اوایل ۲۰۰۸ نیز این مجموعه فیلم‌های کاپولا روی دیسک‌های بلوری به بازار آمد.
جوایز[ویرایش]

اُسکار
برنده اسکار بازیگر مرد نقش اصلی برای مارلون براندو
برنده اسکار بهترین فیلم
برنده اسکار فیلم‌نامه اقتباسی برای کاپولا و پوزو
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای جیمز کان
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای ال پاچینو
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای رابرت دووال
نامزد اسکار کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا
نامزد اسکار طراحی صحنه برای آنا هیل جانستون
نامزد اسکار تدوین برای ویلیام رینولدز و پیتر زینر
نامزد اسکار موسیقی متن برای نینو روتا
نامزد اسکار صدابرداری برای چارلز گرنزبچ، ریچارد پورتمن و کریستوفر نیومن

                                

                                     


تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات








                            




تاریخ : جمعه 29 شهریور 1392 | 06:52 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                                           

                                           

                                           

                                            

                                         

                                        

                                      

                                 

                                 

                                 


                                    

                              

                            

                             




تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                                   Step up.jpg
گام تا رقص / عاشقانه فیلم های آمریکایی سال 2006 به کارگردانی آن فلچر بازیگران چنینگ تاتوم و جنا دوان است. [2]
مجموعه ای در بالتیمور، مریلند، این فیلم به دنبال داستان گیج تایلر محروم (چنینگ تاتوم) و رقصنده ممتاز مدرن نورا کلارک (جینا دوان)، که خود را پیدا کنید تا در ویترین که تعیین هر دو آینده خود زوج است. درک است که آنها فقط یک شانس، آنها در نهایت با هم کار می کنند.
سه دنباله: گام تا 2: خیابان (2008)، گام تا 3D (2010) و گام تا انقلاب (2012).

خلاصه داستان [ منبع ویرایش | editbeta ]

پس از یک حزب، برادران مک ( Radcliff Damaine ) و لاغر کارتر ( واشنگتن De'Shawn ) ، با دوستان خود تایلر گیج ( چنینگ تاتوم ) ، به دانشکده مریلند هنر شکستن و سطل زباله تئاتر مدرسه ، آسیب رساندن بسیاری از غرفه . هنگامی که یک گارد امنیتی به نظر می رسد ، تایلر کمک می کند تا دو فرار، پذیرش سرزنش کامل برای خرابکاری خود . او به 200 ساعت خدمت به جامعه ، است که به در مدرسه خدمت کرده است محکوم کرد. در حالی که کار می کند، او در اشراف برکلاس رقص و ملاقات نورا کلارک ( جنا دوان تاتوم ) ، آماده شدن برای یک دانش آموز او را " ویترین ارشد، "عملکرد استماع که می تواند تعیین اینکه آیا یا نه او یک کار در درون هر یکی از حرفه ای ارائه می گردد رقص شرکت ها برای حضور در عملکرد . هنگامی که مک و لاغر پرداخت تایلربازدید زیادی مدرسه ، نورا جالب ساعت از یک پنجره به عنوان رقص تایلر با دوستان خود ، تمسخر ترکیب یک mashup از شکستن رقص و حرکات باله او به تازگی مشاهده . هنگامی که شریک رقص نورا ، اندرو (تیم Lacatena ) ، رگ به رگ شدنمچ پا ، نورا خودش را می یابد به طور غیر منتظره بدون شریک برای روزمره خود است . تستها برخی از دانش آموزان سال دوم تا جایگزین او شود ، او تصمیم می گیرد که هیچ یک برآورده کردن انتظارات خود را . تایلر ارائه می دهد برای کمک به ، اما نورا امتناع است . پس از نشان دادن که او می تواند معمول با این حال رسیدگی ، ها نورا reconsiders و مدیر گوردون متقاعد ( گریفیث راشل ) اجازه می دهد تا تایلر به تمرین با او . در طول جلسه تمرین اولیه خود ، تایلر متضاد است نسبت به نورا و همچنین دوست پسر او ، برت (جاش هندرسون ) ، که هر دو آنها با نگرش متکبر پاسخ . همانطور که آنها همچنان به تمرین ، نورا و تایلر رشد نزدیک تر است، هر آموزش دیگر در مورد سبک های مربوطه خود را از رقص . تایلر نیز دوست یک موسیقیدان در مدرسه به نام مایلز ( ماریو ) ، کهپیروز شدن بر دوست نورا ، لوسی ( درو Sidora ) .
به عنوان اوراق قرضه نورا با تایلر رشد می کند ، یک روز ، او را طول می کشد تا یک نقطه خاص در اسکله ، در نزدیکی یک شرکت که پدر مرحومش استفاده می شود به کار ، آشکار است که این جایی است که او برای اولین بار معمول خود را پیش بینی . او به تایلر اعتراف است که او همیشه می خواهم آن را به عنوان یک گروه رقص ، و نه از یک قطعه موسیقی یا اواز دو نفری تصور . تایلر می شود الهام گرفته شده برای کمک به رویای او به حقیقت می پیوندند و شروع به استخدام رقصنده های جوان از مدرسه در تعداد خود را به انجام . برت امضا یک قرارداد ضبط با یک شرکت، اما در انجام این کار ، خیانت به دوست خود ، مایلز ، برای به دست آوردن فرصت . تنفر از خیانت خود ، نورا معافیت تا با برت . در همین حال ، تایلر همچنان به تلاش یک توازن بین اهداف جدید خود ، دوستان جدید خود را ، و پرورش یک رابطه مشکل با آنهایی که قدیمی خود را .
تایلر می پرسد مدیر گوردون اگر او به شما اجازه به مدرسه حضور او ، و به او توصیه می کند که او باید به او ثابت کند که او سزاوارشانس . پس از شنیدن این از تایلر ، نورا حاکی از آن است کهویترین همچنین می توان به عنوان استماع ورودی خود استفاده می شود . بعد از رقص با هم در یک باشگاه که لوسی و مایلز انجام ، نورا و تایلر در نهایت به حرکت رو به جلو با یک رابطه عاشقانه است . تمرینات به صورت عادی ادامه می یابد، تا زمانی اندرو می گرداند ظاهر از جراحت خود را درمان کردن . تایلر احساس می کند که او دیگر در روال مورد نیاز است، و عصبانیت متهم نورا درمان او را به همان شیوه دوست پسر سابق خود را درمان مایلز . او گروه و بازگشت به کار مربوط به فراشی ، خدمات اجتماعی اولیه خود را در مدرسه برگ . در این دوره از آموزش ، نورا شده است ترکیب بسیاری از پیشنهادات تایلر معمول ، و میبیند که طراحی رقص جدید در حال حاضر بسیار برای شریک اصلی به انجام بیش از حد دشوار است . اندرو خود استعفا از معمول ، و نورا است، یک بار دیگر، بدون یک شریک ترک کرد . خرد شده، او تلاش خود را پرسش ها و در نظر ترک رقص حرفه ای خود را ، اما از مادر او، که زمانی آینده خود را در رقص مخالف دریافتاعتراف عاطفی و تشویق قوی . نورا تبدیل طراحی رقص به یک قطعه انفرادی .
بعدها ، لاغر ضرب پس از سرقت یک خودرو به ضرب گلوله کشته ، مک و تایلر متوجه است که آنها نیاز به انتخاب های بهتر در زندگی خود . شگفتی تایلر نورا با نشان دادن ، در آخرین لحظه ، در شب از ویترین . او تلاش می کند برای متقاعد کردن نورا به او اجازه دهید با او انجام دهد ، و او را برای زیاده ببخشد . او در ابتدا کاهش می یابد ، اما به طور ناگهانی تغییر ذهن او به عنوان تایلر بخواهد موفق باشید خود را و راه می رود دور . هنگامی که پرده باز می شود ، تایلر، نورا ، و این گروه از دانش آموزان انجام طراحی رقص خود را در برابر آخرین نمره موسیقی مایلز ' . بعد از عملکرد ، مدیر گوردون بشاش و جمعیت دمیده دور .
در پشت صحنه، زمانی که یک مدیر گوردون افتخار می گوید یک مدیر دیگر از یک شرکت رقص حرفه ای امیدوار به ثبت نام نورا که تایلر " دانش آموز انتقال ، " نورا غرق شده است و پذیرای تایلر . او تکرار مشاوره در اولین تمرین خود را به او داده شده با هم ، و از سهم دوبوسه .
نظرسنجی ها [ منبع ویرایش | editbeta ]

چنینگ تاتوم به عنوان گیج تایلر ، یک رقاص ماهر اما مشکل
جنا دوان تاتوم به عنوان نورا کلارک،MSA باله عملکرد که برای تایلر می افتد
Damaine Radcliff به عنوان مک کارتر، بهترین دوست تایلر
De'Shawn واشنگتن به عنوان لاغر کارتر، برادر جوانتر مک است که بعد از آن در یک درایو توسط تیراندازی کشته
ماریو به عنوان مایلز داربی ،دی جی ماهر و یکی از دوستان نورا
درو Sidora به عنوان لوسی آویلا ، بهترین دوست نورا
راشل گریفیث به عنوان مدیر گردان
جاش هندرسون به عنوان برت هرگاه دوست پسر خودپسند نورا
تیم Lacatena ، نورا شریک رقص اصلی که مجروح می شود
Alyson Stoner به عنوان کامیل گیج ، فاستر خواهر تایلر
سنگین D به عنوان عمر
Babbal کومار به عنوان رقصنده تاریک
Deirdre Lovejoy به عنوان کاترین کلارک، مادر نورا
خاکستر قاضی به عنوان Feltersnatch HOWIE
جیمی اسکات به عنوان کالین ، دوست پسر لوسی که بعد از بازی در او
پذیرش [ منبع ویرایش | editbeta ]

این فیلم به خوبی توسط audiencees دریافت شد اما منفی توسط منتقدان دریافت کرده است . در اوت 22 ، 2006 ، فیلمنمره متوسط ​​و 48 /100 در Metacritic ، به معنی " مخلوط شده و یا به طور متوسط ​​بررسی ، بالاترین نمره 75 ( از هر دو سرگرمی هفتگی و بوستون گلوب ) بود، و پایین ترین سطح خود25 بود از سان فرانسیسکو کرونیکل . [3] " فاسد " 19 ٪ است که در گوجه فرنگی فاسد ، اجماع بیان کرد که به ثمر رساند " این عشق نوجوان مبتذل طرح بیش از حد کمی و رقص به اندازه کافی نیست . "
دفتر جعبه [ منبع ویرایش | editbeta ]
با این حال ، با وجود بسیاری از بررسی های بد را از منتقدان ، مرحله در مجموع 21 میلیون دلار در آخر هفته افتتاحیه خود را به دست آورده ، رتبه دوم در دفتر جعبه آمریکای شمالی و بیش از بودجه این فیلم 12 میلیون دلار است . در اکتبر 19 ، 2006 ، روز آن را بسته ، آن را $ 65،328،121 در ایالات متحده و کانادا به دست آورده بود .
موسیقی متن [ و ویرایش منبع | editbeta ]

نوشتار اصلی: تا مرحله ( موسیقی متن فیلم )
ویژگی های موسیقی متن موسیقی را از ماریو، CIARA ، درو Sidora از و ، Kelis ، کریس براون یونگ JOC ، راینهارد Blaire ، و Chamillionaire . تنها 35 J- خواننده پاپ Koda KUMI اما / Aishō به عنوان آهنگ تم برای نسخه ژاپنی این فیلم مورد استفاده قرار گرفت .
تک آهنگ سرب از موسیقی متن فیلم Sean Paul و Keyshia کول " این را به من "، کریس براون " خداحافظی " ، و CIARA تک ، "بلند شو " های Chamillionaire . اوت 8 منتشر شد. آهنگ های دیگر شامل Kelis " 80s در مشترک "، آنتونی همیلتون " زندگی گرامی " ، YoungBloodZ " Imma باشید شاین " و Petey پابلو " پول به من نشان بده " . آهنگ به عنوان توسط تازه وارد سامانتا جید انجام شده و تولید شده توسط Wyclef ژان .
دیگر آهنگ ها [منبع ویرایش | editbeta ]
از آهنگ های زیر را در فیلم برجسته شده است ، اما در موسیقی متن گنجانده نشده :
" انتخاب شماست ( مروری ) " - گوسفند سیاه
"آن را " - T.I.
"عشق زندگی" - FATBOY اسلیم شاهکار . میسی گری
" توما " - آهنگ جدید و زیبای . LIL جان
دی وی دی و Blu-ray [ و ویرایش منبع | editbeta ]

این دی وی دی و Blu-ray را دسامبر 19 ، 2006 منتشر شد ، و در دستگاه پخش Blu-ray 3D در تاریخ 3 ژوئیه 2012 .
دنباله [ ویرایش منبع | editbeta ]

عاقبت ، مرحله 2 : خیابان ها، در 14 فوریه 2008 منتشر شد . این ستاره Briana Evigan ، رابرت هافمن، و Cassie و کارگردانی توسط Jon M. چو . عاقبت دوم به نام گام تا 3D در تاریخ 6 اوت 2010 منتشر شد. عاقبت سوم به نام گام تا انقلاب در تاریخ 27 ژوئیه 2012 منتشر شد و تایید می شوند به آزادی 3-D مانند یک سوم .
دیگران [ منبع ویرایش | editbeta ]

بازیگران چنینگ تاتوم و جنا دوان شروع به آشنایی در مدت کوتاهی پس از فیلمبرداری "گام " و در حال حاضر ازدواج کرده است . اولین فرزند آنها به Everly در 2013 مه 31 متولد شد.






تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392 | 01:52 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                                  

به کارگردانی توسط J. جی آبرامز. آن را نیز توسط استیون اسپیلبرگ تولید می شود. این فیلم ستاره جوئل کورتنی، ال فانینگ و کایل چندلر و می گوید که داستان یک گروه از نوجوانان جوان که در حال فیلمبرداری خود را سوپر 8 فیلم در یک شهر کوچک است که یک قطار derails، آزاد حضور خطرناک را به شهر خود را دارد. این فیلم در Weirton، غرب ویرجینیا و مناطق اطراف آن فیلم برداری شده بود.
سوپر 8 در 10 ژوئن 2011 [3] [4] در تئاتر متعارف و IMAX در ایالات متحده منتشر شد. این فیلم به خوبی دریافت میشه با منتقدان در ستایش فیلم برای نوستالژی آن، جلوه های بصری، نت موسیقی، و برای اجرای بازیگران جوان خود، به خصوص کسانی که از کورتنی فانینگ و تازه وارد. این نیز یک موفقیت تجاری بود، به پرفروش در حدود 260 میلیون دلار در مقابل بودجه 50 میلیون دلار. این فیلم چندین جایزه و نامزد دریافت عمدتا در اثرات فنی و مقوله خاص، و همچنین به عنوان کورتنی و اجرای برگرفته است به عنوان دو منجر جوان فیلم.
خلاصه داستان 

در سال 1979، معاون کلانتر جک گوسفند ( کایل چندلر ) لیلیان ، اوهایو ، و او 14 ساله [5] پسر جو ( جوئل کورتنی ) ، سوگواری مرگ همسرش در یک تصادف کارخانه . [6 ] جک سرزنش او همکار ، لوئیس Dainard (رون Eldard ) ، او به عنوان پوشش از SHIFT خود را در حالی که او از خماری بهبود .
چهار ماه بعد، جو بهترین دوست چارلز Kaznyk . ( رایلی گریفیث ) تصمیم به ساخت یک فیلم کم بودجه زامبی برای یک رقابت بین المللی فیلم . چارلز enlists کمک پرستون ( ژاک میلز ) ، مارتین ( گابریل کسی که با صدای بم اواز میخواند ) ، و کری ( رایان لی ) ، و همچنین به عنوان دختر Dainard ، آلیس ( ال فانینگ ) است . جو و آلیس ، اگر پدران آنها خشمگین خواهد بود ، تبدیل به تأثیر قرار نمیگیرند با یکدیگر .
چارلز می خواهد به فیلم یک صحنه در یک انبار قطار با استفاده از یک قطار در حال عبور برای اضافه کردن صحت . در حالی که فیلمبرداری ، جو شاهد یک درایو وانت بر روی آهنگ و قوچ قطار ، باعث خط خارج شدن ترن عظیم که دوستان به سختی فرار . کودکان بررسیخراب و پیدا کردنتوده ای از مکعب های سفید عجیب و غریب ، پس از آن کشف راننده کامیون دکتر وودوارد ( Glynn Turman ) ، معلم زیست شناسی خود را . وودوارد ، به سختی زنده ، به آنها هشدار می دهد با زور اسلحه برای فراموش کردن آنچه که آنها شب را دیدم ، و یا دیگری پدر و مادر خود را کشته خواهند شد . بچه ها فرار صحنه فقط به عنوان یک کاروان ازپایگاه محلی نیروی هوایی ایالات متحده ، به رهبری توسط سرهنگ Nelec ( نوح امریش ) ، در صحنه می رسند . Nelec کشف یک جعبه خالی فیلم فوق العاده فرمت 8mm ، و فرض بر این رویداد بر روی دوربین دستگیر شد .
در حالی که جو و چارلز برای فیلم خود را صبر کنید ، به توسعه ، شهر را تجربه حوادث عجیب و غریب : همه سگ ها فرار ، چند نفر به از دست رفته و الکترونیک از سراسر به سرقت رفته است . Overhearing ارتباطات نظامی ، جک نزدیک Nelec برای رسیدگی به افزایش وحشت در شهر ، اما Nelec به جای دستور او را دستگیر کردند . دستور Nelecاستفاده از flamethrowers را شروع آتش سوزی در خارج از شهر ، به عنوان بهانه ای برای تخلیه مردم به پایه . ناگهان ، سربازان این سو بان سو حرکت دادن به شهر به آغاز تخلیه . در همین حال، جو و چارلز تماشای این فیلم خط خارج شدن ترن و کشف کنند که یک موجود بزرگ از قطار فرار کرده بود .
در پایه ، جو می آموزد از پدرش که آلیس از دست رفته است ، احتمالاموجودی ربوده شده است . جو، چارلز ، مارتین، و کری پیدا کردن یک سوراخ در حصار پایه و لغزش دوباره به شهر ، قصد در نجات آلیس . آنها برای اولین بار به تریلر ذخیره سازی دکتر وودوارد شکستن و کشف فیلم و اسناد از وقت خود را به عنوان یک محقق دولتی .
آنهافیلم، که نشان می دهد که یک بیگانه سقوط ، فرود آمد در سال 1958 می ایفا می کنند. نیروی هوایی اسیر بیگانه و در حال اجرا بود آزمایش بر روی آن را در حالی که آن را از کشتی خود را . وودوارد یکی از دانشمندان آزمایش بر روی کشتی ، متشکل از هزاران نفر از مکعب های سفید بود. در یک نقطه، بیگانه کاغذ برداشته وودوارد ، ظاهرا ایجاد یک ارتباط روانی با او . حالا درک بیگانه ، او به آن نجات و کمک به آن را از زمین فرار مجبور شد . پیدا کردن در مورد سالهای قطار بعد او را با فرصت برای کمک به موجود ارائه شده است. پسرها توسط Nelec گرفتار شده ، اما به عنوان آنها به پایگاه ، بیگانه حمله اتوبوس حامل آنها . سربازان کشته و پسران فرار . در همین حال ، جک از سرتیپ پایه فرار و راه خود را به پناهگاه مسکن townsfolk . او از پرستون در مورد طرح جو برای نجات آلیس می آموزد. جک و Dainard و سپس موافق به کنار گذاشته اختلافات خود را برای نجات بچه های خود .
در شهر، بد عمل کردن سخت افزار خود را به عنوان نظامی تلاش برای کشتن بیگانه است . مارتین در یک انفجار مجروح شده ، به طوری که چارلز پشت سر باقی می ماند با او در حالی که جو و کری سر به گورستان . جو قبلا دیدم چیزی وجود دارد که او را مشکوک ساخته شده است . در داخل گاراژ گورستان آنها پیدا کردن یک تونل عظیم منجر به وارن از غار زیرزمینی است . در یک اتاق زیر برج آب شهر ، آنها پیدا کردنخارجی دستگاه را از الکترونیک به سرقت رفته شهر ایجاد کرده است ، و آن را به پایه برج متصل است . بیگانه همچنین دارای مختلفی از مردم ، از جمله آلیس، حلق آویز از سقف و ناخودآگاه است . آنها شاهد بیگانه در نظر گرفتن یک مرد پایین و بلع او را تمام . با استفاده از ترقه کری به عنوان حواس پرتی جو را آزاد می گذارد آلیس و افراد دیگر ، اما در نهایت در یک غار بن بست رسیده است به دام افتاده بعد از بیگانه آنها را تعقیب . آلیس و فریاد کری و اجرا شود، اما جو گام به جلو و تلاش می کند به صحبت کردن به بیگانه . کاغذ برداشته بیگانه جو، که بی سر و صدا به بیگانه صحبت می کند ، به گفتن او بارها و بارها که " چیزهای بد اتفاق می افتد " اما بیگانه " هنوز هم می تواند زندگی می کنند ." بیگانه در نهایت باز چشم او، که به نظر می رسد که بسته به زمان خود در اسارت مهر و موم شده است و به نظر می رسد در جو است . پس از مطالعه جو برای یک لحظه ، بیگانه او را رها کرده و حرکت بدون آسیب رساندن به هر کسی اجازه می دهد سه تا بازگشت به سطح .
از آنجا که با پدران خود را دوباره ، ساعت هر کس که به عنوان اشیاء فلزی از بیش از تمام شهر را مغناطیسی به بالای برج آب کشیده شده است . مکعب های سفید نیز در کشیده به جمع آوری به یک سفینه فضایی در اطراف مخزن آب است . locket استفاده می شود که متعلق به مادر جو نیز به سمت برج و جو کشیده شده است، بعد از لحظه ای کوتاه ، اجازه می دهد تا آن را بروید . بیگانه وارد سفینه فضایی تکمیل شده ، implodes برج آب و موشک های کشتی به فضا است . دست در دست ، آلیس و جو بی سر و صداراه اندازی با تعجب تماشا کنید.
در اعتبارات ، فیلم بچه ها رو به اتمام است، تحت عنوان مورد، نشان داده شده است .
مورد [ منبع ویرایش | editbeta ]

در مورد فیلم زامبی آماتور است که شخصیت در طول فیلم به ضرب گلوله کشته است. گزیده ای مختصر در فیلم اصلی دیده می شود، به همراه با قسمت است که در آن صحنه در حال به ضرب گلوله کشته است . گفته شده است توسط چارلز نوشته شده در یک مسابقه فیلم وارد شده است . در واقع کسی که با صدای بم اواز میخواند با کمک شرکت خود ستاره و آبرامز نوشته شده بود.
خلاصه داستان [ منبع ویرایش | editbeta ]
کارآگاه هاتاوی در دیدار با یک شاهد عینی می گوید که او را دیدم یک حمله زامبی . او ارائه هاتاوی با یک ساختمان عبور دسترسی که از جیب مهاجم سقوط کرد . پاس برای کارخانه شیمیایی رومرو است . هاتاوی و سپس به رئیس جمهور از مواد شیمیایی رومرو می رود. او را در موردحادثه رخ داده است که در کارخانه مواجه است . رئیس جمهور آن را نادیده به عنوان یک حادثه ، بنابراین کشورهای هاتاوی که او در حال رفتن به اطراف ساختمان نگاه کنید . پس از او رئیس جمهور را ترکمی سازدتماس تلفنی فوری گفت: " او می داند " . هاتاوی توسط یک انسان زنده در ساختمان حمله کردند. او موفق به آن را با ضربه زدن سر خود را به برخی از میخ ها را در معرض بر روی دیوار بکشند . او سپس خواستار کسی که برای خرید همسرش یک بلیط به میشیگان دلیل آن است که برای او امن نیست . آن شب در انبار قطار ، او به او می گوید که او را دوست دارد و نمیخواهد او را به خطر گرفتن . ثانیه بعد ، خراب قطار عظیم رخ می دهد، نگه داشتن همسر خود را وجود دارد . صبح روز بعد به عنوان آنها در خراب نگاه کنید ، آنها توسط یک انسان زنده ، آنها هاتاوی شاخه حمله کردند. در آن شب، سوابق هاتاوی در مجله های صوتی خود را که حملات قرار دادن استرس در شهر خود و ازدواج او . بعد از آن او می شود یک تماس از یک افسر نیروی هوایی که با هاتاوی در ویتنام خدمت کرده است . او به او می گوید که یک درجه دار خودکشی به خاطر یک راز وجود دارد که او دیگر نمی تواند نگه دارید . او سپس به او اطلاعات محرمانه در مورد یک دکتر که اواخر درجه دار کار می کرد . او می رود به دیدار این دکتر که می گوید که او پیدا کرده است درمانی برای بیماری همه گیر انسان زنده و شروع به آزمایش آن بر روی قربانی ویروس . با این حال ، قربانی از خواب بیدار و گازپزشک او را تبدیل به انسان زنده است . هاتاوی شاخه های هر دوی آنها را . او به خانه می رود برای دیدن که همسر او شده است را به یک زامبی تبدیل شده است . او به طور ناگهانی به او حمله است، اما او تزریق پادزهر را به گردن او . او آماده است به او شلیک می شود ، اما او از این ویروس درمان و آنها را در آغوش . این فیلم به پایان می رسد با اعلام کوچک از کارگردان، چارلز Kaznyk ، که مخاطبان آنها آن را بسیار سرگرم کننده بود و او امیدوار است که فیلم خود را برای این جشنواره را انتخاب کنید می گوید . آلیس ، آرایش زامبی ، و سپس حمله چارلز و گاز او .
نظرسنجی ها

جوئل کورتنی به عنوان جوزف "جو " بره
ELLE دامن زدن به عنوان آلیس " Allie : " Dainard ، علاقه عشق جو
کایل چندلر و جکسون "جک " بره، پدر جو
رایلی گریفیث به عنوان چارلز Kaznyk . ، بهترین دوست جو
رایان لی به عنوان کری ، یکی از دوستان جو و چارلز
ران Eldard به عنوان لوئیس Dainard ، پدر آلیس
گابریل کسی که با صدای بم اواز میخواند به عنوان مارتین ، یکی از دوستان جو و چارلز
نوح Emmerich در به عنوان Nelec سرهنگ
دیوید گالاگر به عنوان دانی
بروس گرین وود به عنوان کوپر
ژاک میلز به عنوان پرستون
آماندا Michalka به عنوان جن Kaznyk ، خواهر چارلز
Glynn Turman به عنوان دکتر وودوارد ، یک معلم زیست شناسی
مایکل هیچکاک به عنوان معاون Rosko
Caitriona Balfe به عنوان الیزابت بره
جوئل مک کینون میلر به عنوان آقای Kaznyk
جسیکا پهلو به عنوان Kaznyk خانم
از دن Castellaneta به عنوان Izzy
T. ریچارد جونز به عنوان Overmyer
دیل دیکی به عنوان ادی
                           
منبع تولید

J.J. آبرامز به حال این ایده برای شروع یک فیلم با نشان دادن " حوادث " نشانه یک کارخانه مدت ها قبل از او با بقیه ایده فیلم آمد . سوپر 8 در واقع ترکیبی از دو ایده ، یکی برای یک فیلم در مورد بچه های ساخت فیلم خود را در طول 1970s ، و دیگری برای یک تهاجم بیگانه فیلم بمب دارای قدرت تخریبی . نگران است که ایده سابق حضور به اندازه کافی جذب نمی کند ، آبرامز ترکیب ایده .
آبرامز و اسپیلبرگ همکاری در کمیته داستان سرایی به آمده تا با داستان فیلم است . [7] این فیلم در ابتدا گزارش شده بود می شود یا عاقبت یا prequel به فیلم Cloverfield 2008 ، [8 ] اما این سرعت توسط آبرامز رد شد . [ 9 ] عکاسی اولیه در پاییز آغاز شد (سپتامبر / اکتبر ) 2010 . تیزر خود را به طور جداگانه در ماه آوریل فیلم برداری شده بود . [10] سوپر 8 اولین JJ اصلی پروژه فیلم آبرامز تولید شده توسط Amblin سرگرمی ، بد ربات تولیدات و پارامونت است . [11 ]
آبرامز می خواستم برای پیدا کردن چهره های جدید به بازی قطعات در فیلم خود . او انجام یک جستجو استعداد ملی در جهت پیدا کردن بازیگران کودک را به بازی هر یک از نقش های پیشرو . کورتنی ( که امیدوار بود به زمیندر یک تجاری ) از بسیاری از پسران برداشت شد چون آبرامز چیزی به او "متفاوت" در بر داشت . رایلی گریفیث آبرامز یک نوار خود را به منظور به زمین بخشی از چارلز فرستاده شده است.
محل فیلمبرداری در Weirton ، غرب ویرجینیا انجام گرفت، از سپتامبر تا اکتبر 2010 . [12 ] برای ترویج این فیلم ، شرکت شیر ایجاد یک بخش فیلم کوتاه بازی و آن را در کنار ویندوز و مکینتاش نسخه از پورتال 2 منتشر شد .
طرح اصلی آبرامز بود به فیلم همه از دنباله برای این فیلم درون فیلم ، " مورد " ، در سوپر 8 با استفاده از سهام Pro8mm و دوربین . با این حال ، این رویکرد ناموفق ، به عنوان جلوه های بصری خانه نور صنعتی و سحر و جادو آن را در بر داشت غیر ممکن است به ادغام های CGI بهفیلم با توجه به نمایشگر تصویر دانه دانه فرمت . برای توالی مربوط به CGI ، فیلمبردار لری فونگ استفاده از سوپر -16 به جای. [ 13 ]
موسیقی 
سوپر 8

به نمره فیلم های مایکل Giacchino
منتشر شده آگوست 2، 2011
ثبت 2011
ژانر ارکسترال
69:84 طول مدت
برچسب وارز Sarabande
مایکل Giacchino گاهشناسی
ماشین 2
(2011) سوپر 8
(2011) مونت کارلو
(2011)
رتبه بندی حرفه ای
نمرات را نقد کنید
منبع رتبه
AllMusic 3.5 / 5 ستاره ها [14 ]
نمره برای فیلم توسط مایکل Giacchino ، آبرامز طولانی مدت همکار تشکیل شد. موسیقی متن فیلم در تاریخ 2 اوت ، 2011، توسط Sarabande وارز منتشر شد. این برنده جایزه 2012 زحل برای بهترین موسیقی .
در اعتبارات در پایان ، آهنگ " Sharona من " ، باصدای شلاق و "آیا من را بیاورید نه پایین " توسط ارکستر برق نور برجسته شده است. بلاندی آهنگ " قلب شیشه ای " و آهنگ ماشین " خداحافظ خداحافظ عشق " نیز در این فیلم برجسته است .
تمام موسیقی های تشکیل شده توسط مایکل Giacchino .
لیست آهنگ ها
تعداد عنوان طول
1. "سوپر 8" 01:44
2. " امور خانواده " 00:29
3. " مدل نقاشی " 00:41
4 . " لغو ​​احکام صادره ی های بازیگری " 00:40
5. " پیامدهای کلاس " 05:54
6. " افکار کوبیسم " 00:48
7. 00:44 " خواهیم آن را در ارسال عجله ثابت
8. " پاپ فرآورده های " 00:34
9. " قطار اندیشه " 00:35
10. " دایره می شودمکعب " 01:06
11. " ران برین وجود دارد ، خوردند که " 01:12
12. " مرده بیش از پاشنه 00:48
13. " گاز و برو " 01:34
14. " به دنبال لوسی " 00:49
15. " رادیو رقیق " 01:08
16. « گردنبند مامان " 01:33
17. : " Shootus Interuptus " 02:35
18. " افکار مامان " 01:41
19. " وودوارد نیش آن را " 01:54
20. پروژه های آلیس در جو " 02:29
21. " سازمان دیده بان محله - عدم موفقیت " 04:45
22. " تخلیه لیلیان " 03:40
23. " توقیف کامیونی حامل مشکل" 00:57
24. " بره ها در لام " 02:40
25. " وودوارد صفحه اصلی فیلم" 02:40
26. " خالدار برهها" 01:37
27. " نیروی هوایی HQ و یا مجسمه " 01:04
28. " بدترین زمینه سفر جهان" 03:36
29. " محاصره لیلیان " 02:57
30. " آفریده همینطور نوه ها " 10:10
31. " رها " 05:18
32. "سوپر 8 سوئیت " 05:54
33. "مورد " 03:28
طول کلی:
77:43
کمپین بازاریابی ویروسی
مانند Cloverfield ،JJ قبلی آبرامز تولید فیلم ، سوپر 8 از طریق یک کمپین بازاریابی ویروسی گسترده ارتقا یافت. برای اولین بار تریلر فیلم مرد آهنین 2 ، در ماه مه 2010 منتشر شد متصل شد . تریلر به فرض از یک بخش از منطقه 51 که در سال 1979 بسته شده و محتویات آن با قطار حمل و نقل به اوهایو منتقل . وانت درایو به قطار می دوزند ، به توطئههایی آن ، و یکی از واگن باز در حالی که یک دوربین سوپر 8 فیلم شکست . طرفداران تجزیه و تحلیل تریلر یک پیام پنهان ، " ترسناک ترین چیزی که من تا به حال دیدم " ، موجود در فریم های نهایی از تریلر در بر داشت. این منجر به یک وب سایت، ترسناک ترین چیزی که من تا به حال دیدم ، که شبیه سازی رابطPDP- 11 و سرنخ های مختلف موجود به خط داستان فیلم ، کامپیوتر در نهایت نازل شده است متعلق به جاش وودوارد ، پسر دکتر وودوارد ، که در حال تلاش برای پیدا کردن آنچه رخ داده به پدرش . یکی دیگر از وب سایت های ویروسی ، موشک Poppeteers نیز پیدا شد ، که مانند Slusho از Cloverfield نقش مستقیم در فیلم، بلکه به طور غیر مستقیم مرتبط است . وب سایت رسمی سوپر 8 نیز شاملویرایش اتاق " بخش ، که کاربران خواست برای پیدا کردن کلیپ های مختلف از سراسر وب و قطعه آنها را با هم . پس از اتمام حلقه می سازد تا فیلم که توسط بچه ها در تریلر دکتر وودوارد ، نشان دادن کشتی از هم پاشیده را به تکه های سفید فردی ، وبیگانه رسیدن به و را از طریق پنجره از قفس خود و ربودن دکتر وودوارد . در این ویدئو، بازی پورتال 2 شامل یک تریلر تعاملی قرار دادن بازیکن در هیئت مدیره قطار قبل از آن derails ، و نشان دادنکالسکه شکست باز و سر و صدا از بیگانه در داخل .
انتشار [ و ویرایش منبع | editbeta ]

این فیلم در استرالیا در تاریخ 9 ژوئن 2011، منتشر شد . ژوئن 10 ، 2011، در ایالات متحده ، و اوت 5، 2011، در انگلستان [15 ] در تاریخ 8 ژوئن ، پارامونت همچنین راه اندازی یک "سوپر 8 زیرچشمی نگاه کردن دزدکی حرکت کردن . " ارتقاء توییتر ، طرفداران ارائه فرصت به خرید بلیط برای غربالگری پیش ، در نظر گرفتن محل در تاریخ 9 ژوئن 2011 ، در ایالات متحده 35 . [16 ] این فیلم در # 1 در دفتر جعبه ایالات متحده که برای تعطیلات آخر هفته افتتاح شد ، پرفروش در مورد دلار میلیون نفر است.
رسانه ای صفحه اصلی [ منبع ویرایش | editbeta ]
این فیلم بر روی Blu-ray و DVD در تاریخ 22 نوامبر 2011 منتشر شد . [17]آزادی به عنوان یک بسته دسته کوچک موسیقی جاز با یک کپی دیجیتال ، از جمله نه ویژگی های اضافی و چهارده صحنه حذف شد. [ 18]
پذیرش 

پاسخ انتقادی
سوپر 8 بررسی ها به طور کلی مثبت است . در فیلم منتقدان گردآورنده گوجه فرنگی فاسد ، فیلم ، دریافت نمره از 82 درصد ، بر اساس 251 بررسی و میانگین امتیاز 7.4/10 با اجماع که: "این ممکن است بیرون کشیدن خاطرات تابستان کلاسیک کمی فیلم های پرفروش بیش از حد مشتاقانه برای برخی، اما سوپر 8 تا لرزش ، تابش یا روشنی خیره کننده بصری ، و عمق عاطفی به فراغت . " [ 19 ] Metacritic ، که نمره متوسط ​​و وزنی اختصاص 1-100 به بررسی از منتقدان ، بهفیلم اختصاص دادهMetascore از 72 بر اساس 40 منتقدان ، دلالت بررسی به طور کلی مطلوب است . [20]
کریس سوسا جمع آوری به فیلمامتیاز ، خواستار آن را " یک داستان gripping و هیجان انگیز پیدا کردن مکان فرد در جهان در میان تراژدی " . بررسی خود به این نتیجه رسید : " در حالی که سبک خم گاهی اوقات هم میریزد ، ماهیت واقعی و عاطفی جربنج فیلم سفر خود را باور . " [21 ]
راجر ایبرت به این فیلم 3 و نیم ستاره از 4 و گفت ، " سوپر 8فیلم فوق العاده نوستالژی نه برای یک زمان اما برایسبک فیلم سازی ، زمانی که مخاطبان جوان پوسته شوکهداستان گفته شد و بیش از کوفتند نشده است ، آبرامز سر با عمل پرخاشگرانه . رفتار اوایل نوجوانی با حساسیت و محبت است. " [6 ] ریچارد کورلیس زمان بهبررسی مثبت مشابه ، خواستار آن " سال بیشتر هیجان ، احساس جریان اصلی فیلم " . [ 22 ] او پس از آن است که یکی به نام از بالا 10 بهترین فیلم سال 2011 [ 23 ] جیمی گراهام فیلم ها به فیلمامتیاز پنج ستاره کامل ، گفت، " مانند اسپیلبرگ، آبرامزچشم از ترس ، ارکستراسیون استادانه خود را از تصاویر ماندگار - غلتان مخزن از طریق زمین بازی کودکان ،نقطه عطفی طرح محوری در فاصله از طریق سوراخ کوچکی دردیوار اتاق خواب قاب - مارک او را به عنوان یک قصه گو به دنیا عشق خود به دوران سینمایی نامه " . [24 ] کریستوفراقیانوس اطلس اور آنبه نام " " در حالی که کلودیا Puig از ایالات متحده آمریکا امروز آن را به عنوان ستایش " تابستان شلیک بمب دارای قدرت تخریبی در تمام سیلندر " .
منتقدان و مخاطبان به طور یکسان قطبی در پایان این فیلم بودند. برخی آن را به صورت احساسی ، قدرتمند، و جلب رضایت در حالی که دیگران آن را در بر داشت با عجله و مجبور . برای مثال نوشتن نوت بوک MUBI را ، فرناندو F. کروچه ادعا که " هیچ فیلم در این سال باز می شود امیدوار کننده و نویدبخش تر و بیشتر dismally از جی جی آبرامز ' سوپر 8 به پایان می رسد . " [25 ] سایر منتقدان منفی در homages مکرر فیلم نظر به نخستین آثار اسپیلبرگ، به خصوص در تصویر خود را از خانواده شکسته (تم اسپیلبرگ در تقریبا تمام فیلم های خود را به کاوش ) . تام خیریه سی ان ان برای مثال احساس که " آبرامز " تقلید [ بود ] سایه برای خیلی احترام طعم [ او ] " [ 26 ] دیوید Edelstein ، مجله نیویورک تایمز ، آن رابه نام " فاحشه خانه آشکار ، " و افزود که" آبرامز است احتمالا مبارزه به تکثیر حرکت امضا اسپیلبرگ از روز او را برداشت یک دوربین در حال حاضر، با برکت و رحمت از استاد ، او می تواند با نشاط اثار ادبی دیگران را سرقت کردن ". [ 27 ]
دفتر جعبه [ منبع ویرایش | editbeta ]
سوپر 8 بودجه تولید 50 میلیون دلار بود. تجاری در 10 ژوئن 2011 منتشر شد . درایالات متحده و کانادا در 3،379 تئاتر افتتاح شد و بیش از $ 35.4 میلیون در تعطیلات آخر هفته باز کردن آن فروش ، رتبه بندی برای اولین بار در دفتر جعبه را . [28 ] این فیلم به مبلغ 127 میلیون دلار در آمریکای شمالی با مجموع از برخی از 260 میلیون دلار در سراسر جهان فروش . [ 2]


تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392 | 01:29 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

                    

احتمالا همه آنهایی که چندین سال پیاپی در سیما مجموعه‌های تلویزیونی مهران مدیری را دنبال می‌کردند، از سه‌شنبه گذشته به نزدیک‌ترین بقالی محل سری زده‌اند تا جدید‌ترین مجموعه او «قهوه تلخ» را بخرند.

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، مجموعه‌ای که ابتدا قرار بود در تلویزیون پخش شود که به دلایل متناقضی که چندین‌بار اعلام شد، پخش نشد.

اما حالا که این مجموعه در سراسر کشور با تبلیغات بسیار وسیع پخش شده، خبر می‌آید که «قهوه تلخ» در نخستین روز پخش ۵۰۰ هزار نسخه فروخته است.

این مجموعه به صورت «تک دی‌وی‌دی» یا «سه سی‌دی» عرضه می‌شود و قیمت آن هم ۲۵۰۰ تومان است.

خبر فروش ۵۰۰ هزار نسخه‌ای در یک‌روز را سایت رسمی «قهوه تلخ» هم تایید کرده است.
با این اوصاف اگر ضرب و تقسیم ساده‌ای بکنیم فروش یک روز این مجموعه دقیقا برابر است با یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان.

از طرف دیگر گفته‌ می‌شود تیراژ پخش این مجموعه در هر فصل به دو میلیون نسخه خواهد رسید.
پس باز هم سر انگشتی حساب کنیم. دو میلیون ضرب در ۲۵۰۰ تومان مساوی است با پنج میلیارد تومان.

برای پیگیری موضوع سری به سوپرمارکتیِ پشت روزنامه می‌زنیم.

همه فیلم‌هایی را که به تازگی در شبکه سینمای خانگی توزیع شده‌اند مرتب و منظم روی میز چیده است.

سریال «قهوه تلخ» را هم آن جلو گذاشته که یکی،‌دو تا بیشتر ازش نمانده‌است.

«فروشش چطور است؟» ما می‌پرسیم ووی جواب می‌دهد: «عالی. می‌بینید که! چند تایی بیشتر نمانده‌است.» تا می‌فهمد از روزنامه آمده‌ایم، خودش را جمع‌وجور می‌کند.

هرطور شده راضی‌ می‌شود به چند سوال دیگر هم جواب دهد.

می‌گوید: «ما این سریال را دانه‌ای ۱۸۰۰ تومن می‌خریم.» یعنی هفتصد تومان در هر مجموعه سود می‌کنند.

ضرب و تقسیم‌ها رفته‌رفته سخت تر می‌شوند. اگر بقالی‌ها ۱۸۰۰ تومن می‌خرند، برای شرکت‌های توزیع‌کننده چند تمام می‌شود؟ در این باره هم جست‌وجو بی‌فایده است.

هیچ خبر رسمی‌ای در این باره منتشر نشده است. تنها اخباری که به‌طور رسمی درباره شرکت الوند منتشر شده در همان سایت رسمی «قهوه تلخ» است: « ۹ شعبه در سراسر کشور، ۳۰ نماینده در سراسر کشور، تحت پوشش قراردادن ۴۰۰۰۰ فروشگاه خرده‌فروشی و عمده فروشی در سراسر کشور، همکاری با تمامی فروشگاه‌های زنجیره ای در کشور و…» ضرب و تقسیم دارد سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.

در اوایل روزهای سال ۸۹ بود که خبری توسط سایت جهان منتشر شد با این مضمون که در آخرین جلسه‌ای که برای توافق میان مدیران شبکه سوم سیما و تهیه کنندگان این سریال برگزار شد، ظاهرا از طرف مدیر شبکه سوم سیما رقم سه‌ونیم میلیارد تومان برای خرید این سریال پیشنهاد شد اما برادران آقاگلیان به‌رغم رقم مذکور، دیگر درآمدهای حاصل از پخش این سریال را هم خواسته بودند که پذیرفته نشد.

با فرض درست بودن این خبر، میزان هزینه‌ای که برای ساخت این سریال صرف شده تقریبا مبلغی حدود سه میلیارد تومان یا کمی کمتر و بیشتر است.

راستی اگر حساب و کتاب سختتان نیست، حساب کنید که در پایان پخش ۳۰ بسته‌ای (شامل ۹۰قسمت) این سریال چند تومان این‌ور و آن‌ور می‌شود؟ این مجموعه که توسط شرکت پخش الوند توزیع می‌شود طبق برنامه‌ریزی به صورت هر هفته سه قسمت توزیع خواهد شد.

اینکه تهیه‌کنندگان این سریال چقدر از فروش این مجموعه سود می‌برند به هیچ کس ربطی ندارد اما آیا نمی‌توان میزان گردش مالی کل این مجموعه را مثلا با بودجه فرهنگی کل یک استان مقایسه کرد؟ حالا حساب کنید گردش مالی مجموعه قهوه‌تلخ پس از فروش ۳۰ قسمت چقدر است و چند درصد از بودجه فرهنگی کل کشور است.



تاریخ : سه شنبه 26 شهریور 1392 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                                 
اخراجی‌ها نام فیلمی ایرانی به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و ساخته سال ۱۳۸۶است. «اخراجی‌ها» پس از ساخت دو مستند «فقر و فحشا» و کدام استقلال؟! کدام پیروزی؟!» نخستین ساخته سینمایی ده‌نمکی است.

خلاصه داستان

مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا می‌شود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او می‌داند. مجید تصمیم می‌گیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او می‌شوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفت‌هایی وجود دارد اما باضمانت میرزا و یکی دیگر رزمنده‌ها آنها به پادگان آموزشی می‌رسند.[۱]

 اخراجی‌ها ۳


اخراجی‌ها ۳ آخرین قسمت از سه‌گانه[۵] اخراجی‌ها، به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و محصول ایران است[۱۳][۱۴] که در ۱۹ اسفندماه ۱۳۸۹ در تالار بزرگ کشور اکران خصوصی [۱۵] و در ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ اکران عمومی شد.[۱۶] این قسمت اخراجی‌ها به مسائل و مشکلات اخراجی‌ها پس از جنگ و جامعه امروز می‌پردازد.[۱۷][۱۸][۱۹] تمام صحنه‌های مربوط به فیلم در فضای شهری و در تهران مقابل دوربین رفته است.[۲۰] این فیلم مانند اخراجی‌ها و اخراجی‌ها ۲ از مضمونجنگ ایران و عراق و روایتی طنز برخوردار است و به نوعی نتیجه قصه این سه‌گانه در این فیلم بیشتر نمود پیدا می‌کند.[۵] در این فیلم علاوه بر اشاره به انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، به مناظره‌های انتخابات اشاره‌ای کنایه آمیز شده‌است.[۲۱]این فیلم قرار بود در بخش مسابقه بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر حضور یابد.[۲۲] ولی به علت نرسیدن نسخه ۳۵ میلی‌متری به هیأت داوری، در زمان تعیین شده از بخش مسابقه خارج شد. این فیلم در زمان اکران بیش از پنج میلیارد تومان فروش داشت. [۲۳]

این فیلم با فروش ۵ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان در داخل ایران، پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین فیلم سال ۱۳۹۰ بود.[۲۴]

داستان[ویرایش]

اخراجی‌ها سه خط داستانی دارد که دو قسمت آن به جنگ ایران و عراق و یک قسمت آن به مسائل روز برمی‌گردد. «اخراجی‌ها۳» یک نگاه منتقدانه به مناسبات سیاسی و اجتماعی بعد از جنگ دارد که با زبان طنز بیان می‌شود.[۲۵]

در بخشی از این فیلم محمدرضا شریفی نیا در هنگام مناظره با رضا رویگری به او می‌گوید:[۲۶]

بگم؟ بگم؟ بگم زنت دماغش رو کجا عمل کرده؟!

روند ساخت[ویرایش]

فیلمبرداری این فیلم از تاریخ ۱۰ آذرماه ۱۳۸۹ آغاز شد[۲۷] و در ۲۷ دی ۱۳۸۹ به پایان رسید[۲۸] که بیش از ۴۰ بازیگر مطرح در آن ایفای نقش کردند.[۲۹] در طی ۴۵ جلسه فیلمبرداری بیش از ۲هزار هنرور در سکانس‌های مختلف مقابل دوربین قرار گرفتند.[۳۰] موسیقی فیلم توسط بهنام ابطحی ساخته شده و بهنام صفوینماهنگ فیلم را با شعری از محمدحسین جعفریان خوانده‌است.[۳۱] ایمان امیدواری طراح گریم فیلم را بر عهده دارد.[۳۲][۶]

در ۱۳ آذر ۱۳۸۹ عوامل سازنده فیلم برای فیلمبرداری از یکی از صحنه‌های این فیلم اقدام به بستن تونل رسالت کردند و همین امر باعث به وجود آمدن ترافیک سنگین درساعات اولیه صبح شد.[۳۳] در ۲۱ دی ۱۳۸۹ یکی از هنروران فیلم نام ابراهیم مسعودی[۳۴] در حالی که گروه مشغول صرف ناهار بودند بر اثر بی احتیاطی از طبقه دوم ساختمانی سقوط کرد و درگذشت.[۳۵] لیدرهای طرفداران دو باشگاهپرسپولیس و استقلال سکانسهای تظاهرات‌های خیابانی این فیلم را ساماندهی می‌کردند.[۳۶]

حمایت‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

خبرگزاری مهر در گزارشی عنوان کرد که اخراجی‌ها ۳ برای رکورد شکستن از حمایت تلویزیون و نهادها برخوردار است.[۳۷] پخش اخراجی‌ها واخراجی‌ها ۲ از تلویزیون در نوروز و حضور ده‌نمکی همزمان با تحویل سال نو از اقدامات تبلیغاتی برای این فیلم بود.[۳۸] اختصاص بلیط رایگان فیلم اخراجی‌ها بعنوان هدیه نوروزی در بعضی مراکز نظامی و فرهنگی از دیگر اقدامات حکومت جمهوری اسلامی ایران به سود این فیلم بود.[۳۹]

تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران در یادداشتی عنوان کرد که که از پیش از عید سال ۱۳۹۰ قرار بوده در اولین برنامه هفت در تلویزیون در سال جدید حضور داشته باشد تا این که یک روز پیش از تاریخ وعده داده شده، فریدون جیرانی کارگردان برنامه هفت به او اطلاع می‌دهد که مسوولان تلویزیون مسعود ده‌نمکی را جایگزین او کرده‌اند. میلانی می‌گوید همه تیزرهای سینمایی و زیرنویس‌های تلویزیون به این فیلم اختصاص داده شده‌است، اما انگار این تبلیغات کافی نبوده‌است و تلاش شده تا کارگردان اخراجی‌ها ۳ در برنامه زنده هفت جایگزین من شوند و برای فیلم خود تبلیغ کنند[۴۰]

اعتراض به عدم رعایت حق تألیف[ویرایش]

فیلم اخراجی‌ها با سه اعتراض در مورد نقض حق تألیف روبرو شد. محمد حسین جعفریان عنوان کرد که ده‌نمکی بدون اجازه شعری از او را که متعلق به بیست سال پیش است را در اخراجی‌ها ۳ استفاده کرده‌است. همچنین خبرها و عکس‌هایی منتشر شد که بیانگر کپی برداری پوستر فیلم اخراجی‌ها از اثر دیگری است. از سویی دیگر حمید طالب‌زاده در مصاحبه‌ای عنوان کرده که از ترانه <<همه چی آرومه>> او نیز بدون کسب اجازه در فیلم اخراجی‌ها استفاده شده‌است.[۴۱]

بازیگران[ویرایش]

بسیاری از بازیگران نام آشنای ایران در این مجموعه ایفای نقش کرده‌اند. سید جواد هاشمی در نقش یک کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بازی کرد.[۴] تینا پاکروان به عنوان مدیر تولید و محمدرضا شریفی‌نیا یکی از بازیگران نقش‌های اصلی فیلم است.[۴۲][۴۳]

بازیگرشخصیتنقش
محمدرضا شریفی‌نیاحاجی گرینفرقیب اکبر دباغ در انتخابات ریاست جمهوری[۴۴]
بهنوش بختیاریهمسر اکبر دباغ[۲۶]
رضا رویگریاکبر دباغمردی به ظاهر مدرن نامزد انتخابات ریاست جمهوری[۴۴]
لیلا اوتادیهمسر حاج صالح گرینوف.[۴۵]
نیما شاهرخ‌شاهیپسر حاج صالح گرینوف.[۴۶]
اکبر عبدیبایرام لودربوقچی‌حاجی گرینف.[۴۷]
امین حیاییبیژن بزغاله بوقچی حاجی گرینف.[۴۷]

بازتاب‌ها[ویرایش]

  • مسعود دهنمکی در واکنش به بازتاب‌های ساخت این فیلم گفت:[۲۶]
    اما این بار در اخراجی‌های سه با زبان طنز و کنایه با همه کار داریم. از چپ گرفته تا راست - گروه فشار گرفته تا گروه‌های تحت فشار. از خودمان تا خودتان.
  • رضا رویگری اخبار منتشر شده در برخی رسانه‌ها مبنی بر اینکه قرار است نقش میرحسین موسوی؛ به عنوان یکی از کاندیدهای ریاست جمهوری را بازی کند، تکذیب کرد.[۴۸]
  • بهنوش بختیاری بازیگر فیلم ضمن گلایه از برخی برخوردها و واکنش‌ها به خاطر بازی در این فیلم عنوان کرد که یکی از دوستانش که با او دوستی ده ساله‌ای داشته به خاطر بازی دراین فیلم با او قهر کرده و قطع ارتباط نموده‌است.[۴۹]
  • عادل فردوسی پور در برنامه نود در جمله‌ای گفت که اخراجی‌ها اصلا فیلم خنده‌داری نیست. ده نمکی درواکنش به سخنان فردوسی پور گفت: زیاد تمایل ندارم در خصوص این مسأله اظهارنظر کنم اما برای من و علاقمندان اخراجی‌ها اصلا مهم نیست که عادل فردوسی‌پور در برنامه نود چه چیزی گفته‌است، فردوسی‌پور عددی نیست که بخواهد درباره اخراجی‌ها حرفی بزند.[۵۰]
  • وبگاه فارسی بی‌بی‌سی نوشت:[۵۱]
    مسعود ده نمکی در قسمت سوم اخراجی‌ها، رویدادهای مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ایران را به هجو کشیده‌است. داستان فیلم درباره سه کاندیدای رئیس جمهوری با گرایش‌های سیاسی مختلف است که هر کدام با رنگ مشخصی معرفی می‌شوند و گروه‌های سیاسی موجود در صحنه سیاست ایران، از اصولگراها تا اصلاح طلبان را نمایندگی می‌کنند.

نسخه کپی این فیلم در حال اکرانش به بازار آمد و انتقاد ده نمکی و برخی از فعالان حوزه فرهنگ راه به همراه داشت.



تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 | 01:05 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                                   
اشک‌ها و لبخندها یا آوای موسیقی (به انگلیسیThe Sound of Music)‏، فیلم موزیکال سال ۱۹۶۵ به کارگردانی رابرت وایز و با بازی جولی اندروز است. ترانه‌های این فیلم را راجرز و هامرستاین، زوج آهنگساز آمریکایی ساخته‌اند و فیلمبرداری آن در سالزبورگ اتریش و باواریا در آلمان غربی و همچنین در استودیوی فاکس قرن بیستم در کالیفرنیا انجام شده‌است.
نام ها
نام اصلی فیلم به انگلیسی یا (The Sound of Music)، به معنی آوای موسیقیاست اما در کشورهای مختلف با عنوان‌های گوناگونی به نمایش در آمده‌است.
  • ایران: اشک‌ها و لبخندها. (به مدیریت دوبلاژ آقای علی کسمایی)

Ashkha va labkhandha

(Tears and Smiles)

  • آلمان: آوازهای من، رویاهای من.

Meine Lieder, Meine Träume

(My Songs, My Dreams)

  • فرانسه: ملودی شادی

La mélodie du bonheur

(The Melody of Happiness)

  • پرتقال: موسیقی در قلب

Música no Coração

(Music in the Heart)

  • برزیل:

Noviça Rebelde

(The Rebel Novice)

  • ایتالیا:

Tutti insieme Appassionatamente

(All Together with Passion)

  • هلند:

De mooiste muziek

(The Most Beautiful Music)

  • اسپانیا:

Sonrisas y Lágrimas

(Smiles and Tears)

  • یونان:

Η μελωδία της ευτυχίας

(I melodia tis eftihias, The Melody of Happiness)

  • اسرائیل:

צלילי המוזיקה

(Tzeliley ha-muzika, The Sound of Music)

  • عربستان سعودی:

صوت الموسیقی

(Saut al-musiqa, The Sound of Music)

  • اسلونی:

Moje pesmi, moje sanje

(My Songs,my Dreams)

  • یوگوسلاوی:

Moje pesme, moji snovi

(My Songs, My Dreams)

  • تایلند:

มนต์รักเพลงสวรรค์

(Love Magic from the Song of Paradise)

جوایز

اشک‌ها و لبخندها در سال نمایش خود موفق شد رکورد فروش تاریخ سینما را تا زمان خودش بشکند و نامزد ده جایزه اسکار شود و پنج جایزه اسکار را به دست آورد. این جوایز عبارتند از:

  • بهترین فیلم
  • بهترین کارگردانی
  • بهترین صداگذاری
  • بهترین موسیقی متن
  • بهترین ویرایش صحنه

همچنین بنیاد فیلم آمریکا، در سال ۲۰۰۶ میلادی، این فیلم را در رتبه ششم لیست بهترین فیلمهای موزیکال، قرار داد.


                  

                  


  



تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 | 10:06 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
بر باد رفته (به انگلیسیGone With The Wind)‏ درام عشقی آمریکایی ساخته شده در سال ۱۹۳۹ به کارگردانی ویکتور فلمینگ است. کلارک گیبل و ویویان لی دو نقش اصلی را دارند. لسلی هوارد، الیویا دو هاویلند، هتی مکدانیل و ان رادفورد از دیگر بازیگران این فیلم هستند. این فیلم که حدود ۲۳۸ دقیقه است، روایت عشق یک دختر جنوبی در خلال جنگ داخلی آمریکا را به تصویر می‌کشد. بر باد رفته یکی از پرفروش‌ترین و پربیننده‌ترین فیلم‌های ساخت هالیوود می‌باشد. این فیلم جوایز متعددی را از آن خود کرد، که از میان آن‌ها می‌توان به چهار جایزهٔ اسکار، بهترین فیلم، بهترین کارگردان برای ویکتور فلمینگ، بهترین هنرپیشه نقش اول زن برایویویان لی و بهترین نقش مکمل زن برای هتی مکدانیل اشاره کرد.

داستان
اسکارلت بزرگ ترین دختر جرالد اوهارا صاحب مزرعه پنبه تارا .با فهمیدن اعلام نامزدی وازدواج اشلی ویلکز پسر مالک مزرعه مجاوربا دختر خاله اش ملانی همیلتون به فکر ابراز علاقه به اشلی میفتدچون فکر میکند اشلی به خاطر ناامید شدن از او میخواهد ازدواج کند. در یک میهمانی در خانه ویلکز اسکارلت به اشلی اظهار علاقه می‌کند ولی اشلی عنوان می‌کند که می خواهد با دخترخاله اش ملانی ازدواج کند. رت باتلر ماجراجوی خوش قیافه‌ای که شاهد صحبت ها بوده‌است از جسارت اسکارلت خوشش ماید. جنگ شمال و جنوب آمریکا آغاز می‌شود و اسکارلت با چارلز برادر ملانی ازدواج می‌کند، ولی چارلز در اردوی آموزشی درمی‌گذرد. اسکارلت به آتلانتا پیش ملانی می‌رود و در آنجا دوباره با رت باتلر که حالا دلال ارتش است و پول کلانی به جیب می‌زند روبه رو می‌شود. وقتی آتلانتا مورد حمله نیروهای شمالی قرار می‌گیرد رت به اسکارلت و ملانی که تازه زایمان کرده کمک می‌کند که از شهر بگریزند و آنگاه به جنوبی‌ها می‌پیوندد. وقتی اسکارلت به تارا می‌رسد مادرش مرده و پدرش دچار جنون شده‌است و مسئولیت نگهداری مزرعه بر دوش اسکارلت می‌افتد. اشلی از جنگ برمی‌گردد و درکنار اسکارلت زندگی می‌کند. شمالی‌ها برای مزرعه مالیات سنگینی وضع می‌کنند و اسکارلت برای نگهداری مزرعه وتهیه پول به شهر میرود و با فرانک کندی نامزد خواهرش ازدواج می‌کند. پس از مرگ فرانک اسکارلت اداره کارخانه چوب بری او را به عهده می‌گیرد. سرانجام رت باتلر از اسکارلت تقاضای ازدواج میکند وباهم ازدواج می‌کند ولی توجه مداوم او به اشلی ازدواجشان را به جدایی می‌کشاند. پس از مرگ دختر خردسالشان رت برای همیشه اسکارلت را ترک می‌کند و اسکارلت که بالاخره دریافته‌است اشلی هیچگاه او رادوست نداشته و علاقه او به اشلی بیشتر یک رویای کودکانه بوده‌است به مزرعه پنبه تارا بازمی‌گردد تا به زمین نزدیک باشد و از آن نیروی حیات بگیرد.

صداگذاری به زبان فارسی

  1. احمد رسول زاده (مدیریت دوبله بر باد رفته و چهره ماندگار دوبله)
  2. رفعت هاشم‌پور بجای ویوین لی در نقش اسکارلت اوهارا
  3. حسین عرفانی بجای کلارک گیبل در نقش رت باتلر
  4. ناصر طهماسب بجای لسلی هاوارد در نقش اشلی ویلکز
  5. معصومه فرخنده مآل بجای اولیویا دو هاویلند در نقش ملانی هملیتون
  6. فهیمه راستکار بجای هتی مکدانیل در نقش مامی (کلفت سیاه چرده منزل اوهارا)
  7. ناصر احمدی بجای کارول نای در نقش فرانک کندی
  8. سیمین سرکوب بجای باربارا اونیل در نقش الن اوهارا (مادر اسکارلت)
  9. منصوره کاتبی بجای ایلین کیرز در نقش سوئلن (خواهر اسکارلت)
  10. فریبا شاهین‌مقدم بجای آن رادرفورد در نقش کارین (خواهر اسکارلت)
  11. بهرام زند در چند نقش و از جمله فورد کرین در نقش استولرت تارلتن
  12. ناصر نظامی در چند نقش و از جمله جرج ریوز در نقش برنت تارلتن
  13. بدری نوراللهی بجای یورا هوپ ریوز در نقش عمه پتی
  14. آذر دانشی در چند نقش و از جمله بارتری مک کوئین در نقش پریسی (خدمتکار کم سال سیاه) و همینطور خانم نیل
  15. آرشاک قوکاسیان بجای باند بروکس در نقش چارلز همیلتون
  16. اکبر منانی بجای (پدر اسکارلت)
جوایز
  1. بهترین فیلم
  2. بهترین کارگردان ویکتور فلمینگ
  3. بهترین هنرپیشه نقش اول زن ویویان لی
  4. بهترین نقش زن دوم هتی مکدانیل
  5. بهترین فیلمنامه اقتباسی (سیدنی هوارد)
  6. بهترین فیلمبرداری رنگی (ارنست هالر و ری رناهان)
  7. بهترین تدوین هال کرن و جیمز نیوکام
  8. بهترین طراحی صحنه (لایل ویلر)
  9. جایزه موفقیت تکنیکی به دان ماس گریو برای پیشقدم شدن در به کار بردن هماهنگ بین ابزار و ادوات در ساخت
  10. به جایزه افتخاری ویلیام کامرون منزایس برای موفقیت برجسته در به کار بردن رنگ برای بالا بردن حالت دراماتیک در ساخت.
نامزد های اسکار

  1. بهترین هنرپیشه نقش اول مرد کلارک گیبل
  2. بهترین هنرپیشه نقش دوم زن الیویا دو هاویلند
  3. بهترین موسیقی متن ماکس استاینر
  4. بهترین ضبط صدا: استودیو صدا ساموئل گلدوین "توماس تیمولتون کارگردان صدا
  5. بهترین جلوه‌های ویژه (جک کوزگرو/فرد آلبین و آرتور جونز)
  6. جزو ده فیلم برترسال ۱۹۳۹ نیویورک تایمز
افتخارات

  • برنده جایزه منتقدان نیویورک برای بهترین بازیگر زن نقش اول ویویان لی.
  • بربادرفته مقام چهارم بهترین فیلم دوران را از انستیتو فیلم آمریکا دریافت کرده‌است.
  • همچنین مقام هشتم برترین فیلم جهان را از Entertainment Weekly دریافت کرده‌است.

تصاویر
                
                                      

                                     
            
                           



تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 | 09:58 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات



اطلاعاتی درباره فیلم ورود آقایان ممنوع%

اطلاعاتی درباره فیلم ورود آقایان ممنوع

یک کمدی ‌رمانتیک
اکران عمومی «ورود آقایان ممنوع» بهانه بسیار خوبی است برای آسیب‌شناسی ژانر کمدی در سینمای ایران. دیده و شنیده‌ایم که در نقدها و نظرها به کمدی‌های سال‌های اخیر به گونه‌ای پرداخته شده که گویی مترادف ابتذال هستند. خیلی‌ها هم که در صدد تعریفی دقیق از ژانر کمدی بودند، نمی‌توانستند مصداق بارز آن را ارائه کنند. در اینجا نقدی کوتاه بر فیلم ورود آقایان ممنوع داریم تا سره از ناسره معلوم شود.

فیلمنامه
تقریبا هر کسی که تعدادی فیلم خوب در زندگی‌اش دیده است، می‌داند هر فیلم خوبی الزاما قصه‌ای خوب دارد. قصه خوب هم آن نیست که پرماجرا یا مبهوت‌کننده باشد. در واقع مهارت فیلمنامه‌نویس است که می‌تواند قصه‌ای را در قالب یک فیلمنامه بریزد و مهم‌ترین قاعده و اصل یک اثر قابل توجه را بنیان گذارد. فیلمنامه ورود آقایان ممنوع، نوشته پیمان قاسمخانی است؛ کسی که پیش از این هم استعداد و هنر خود را در نگارش کمدی‌های سینما و تلویزیون ایران نشان داده و پس از سال‌ها، با این فیلم بار دیگر به سینما بازگشته است. ما در این مختصر فقط می‌خواهیم به ۳ نکته پیشرفت ماجرا، شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی بپردازیم. در بخش اول، مهم‌ترین نکته این است که چگونه می‌توان به تماشاگر یک فیلم درباره قصه و آدم‌ها اطلاع‌رسانی کرد. در این فیلم، نویسنده با نمایش یک وضعیت غیرعادی از یک مدرسه و مدیر خل‌وضعش که اجازه نمی‌دهد هیچ مردی به وارد مدرسه شود، خود به خود در حال ایجاد ذهنیتی در تماشاگر است که حدس بزند این روند تا کی ادامه خواهد یافت. اتفاق مهم در همان دقایق ابتدایی می‌افتد و متوجه می‌شویم یکی از آموزگاران در آستانه کنکور، قادر به ادامه فعالیتش نیست و حالا مدیر مردستیز مجبور است از اصول خودش تخطی کند و حضور یک آموزگار مرد را بپذیرد. این بهترین مدخل برای ورود به یک کمدی‌رمانتیک عامه‌پسند است. همچنان که می‌دانید در فیلم‌هایی از این دست، غالبا دوستی و عشق میان دو فرد ناهمگون ایجاد می‌شود؛ بنابراین تماشاگر حق دارد برای شخصیت‌ها چنین سرنوشتی را انتظار داشته باشد، اما آنها که ورود آقایان ممنوع را دیده‌اند خوب می‌دانند اواخر فیلمنامه، نویسنده طی یک پیچ عجیب و غافلگیرکننده، قصه را به سمت‌وسوی دیگری می‌برد که کمتر کسی پیش‌بینی‌اش را می‌کند. از نظر شخصیت‌پردازی، این فیلم یک نمونه خوب است. خوب از این نظر که با ساده‌ترین ترفندها، شخصیت‌ها را به تماشاگرش معرفی می‌کند. هرکدام از آدم‌های اصلی، یک ویژگی برجسته دارند. مثلا مدیر قاطع است، معلم متزلزل، بچه‌ها باهوش و زیرکند و دکتر رند و بی‌حیاست. این ویژگی‌های غالب، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در موقعیت‌های آتی دارند. مدیر قربانی همان قاطعیتش می‌شود، معلم جسارت پیدا می‌کند، بچه‌ها یاد می‌گیرند که چگونه می‌توان موانع را از پیش‌رو برداشت و دکتر هم رفته‌رفته با این واقعیت مواجه می‌شود که رندی و بی‌حیایی‌اش همیشه نمی‌تواند او را ممتازتر از بقیه نشان دهد. بازی با این ایده‌ها، یکی از اصلی‌ترین درونمایه‌های فیلمنامه ورود آقایان ممنوع است.
اما درباره دیالوگ‌نویسی فیلم باید به این مختصر اکتفا کرد که اولا جنس حرف زدن آدم‌ها بر اساس سواد، میزان شعور، طبقه و قشرشان است و دوم این‌که نوع جمله‌ها و تکه‌پرانی‌هایشان کاملا در خدمت دو ویژگی قبلی فیلمنامه است؛ یعنی هم کمک می‌کند به پیشرفت ماجرا و هم برخاسته از شخصیت‌شان و کاملا منطبق با آن است.

کارگردانی
حالا پس از دیدن فیلم «اسپاگتی در هشت دقیقه» و سریال «مسافران» و فیلم «پسر آدم، دختر حوا»می‌توان گفت رامبد جوان در عرصه کارگردانی به حدی از رشد دست یافته که فیلمی در اندازه ورود آقایان ممنوع بسازد. یکی از خصوصیات قابل اشاره جوان در کارگردانی، هدایت دقیق بازیگرانش است. در فیلم‌ها و سریال‌های او کمتر دیده‌ایم بازیگران اجراهای ضعیفی داشته باشند و شاید دلیل اصلی‌اش برگردد به این‌که او خود بازیگری باتجربه است. البته درباره بازی بازیگران در بخش بعدی خواهیم نوشت، چون این فیلم هم از نظر جوایزی که در جشنواره گرفت و هم از نظر منتقدان، بازی‌های قدرتمندی دارد.
رامبد جوان تاکنون بیشتر زمان حرفه‌ایش را روی کارهای کمدی گذاشته است و اساسا به عنوان یک کمدی‌ساز نام‌آشنا شناخته می‌شود. کمدی هم امکان می‌دهد اوبا تماشاگران بیشتر ارتباط داشته باشد و زمینه‌ای است برای این‌که در حوزه تخصصی‌اش فعالیت کند. در این مدت، برخی بر این عقیده بودند که کمدی‌ساز بودن رامبد جوان، نوعی توقف در مسیر حرفه‌ایش است و بهتر است او گونه‌های دیگر سینمایی را امتحان کند. البته این حرف چندان اعتباری ندارد، زیرا فیلمسازان بزرگی مانند بلیک ادواردز یا وودی آلن بوده و هستند که ارج و اعتبارشان را از کمدی به دست آورده‌اند. شاید بهتر باشد این جمله را چنین بگوییم که خوب است رامبد جوان گونه‌های دیگر کمدی‌سازی را هم تجربه کند. کمدی ژانر گسترده‌ای است که زیرگونه‌های فراوانی دارد و حالا که جوان مسیر روبه‌رشدی را در کارنامه‌اش طی می‌کند، با خیال آسوده‌تری می‌تواند به شیوه‌های دیگر کمدی نیز نزدیک شود. برگردیم به فیلم و ببینیم جوان در موفقیت ورود آقایان ممنوع، چقدر سهم داشته است. اول از همه باید از تبحر و مهارت او در کارگردانی صحنه‌های شلوغ یاد کرد. بردن دوربین به داخل یک مدرسه و هدایت همه بازیگران و نابازیگران حاضر در صحنه، واقعا کار دشواری است که جوان خوب از عهده آن برآمده است. همچنین باید از وسواس او در انتخاب لوکیشن‌ها گفت که برخلاف روال رایج سینمای ایران، مثلا برای نشان دادن یک بیمارستان به ساده‌ترین مکان‌ها متوسل نمی‌شود و لوکیشنی دقیق را انتخاب می‌کند تا فیلمش هر چه باورپذیرتر از کار درآید.


بازیگران
کمتر کسی فکر می‌کرد رامبد جوان نقش اصلی فیلمش را به ویشکا آسایش بسپارد. این بازیگر که زمانی به خاطر حضورش در سریال داوود میرباقری مطرح شد، پس از آن دیگر نتوانست قابلیت‌های خود را در سینما به نمایش بگذارد و بیشتر فیلم‌ها و سریال‌هایش را آثاری ضعیف و دم‌دستی تشکیل دادند. اما انتخاب او، هم به دلیل خصوصیات ظاهری و فیزیکی‌اش و هم براساس شناخت رامبد جوان از قابلیت‌های بازیگریش کمک بسیاری به جذابیت نقش مدیر کرد. او در بیشتر دقایق فیلم زیر گریم سنگین، بازی موفقی از خود به نمایش می‌گذارد و با تجربه کمی که در ایفای نقش‌های کمدی دارد، جلوی بازیگر کارکشته‌ای مثل رضا عطاران کم نمی‌آورد و پابه‌پای او تا پایان فیلم پیش می‌رود.

عطاران هم در عرصه کمدی به درجه‌ای از آگاهی‌ رسیده که کمتر از اینها را از او انتظار نداشته باشیم. در کنار اینها بازیگران مکمل فیلم هم با وجود زمان محدودشان، نقش‌آفرینی‌های قابل قبولی دارند. مانی حقیقی، پگاه آهنگرانی، ستاره پسیانی، بهاره رهنما و… برای نقش‌هایی که ایفا می‌کنند، بهترین انتخاب بوده‌اند.اطلاعاتی درباره فیلم ورود آقایان ممنوع

یک کمدی ‌رمانتیک
اکران عمومی «ورود آقایان ممنوع» بهانه بسیار خوبی است برای آسیب‌شناسی ژانر کمدی در سینمای ایران. دیده و شنیده‌ایم که در نقدها و نظرها به کمدی‌های سال‌های اخیر به گونه‌ای پرداخته شده که گویی مترادف ابتذال هستند. خیلی‌ها هم که در صدد تعریفی دقیق از ژانر کمدی بودند، نمی‌توانستند مصداق بارز آن را ارائه کنند. در اینجا نقدی کوتاه بر فیلم ورود آقایان ممنوع داریم تا سره از ناسره معلوم شود.

فیلمنامه
تقریبا هر کسی که تعدادی فیلم خوب در زندگی‌اش دیده است، می‌داند هر فیلم خوبی الزاما قصه‌ای خوب دارد. قصه خوب هم آن نیست که پرماجرا یا مبهوت‌کننده باشد. در واقع مهارت فیلمنامه‌نویس است که می‌تواند قصه‌ای را در قالب یک فیلمنامه بریزد و مهم‌ترین قاعده و اصل یک اثر قابل توجه را بنیان گذارد. فیلمنامه ورود آقایان ممنوع، نوشته پیمان قاسمخانی است؛ کسی که پیش از این هم استعداد و هنر خود را در نگارش کمدی‌های سینما و تلویزیون ایران نشان داده و پس از سال‌ها، با این فیلم بار دیگر به سینما بازگشته است. ما در این مختصر فقط می‌خواهیم به ۳ نکته پیشرفت ماجرا، شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی بپردازیم. در بخش اول، مهم‌ترین نکته این است که چگونه می‌توان به تماشاگر یک فیلم درباره قصه و آدم‌ها اطلاع‌رسانی کرد. در این فیلم، نویسنده با نمایش یک وضعیت غیرعادی از یک مدرسه و مدیر خل‌وضعش که اجازه نمی‌دهد هیچ مردی به وارد مدرسه شود، خود به خود در حال ایجاد ذهنیتی در تماشاگر است که حدس بزند این روند تا کی ادامه خواهد یافت. اتفاق مهم در همان دقایق ابتدایی می‌افتد و متوجه می‌شویم یکی از آموزگاران در آستانه کنکور، قادر به ادامه فعالیتش نیست و حالا مدیر مردستیز مجبور است از اصول خودش تخطی کند و حضور یک آموزگار مرد را بپذیرد. این بهترین مدخل برای ورود به یک کمدی‌رمانتیک عامه‌پسند است. همچنان که می‌دانید در فیلم‌هایی از این دست، غالبا دوستی و عشق میان دو فرد ناهمگون ایجاد می‌شود؛ بنابراین تماشاگر حق دارد برای شخصیت‌ها چنین سرنوشتی را انتظار داشته باشد، اما آنها که ورود آقایان ممنوع را دیده‌اند خوب می‌دانند اواخر فیلمنامه، نویسنده طی یک پیچ عجیب و غافلگیرکننده، قصه را به سمت‌وسوی دیگری می‌برد که کمتر کسی پیش‌بینی‌اش را می‌کند. از نظر شخصیت‌پردازی، این فیلم یک نمونه خوب است. خوب از این نظر که با ساده‌ترین ترفندها، شخصیت‌ها را به تماشاگرش معرفی می‌کند. هرکدام از آدم‌های اصلی، یک ویژگی برجسته دارند. مثلا مدیر قاطع است، معلم متزلزل، بچه‌ها باهوش و زیرکند و دکتر رند و بی‌حیاست. این ویژگی‌های غالب، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در موقعیت‌های آتی دارند. مدیر قربانی همان قاطعیتش می‌شود، معلم جسارت پیدا می‌کند، بچه‌ها یاد می‌گیرند که چگونه می‌توان موانع را از پیش‌رو برداشت و دکتر هم رفته‌رفته با این واقعیت مواجه می‌شود که رندی و بی‌حیایی‌اش همیشه نمی‌تواند او را ممتازتر از بقیه نشان دهد. بازی با این ایده‌ها، یکی از اصلی‌ترین درونمایه‌های فیلمنامه ورود آقایان ممنوع است.
اما درباره دیالوگ‌نویسی فیلم باید به این مختصر اکتفا کرد که اولا جنس حرف زدن آدم‌ها بر اساس سواد، میزان شعور، طبقه و قشرشان است و دوم این‌که نوع جمله‌ها و تکه‌پرانی‌هایشان کاملا در خدمت دو ویژگی قبلی فیلمنامه است؛ یعنی هم کمک می‌کند به پیشرفت ماجرا و هم برخاسته از شخصیت‌شان و کاملا منطبق با آن است.

کارگردانی
حالا پس از دیدن فیلم «اسپاگتی در هشت دقیقه» و سریال «مسافران» و فیلم «پسر آدم، دختر حوا»می‌توان گفت رامبد جوان در عرصه کارگردانی به حدی از رشد دست یافته که فیلمی در اندازه ورود آقایان ممنوع بسازد. یکی از خصوصیات قابل اشاره جوان در کارگردانی، هدایت دقیق بازیگرانش است. در فیلم‌ها و سریال‌های او کمتر دیده‌ایم بازیگران اجراهای ضعیفی داشته باشند و شاید دلیل اصلی‌اش برگردد به این‌که او خود بازیگری باتجربه است. البته درباره بازی بازیگران در بخش بعدی خواهیم نوشت، چون این فیلم هم از نظر جوایزی که در جشنواره گرفت و هم از نظر منتقدان، بازی‌های قدرتمندی دارد.
رامبد جوان تاکنون بیشتر زمان حرفه‌ایش را روی کارهای کمدی گذاشته است و اساسا به عنوان یک کمدی‌ساز نام‌آشنا شناخته می‌شود. کمدی هم امکان می‌دهد اوبا تماشاگران بیشتر ارتباط داشته باشد و زمینه‌ای است برای این‌که در حوزه تخصصی‌اش فعالیت کند. در این مدت، برخی بر این عقیده بودند که کمدی‌ساز بودن رامبد جوان، نوعی توقف در مسیر حرفه‌ایش است و بهتر است او گونه‌های دیگر سینمایی را امتحان کند. البته این حرف چندان اعتباری ندارد، زیرا فیلمسازان بزرگی مانند بلیک ادواردز یا وودی آلن بوده و هستند که ارج و اعتبارشان را از کمدی به دست آورده‌اند. شاید بهتر باشد این جمله را چنین بگوییم که خوب است رامبد جوان گونه‌های دیگر کمدی‌سازی را هم تجربه کند. کمدی ژانر گسترده‌ای است که زیرگونه‌های فراوانی دارد و حالا که جوان مسیر روبه‌رشدی را در کارنامه‌اش طی می‌کند، با خیال آسوده‌تری می‌تواند به شیوه‌های دیگر کمدی نیز نزدیک شود. برگردیم به فیلم و ببینیم جوان در موفقیت ورود آقایان ممنوع، چقدر سهم داشته است. اول از همه باید از تبحر و مهارت او در کارگردانی صحنه‌های شلوغ یاد کرد. بردن دوربین به داخل یک مدرسه و هدایت همه بازیگران و نابازیگران حاضر در صحنه، واقعا کار دشواری است که جوان خوب از عهده آن برآمده است. همچنین باید از وسواس او در انتخاب لوکیشن‌ها گفت که برخلاف روال رایج سینمای ایران، مثلا برای نشان دادن یک بیمارستان به ساده‌ترین مکان‌ها متوسل نمی‌شود و لوکیشنی دقیق را انتخاب می‌کند تا فیلمش هر چه باورپذیرتر از کار درآید.


بازیگران
کمتر کسی فکر می‌کرد رامبد جوان نقش اصلی فیلمش را به ویشکا آسایش بسپارد. این بازیگر که زمانی به خاطر حضورش در سریال داوود میرباقری مطرح شد، پس از آن دیگر نتوانست قابلیت‌های خود را در سینما به نمایش بگذارد و بیشتر فیلم‌ها و سریال‌هایش را آثاری ضعیف و دم‌دستی تشکیل دادند. اما انتخاب او، هم به دلیل خصوصیات ظاهری و فیزیکی‌اش و هم براساس شناخت رامبد جوان از قابلیت‌های بازیگریش کمک بسیاری به جذابیت نقش مدیر کرد. او در بیشتر دقایق فیلم زیر گریم سنگین، بازی موفقی از خود به نمایش می‌گذارد و با تجربه کمی که در ایفای نقش‌های کمدی دارد، جلوی بازیگر کارکشته‌ای مثل رضا عطاران کم نمی‌آورد و پابه‌پای او تا پایان فیلم پیش می‌رود.

عطاران هم در عرصه کمدی به درجه‌ای از آگاهی‌ رسیده که کمتر از اینها را از او انتظار نداشته باشیم. در کنار اینها بازیگران مکمل فیلم هم با وجود زمان محدودشان، نقش‌آفرینی‌های قابل قبولی دارند. مانی حقیقی، پگاه آهنگرانی، ستاره پسیانی، بهاره رهنما و… برای نقش‌هایی که ایفا می‌کنند، 




تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 | 09:28 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
ناتالیا Millán یک بازیگر اسپانیایی است . او در 27 نوامبر 1969 در مادرید به دنیا آمد. وقتی او 16 ساله بود ، او شروع به تحصیل در بلندتر : د Escuelas Imaginarias ( Escuela در TAI ) . او موفق به دریافت آواز خواندن درس ، جاز ، تفسیر و رقص کلاسیک وجود دارد. او یکی از ترین هنرپیشه های زن اسپانیایی polyphacetics است . در طی یک دوره کوتاه ، او را به عنوان یک خواننده حرفه ای کار کرده است. هنگامی که ناتالیا 18 ساله بود او وارد Escuela در د باله ملی ESPAÑOL جایی که او با شفق قطبی پونز و ویکتوریا یوگنیا مورد مطالعه ، بهبود آماده سازی خود را با مردم به عنوان به عنوان کارمن بازی، Roque ، بیان بدن با آرنولد Taraborrelli ، و آگوستین Bellús مهم است . او همچنین آواز خواندن درس در تیم Escuela د موزیک Creativa و Escuela در معروف د موزیک دریافت کرد. کار اصلی خود را در تئاتر بوده است ، او تحت choreographs کارمن Senra و سفارشات Denisis Perdikidis ' کار می کرد ، اولین اجرای خود را در فیلم موزیکالی " Jesucristo سوپراستار " و بانوی زیبای من . راه خود را در صحنه اسپانیایی با " لا pasión د دراکولا " در Compania اطلاعات Tetro د لا Danza به تقویت شد ، " آل باله ... تکنوازی " ، " Hazme د لا noche سازمان ملل متحد cuento "، د خورخه مارکز ، " ماتا هاری " و یا " لا رینا دل های NILO " . با Compania اطلاعات Nacional د تئاترو کلاسیکو او نقش اصلی را نشان می دهد به عنوان "لا GRAN سلطانه " و " Fuente از Ovejuna " گذاشت. در فیلم " ال cepo " در سال 1982 او انجام یک زن به نام خودش را به عنوان .
توسط TVE در سال 1986 او در «ال دومینگو ES nuestro " کار می کرد، "مایل manera " ، با Jesús هرمیدا در و به Inocente به Inocente در سال 1987 با این Luis Eduardo Aute به کار می کرد به آواز خواندن شعر " SED Tengo " و به عنوان یک chorist با آهنگ به عنوان " Idiosincrasia توو nombre envenena اشتباه sueños " او به عنوان یک رقاص و خواننده در سال 1996 با فیلم پیلار میرو شرکت کردند. " " 1996-1999 " ال لطفا نام محل زندگی تان راوارد نمائید. لطفا نظرتان را به اشتراک بگذارید! - Historias تودوس لس دیاز "،تجربه خوبی برای او سخت و احمق ریتم کار بود که مجموعه تلویزیونی پس از او توسط Antena 3 برای عنوان " Policías ، EN ال corazón د لا calle " استخدام شد . مجموعه تلویزیونی در سال 2003، او در زماننقش اصلی در فیلم " Nubes د Verano " ظاهر می شود در صفحه نمایش سینما اسپانیایی در 2004.
او در سال 2003 سالی بولز درکاباره معروف موسیقی گذاشت. [1 ] در سال 2005 او یک نقش در فیلم " RegresoMoira " ماتئو گیل . پس از سه فصل موفق در کاباره ، درNUEVO تئاترو Alcalá در مادرید، در سال 2006 ، ناتالیا برای فیلم " و سکته قلبی ماه گذشته verano باهم مریم " به کارگردانی ویسنته Monsonís استخدام شد. از سال 2007 ، او تفسیر السا در " ال Internado " یک سری موفق توسط Antena 3 . ال Internado شده است با Ondas PREMIO به عنوان بهترین سریال تلویزیونی اسپانیایی در سال 2007 اهدا شده است . در ابتدای سال 2008 ، او به عنوان یک قاضی در " Tienes talento " Cuatro ، یک نسخه اسپانیایی " استعدادهای درخشان رو بریتانیا " شرکت کردند. در ماه مه، او را در «ال Mercader Venecia " ، موسیقی که در آن او تفسیر Porcia انجام به کارگردانی دنیس خرپا . ناتالیا بیش از حد در این فیلم " Sangre د مایو "، آناستازیا ، توسط خوزه لوئیس Garci تفسیر . در حال حاضر، او شخصیت اصلی در موسیقی پر زرق و برق نشان داده شده در برادوی به نام " شیکاگو " است، در نقش Velma کلی . 

                                          

 

جوایز TURIA 2005 -> از بهترین بازیگر زن / Nubes د verano / برنده
قاب نقره ای 2003 -> بهترین بازیگر زن تئاتر / کاباره / نامزد
جوایز تئاترو DE روجاس '2008 -> بهترین تفسیر زنان
جوایز تلویزیون های عمومی 2009 -> بهترین درام actre را شخصیت 


تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:48 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                            Marta Hazas: «Ya no me podían dar más vueltas de tuerca»

مصاحبه با مارتا Hazas [ Mujerhoy.com ]

تابستان تنها زمانی ساحل نیز جشنواره ها و تئاتر کلاسیک نیست . آلماگرو و مریدا unmissable برای طرفداران از جداول ، به علاوه دو نشانه های تنفسی که در آن قرن تاریخ . بازیگران آنا تورنت و مارتا Hazas ، و کارگردان بریتانیایی مستقر در اسپانیا ، تاونسند Tamzin ، صورت، به طور جداگانه ، سه چالش مسلم در حرفه خود . ما به آنها صحبت کرد نقشی که زنان اشغال در تئاتر دیروز ، امروز و برای همیشه .
کاغذ و قلم ، لطفا . 5 ، 6 و 7 جولای در جشنواره تئاتر کلاسیک بین المللی آلماگرو ، آغاز بکار تاونسند به عنوان رئیس این شرکت متحد ( دانشگاه بین المللی از Rioja لا ) ، به رهبری " توماس مور ، آرمانشهر " ، قطعه ای از چندین نویسندگان تئاتر الیزاینی را و در آن ، به عنوان اخیرا تایید شرکت ویلیام شکسپیر خودش . یک هفته بعد پس از یک تور مختصری از جاهای دیگر اشباع ، کلاسیک لوپه د وگا " ال کابایرو د Olmedo از " با Hazas مارتا در نقش سرب دونا اینس ، روبروی خاویر ویگا . اگر قطب نما به عنوان غرب ، ما در جشنواره بین المللی تئاتر کلاسیک مریدا ، که در این سال البته به عنوان اصلی ، روز 10 تا 14 جولای ، والاتر از "آتش" ، انزجار از کار مارگریت Yourcenar می رسند به کارگردانی جوزپ ماریا فرجی و بازیگران ستاره شامل های کارمن ماشین آلات ، ناتالی Poza ، CUERVO Cayetana Guillen و آنا تورنت به عنوان مجسمSappho شاعر به عنوان یک آکروبات . پرده بالا می رود .

امروزه زنان . این اولین بار است که سه اولین در آلماگرو و مریدا است. آنها چگونه زندگی می کنند ؟ آنچه ما می توانیم این مانت پیشبرد ؟

تاونسند Tamzin . بله، این اولین کار من در آلماگرو ، شما را در درک ، من ، علاوه بر نمایندگیچالش برای من هیجان زده شده است . من بازگشت به کار با ایگناسیو گارسیا مه نویسنده نسخه ، و کسی که پشت سر هم بسیار سازنده تشکیل . یک مرد فعال ، صدراعظم پروردگار ، تا آنجا که از این رقم از راهب محصور در صومعه : این بازی به ما ، زندگی توماس مور ، که یک شخصیت جذاب بود نشان می دهد . کسی که مایل به ایمان خود می میرند ، زیرا باورهای آنها ، و این کار را با حس شوخ طبعی تا آخرین لحظه ، چون ، ظاهرا ، او در راه خود را به داربست منتشر شد یک جفت از جوک های ترسناک است . من کاملا با او تحت تاثیر قرار گرفته ، شخصیت او و ماهیت سرکش خود ، قادر است که به شاه هنری هشتم " قدم نه در اینجا " . در این معنا، کاربسیاری از بازتابی از آنچه که امروز اتفاق می افتد ، با هر جنبش های اعتراضی شهروندان . بنابراین من دوست دارم می گویند که کار "مدرن" ساخته شده است ، اما معاصر است .

مارتا Hazas . در مورد من چالش است، بالاتر از همه، در که مردم شعر خوب را دریافت . هنگامی که شما کمدی معاصر ، پاسخ فوری تر است ، من می خواهم بگویم که حتی ریاضیات : مخاطب همواره می خندد هنگامی که " لمس" . با این حال ، با احترام توجه داشته باشید کلاسیک بیش از حد گاهی اوقات، مردم اغلب ساکت و آروم ، چرا که او مجاز نیست به بیان احساسات خود را ، آنها به عنوان آشنا با آنچه آنها را ببینید و در نتیجه نمی دانم آن است که آیا مناسب است یا نه به عنوان مثال باز هم بخندی. بنابراین بسیار مهم است که این آیه قابل درک است ، که هیچ انسانی از شخصیت مانع نیست. کلاسیک زنده خواهد ماند زیرا آنها با احساسات جهانی معامله . " شوالیه Olmedo از " به طور خاص : آیات hermosísimos ، که لذت به گوش . شخصیت من ، دونا اینس ،عشق ابدی ، بانوی نمونه از تئاتر عصر طلایی است، اما من می خواستم به او را به دور از کلیشه دما boba و محزون . حقیقت این است که من مشتاق به تنظیم آلماگرو پا ، باید یک انرژی منحصر به فرد انتقال می دهد.

آنا تورنت . من می خواهم به دروغ گفتن اگر من می گویم من عصبی در مورد والاتر در مریدا نیست . فقط به عنوان تماشاگر می باشید ، زمانی که من به برخی از نمایندگی رفت تحمیل می کند. اما من با هیجان با آن مواجه هستند ، البته. این فرصتی است که در طول هر روز در آمده است . " آتش بازی " مرحله اقتباس از یک نثر است، با هیچ کمی شاعرانه ، مارگریت Yourcenar پس از شکست خورده عشق وعاشقی نوشت. بسیار وجود دارد در کار تطهیر ، تا به انتهای صفحه بروید . عشق موتور بزرگ زندگی است. و برای عشق ، شما می دانید ، شما می توانید بسیاری رنج می برند. بنابراین کار بی انتها است. هر چند که شخصیت های کلاسیک مجسم ، آنچه که ما می گویند ، حتی در مورد چگونگی ما لباس ، واحد بخش موهومی یک concretions کل خارج از زمان و مکان . این لباس، توسط راه، لورنزو Caprile است . من بازی Sappho ، اما درSappho آکروبات ، که همیشه در نیمه راه میان آسمان و زمین است .
متن یکی از فوق العاده ترین که من با آن روبرو شده اند ؛
شاعرانه ، استعاری، پر شده با تصاویر خیره کننده است.

P. مانند یک آینه سرمایه گذاری در دو از مجامع وجود دارد : در حالی که " توماس مور ، آرمانشهر " کار عمدتا " مردان" به رهبری یک زن ، در " آتش بازی " تنها شخصیت زن وجود دارد ، اما چه کسی رئیس است جوزپ ماریا فرجی . آیا شما فکر می کنم ما می توانیم از یک نگاه زنانه در جهت مرحله صحبت می کنند ؟ آیا آنها درک تفاوت های قابل توجهی بین بودن یک مدیر یا مدیر ؟

تاونسند Tamzin . من بر این باور است که نگاه زنانه وجود دارد . و من فکر می کنم شما را در همه چیز من انجام می دهم ، در همه مجامع سرب . مردان معمولا به حقایق و چگونگی بروید، که این مسئله ، در حالی که به من، و من فکر می کنم بسیار زنان است ، من بیشتر علاقه مند به روانشناسی هستم ، به همین دلیل است .

آنا تورنت . به نظر من، در ابتدا ، من اهمیتی نمی دهند اگر آدرس من یک مرد یا یک زن . آنچه مهم است این است شما یک اتصال از ابتدا ، به همان زبان صحبت کنید .
مارتا Hazas . اما من پیدا کردن تفاوت است . آن است که همیشه اشتباه تعمیم است ، اما من می خواهم بگویم که مردان معمولا به کلیشه ، کلیشه ، اما همه چیز است ، البته وجود دارد . با ماریانو د پاکو ، کارگردان " شوالیه Olmedo از " ، برای مثال، کار در آزمایش متکی به شدت در گفت و گو با بازیگران است ، شما می توانید به ارمغان بیاورد ، اما اغلب متوجه می شود که سهم خود را در حال حاضر درنشانه ای که به او داده بود .

تاونسند Tamzin . چه باید پرسیده شود این است که چرا تا چند در اسپانیا تا چند کارگردانان و نمایشنامه نویسان وجود دارد . من فکر می کنم چیزی ظالمانه ، یک تاخیر است که هیچ توجیه .

مارتا Hazas . من حدس می زنم آن را یک موضوع از زمان است . در مدارس، البته ، زنان با یک لغزش برنده شوید.

P. و در حیاط کرسی ... شاید این تصور اشتباه است، اما وجود دارد در زنان عمومی تر نسبت به مردان نیست ؟

آنا تورنت . بدون شک . و علاوه بر این، اغلب گروه نگاه .

تاونسند Tamzin . بله، درست است. این بسیار نادر است برای دیدن دو مرد که با هم به تئاتر ، برای چیزهای دیگر باقی مانده است . با این حال ، زنان به اشتباه است، و اغلب .

P. و در این مفهوم ، آیا شما فکر می کنم که تئاتر، علاوه بر به منعکس کننده آنچه که در اطراف می رود ، می تواند تغییر عملکرد حرکتی ؟

مارتا Hazas . البته، آن را نیز باید یک شوک باشد. بیش از حد بسیاری از موضوعات مضر مربوط به زنان است که تئاتر، در عفت خود ، ممکن است کمک به سقوط وجود دارد .

تاونسند Tamzin . تئاتر یک موجود زنده است . من می توانم آن را درک نمی کنند در غیر این صورت .

آنا تورنت . بله، هنوز هم زنان زیادی برای مبارزه دارند. و در مرحله یک پلت فرم بسیار خوبی برای انتقال بسیاری از چیزها است : سرگرمی است با انعکاس، کاملا مخالف ناسازگار نیست .

P. چه پاسخ از عموم مردم انتظار دارند که این آثار که در آن غوطه ور است ؟ آیا شما فکر می کنید آن را به خوبی کار خواهد کرد ؟ آیا شما فکر می کنم تعصب کلاسیک می تواند یک مانع برای رسیدن به موفقیت ؟

تاونسند Tamzin . من همیشه خودم را در جای بیننده قرار داده است. در واقع ، هنگامی که من کارگردانی تمرینات و یک بازیگر به متقاعد کردن من ، به من می دهد ، من استفاده از یک بهانه ای کامل : " من انگلیسی هستم ، من نمی فهمم . بگو از آن بهتر است. " من 20 سال در اینجا بوده ام ، اما من به خوبی استفاده از این استراتژی است . من فکر می کنم " توماس مور ، آرمانشهر " را خیلی خوب : این کار با یک شخصیت جذاب و در عین حال صاف، سنگین، با تو لحظه های بسیار خنده دار است .

مارتا Hazas . با توجه به آنچه به شما می گویند ترس از کلاسیک ، ما باید درک کنیم که گسل ها به طور گسترده ای پراکنده شده است . شده اند ساخته شده مجامع بدنام ، که هر کسی وحشت زده . به نظر من ، آن را پشتیبانی عموم مردم فکر می کنم در حالی که درست به کار . آن است که شخصیت های رسیدن به بیننده . با " شوالیه Olmedo از " اشاره می کند که چگونه مردم به تدریج ورود تا زمانی که یک اتصال فوق العاده است . هر کس ، در واقع، می دانم که خطوط معروف : " آن شب او کشته شد ..." . من به یاد داشته باشید زمانی که ما در سانتاندر ، که سرزمین من است عمل ، مو من ایستاده بود در پایان، دلیل آن است که صمیمیت و همدلی با مخاطب بود .

آنا تورنت . من امیدوارم که شما آن را احساس کنید با " آتش بازی " در مریدا ، امیدوارم . من فکر می کنم آن را خوب خواهد بود . این کار زنان است، همانطور که ما قبلا ذکر شد ، اما که دامنه جهانی است . اگر چه ممکن است که مخاطب زن بهتر می فهمد . در اصل، آنچه که آنها را ببینید زن جان خود را دادن به دیگران، و در مورد شخصیت من، Sappho ، زن دیگری است .

مصاحبه با مارتا Hazas [ ایمیل ]

غارهای سیرا مورینا جلوگیری از پناه دادن به گروه از راهزنها رهبری توسط سارا ریوز، یک نقش توسط بازیگر مارتا Hazas ( سانتاندر ، 1977) . با بیش از 500 فصل و دو سال با ما بر روی دسکتاپ ، ' مسنجر ' ( Antena 3 ) مناقصه وداع به مخاطبان خود ، در ساعت 16.25 ، تا راه را برای " عشق برای همیشه " . مردم Arazana زندگی می کنندنتیجه سکته مغزی : سارا و مال شما را به صورت خونخوار سمور در نبرد نهایی .
- این زمان تا گل تفنگ و شروع یک مرحله جدید است.
- بله، آن یک مرحله بسیار خوب بود و احساس می کنید که تا روز جمعه تعطیل نیست . هنگامی که ساقه بیش از من فکر کردم همه آن را بیش از حد بود ، اماشخص ما ارسال پیام های متنی می گویند ، جو ، در این نگاه کنید ! (می خندد) .
- قاب ؟
- در بسیاری از موارد نمی تواند برای کار، اما من سعی می کنم آن را بر روی وب سایت . مطمئنا من می خواهم امروز را از دست ندهید !
- سارا می تواند بدون هیجان شانه بودن زندگی می کنند؟
- خب .... من مشغول بودن شانه بوده است و یک طرف از این زندگی خسته شده است . اما هنوز هم به دنبال ماجراجویی ، شما هرگز یک زندگی عادی و خانه دار خوش برخورد .
- شما قادر شدند تا به خانه ببرند سوغات ؟
- بله ! من لباس فصل گذشته وبسیاری از چیزهایی صحنه و لباس . در آرایشگاه الحاقات و غرور به من در پوشیدن pinturitas من که . و در آن زمان، من با چند غرفه لوازم آرایش بطری، مجله سارا ریوز، یک چارچوب باقی مانده بود ... بسیاری از چیزهایی ! من را ساخته اند یک جعبه کوچک ، که من در اینجا در خانه، بسیار زیبا و خاص .
- آیا کرست شما ارسال نشده است؟
- نه به خاطر من آن را در " هتل بزرگ " ، من را حذف کرده ایم .
- در این مجموعه تفنگ راهزن است. چگونه کوچک به طوری که در نمایشگاه هدف این بود ؟
- (می خندد) حقیقت این است که من بازی هرگزتعداد زیادی از آن به ساقه ، اما من یک شات خوب با دارت .
- همچنین مردان سیاه و سفید خود را با الفاظ داشته باشد. آیا شما پابلو Motos برای کپی کردن نامیده می شود ؟
- من تا به حال فکر نکرده ، اما واقعی ! (می خندد) . علاوه بر این، مردان سیاه پوست در طول تاریخ وجود داشته است ، این مستند است.
- آیا این پایان می آید زیرا آنها را اجرا از فضا بر روی شبکه ؟
- در ابتدا، این مجموعه سه ماه گذشته و در پایان دو سال گذشته . ما می توانست داستان قبل از به پایان رسید، زیرا شخصیت من است دیگر نمی تواند تاب بیشتری به من بدهید . این برای همه اتفاق افتاده است! در پایان، عشق برای همیشه لطفا برای " فضای ما را اشغال ، ما باید احساس نیست که ما را ترک فضا بر روی شبکه .
مارتا Hazas ها : " شما نمی تواند به من تاب بیشتری به من بدهید »


تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
آمپارو سنسور فشار بارومتری سان مارتین (بارسلونا، 21 سپتامبر 1937) یک بازیگر اسپانیایی است. او شروع به کار در تئاتر با Marsillach آدولفو. او همواره یک بازیگر تئاتر بسیار مهم است و نقش او را از انحصاری در 7 Vidas او را بازیگر محبوب تئاتر ساخته شده است.
زندگی حرفه ای او دهانه 50 سال و او در تئاتر، سینما و تلویزیون مشغول به کار شده است.
او کشف شغل خود را زمانی که برادران او را به تئاتر، و 20 سال بعد، او در صحنه عرضه. این حرفه ای از این خوب است، بازیگر جوان رو با نقش در صحنه و در توزیع این فیلم آغاز شده است.
پس از اتمام دبیرستان در سن جوانی، او شروع به فعالیت های هنری خود را، یکپارچه سازی را به چند گروه تئاتر آماتور در کاتالونیا بومی او. نخستین کار حرفه ای خود را بر روی صحنه به همراه آدولفو Marsillach بود، در ویندزور تئاتر (بارسلونا)، در سال 1957. در زندگی حرفه ای طولانی او، او را مشغول به کار در تئاتر متوقف هرگز. او در حال حاضر در ضربه سری ال internado کار می کند.
او شده است چندین بار برای کار او در تئاتر، تلویزیون و سینما افتخار. در 7 دسامبر 2007، شورای وزیران اسپانیا او را با مدال طلا برای شایستگی در کار معرفی شده اند.

                        


تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:17 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

نام فیلم : هیس! دخترها فریاد نمی زنند 

کارگردان : پوران درخشنده 

فیلمنامه: پوران درخشنده

تهیه کننده: پوران درخشنده

مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی

موسیقی متن: کارن همایونفر

بازیگران : مریلا زارعی، جمشید هاشم‌پور، طناز طباطبایی،شهاب حسینی، فرهاد آییش، مائده طهماسبی، شیرین بینا، بابک حمیدیان، مجید مشیری، اسماعیل سلطانیان، هادی مرزبان و مهدی ماهانی با حضور امیر آقایی، حضور افتخاری ستاره اسکندری


9

داستان فیلم :1

دختری در بچگی مورد اذیت و آزار قرار میگیرد و به حدی از این اتفاق دچار وحشت و ترس می شود که حتی در بزرگسالی نیز این ترس و خاطره بد در ذهنش باقی می ماند. حالا شیرین که دختر بزرگی شده و دوبار هم تا آستانه ازدواج رفته، فاجعه ای به بار می آورد که ریشه در ترس او در اتفاقات دوران کودکی اش دارد و...

کارگردان :

پوران درخشنده : وی متولد ۷ فروردین ۱۳۳۰در کرمانشاه می باشد. درخشنده در سال 1354 در سازمان صدا و سیما مشغول به کار شد و سالها در این سازمان فعالیت کرد. وی در این مدت آثار مستند زیادی را تهیه و تولید کرد اما اولین ساخته بلند سینمایی اش به نام « رابطه » را در سال 1364 روانه سینما کرد و نام خود را به عنوان اولین فیلمساز زن ایرانِ پس از انقلاب مطرح کرد. فیلم بعدی او باعث شهرت و اعتبار وی شد. « پرنده کوچک خوشبختی » فیلمی درباره معضلات فرد معلولی بود که با یادآوری خاطرات گذشته دچار تشنج می شد. درخشنده در سالهای بعد، آثار اجتماعی دیگری نظیر « شمعی در باد » ، « بچه‌های ابدی » ، « رویای خیس » را روانه سینما کند که بازخورد نسبتاً قابل قبولی در جامعه هنری کشور داشت.

درباره فیلم :

« هیس ... » فیلمنامه ای تا حدودی ساختارشکنانه دارد که موضوعی حساس در جامعه ایران را به تصویر کشیده و آن ، سوء استفاده2جنسی و اذیت و آزار کودکان است. این سوژه مسلماً تا به امروز کمتر مجالی بر خودنمایی و روایت در سینمای ایران یافته و با توجه به حساسیت زا بودن آن، کمتر فیلمسازی این جرات را به خود می داد تا به سراغ آن برود. اما پوران درخشنده با همان قاطعیت همیشگی تصمیم به ساخت این اثر گرفت و حالا « هیس » روانه سینماها شده است. 

خوشبختانه « هیس.. » سوژه ای دارد که به اندازه کافی پتانسیل این را دارد که بتواند تماشاگر سینما را در داستانش غرق کند و باید گفت که موفق به انجام اینکار هم می شود. اما مشکل اینجاست که به راحتی قابل تشخیص است که پوران درخشنده توانایی کنترل داستان و مدیریت بر آن را نداشته است. داستان در « هیس ... » به صورت شلخته و ناهماهنگ روایت می شود. با اینحال این شلختگی و شتابزدگی در روایت داستان، در نیمه ابتدایی فیلم خودش را نشان نمی دهد و به اصطلاح ، کارگردان موفق می شود در پسِ سوژه جذاب داستانش، با به تصویر کشیدن فلشبک ها و تعریف رویدادهای رخ داده برای شیرین، تا حدود زیادی با ذهن تماشاگر بازی کند.

اما در نیمه دوم فیلم، این شلختگی و ناهماهنگی بطور واضح به جلوی تصویر می آیند و کنترل فیلم بطور کامل از دست کارگردان خارج می شود. درخشنده در اثر قبلی اش به نام « خواب های دنباله دار » تا حدودی توانسته بود یک قصه کامل را از ابتدا تا انتها با لغزندگی زیاد، روایت کند. اما وی در « هیس ... » علی رغم اینکه قصد دارد قصه ای برای تماشاگر روایت کند و در واقع، اصلاً « هیس ... » اثری متعلق به سینمای قصه گوست، اما باز هم عادات شخصی شخصِ کارگردان که سخنرانی در جهت تضییع حقوق جامعه زنان است را در فیلم بکار می بندد که این مسئله نه تنها هیچ تاثیری بر مخاطب نمی گذارد، بلکه باعث سردرگمی وی هم می شود.

درخشنده در اواخر فیلم که در دادگاه می گذرد، تریبون را از فیلمنامه نصفه و نیمه فیلمش میگیرد و شروع به سخنرانی درباره زنان و معضلاتشان 3می کند که اصلاً قابل قبول نیست. در اینکه « هیس ..» اثری متعلق به سینمای اجتماعی است و اتفاقاً نیاز به بررسی موضوع " اذیت و آزار " در قالب داستان وجود دارد شکی نیست، اما اینکه درخشنده بی توجه به داستان، متنی را آماده کرده و تصمیم میگیرد در یک سوم پایانی فیلم آن را نطق کند، اتفاق ناخوشایندی است که ضربه بزرگی به « هیس...» وارد کرده است. 

نکته عجیب این هست که این حجم از شعارزدگی و فریاد های کَر کننده فیلمساز، جز با سر دادن مونولوگ هایی روانشناسی و اینکه « اگر این نمی شد، آن می شد ! » ، نکته تازه ای برای مخاطب ندارد. شاید درخشنده خواسته که با سر دادن این شعارها ، تلنگری به مخاطب زده شده و او را به خود بیاورد اما بهتر می بود که چنین شعاری از فیلم دور می شد و بجایش داستان نصفه و نیمه فیلم با انسجام بیشتری روایت می شد تا این سوژه در ذهن تماشاگر ماندگار شود. 

از طرف دیگر درخشنده به جای پرداختن به داستان اصلی اش ، چندین شخصیت منفی با حضور مجموعه ای از بازیگر مشهور سینما و تلویوزیون را در نقشهای کاملاً زائد و فرعی به کار گرفته که سبب پرت شدن حواس تماشاگر از داستان اصلی شده است. اینکه شما در جریان تماشای یک اثر سینمایی، هر چند دقیقه یکبار بازیگر مشهوری را ببینید که در تصویر ظاهر شده و خب، به جهت اینکه وی مشهور است، نیاز هست تا فرصتی برای حضور او و استفاده از صدا و تصویر از آن انجام شود، اتفاق خوشایندی نیست و باید گفت که علناً « هیس... » به کافه ای برای عبور و مرور بازیگران مشهور سینمای ایران تبدیل شده که حتی به بازیگری مانند " ستاره اسکندی " نیز می توان عنوان « سیاهی لشگر » را هم اطلاق کرد .

یکی از نکات عجیب درباره پوران درخشنده برای اثبات حقانیت شیرین به این شکل بوده که در یکی از سکانس های فیلم، حاج منزلتی از بازپرس می پرسد :« تو خودت دختر داری، اگه جای من بودی چیکار میکردی؟! » و بازپرس هم که اصولاً باید قانون مدارترین فرد در آن جمع باشد، سرش را پائین می اندازد و به فکر فرو می رود و در این5 صحنه قانون و قانون مداری به طور کامل جایش را به تصمیمات احساسی می دهد و گویی که کارگردان بیش از آنکه نیاز داشته باشد قانون گرایی در داستاناش جا داشته باشد، اعتقاد به درک کردن و احساس و تصمیم گیری بر پایه آن داشته است.

با اینحال می توان از بازی طناز طباطبایی به عنوان یکی از برگ های برنده فیلم نام برد که خوشبختانه ، بازی او به حدی چشمگیر هست که بتواند مخاطب را به دنبال خود بکشاند. دیگر بازیگران فیلم اما به واقع لایق کلمه اضافی هستند! آنها می آیند و یکی دو دقیقه می مانند و می روند! بی آنکه اصلاً بدانیم چه نیازی به حضور این ستاره های مشهور در « هیس... » بوده است . « هیس ... » از آن دسته فیلمهایی است که نیاز به دو الی سه بازیگر شناخته شده دارد و دیگر نقش ها را می توان به افراد غیرمشهور سپرد تا تمرکز بر روی شخصیت های اصلی باقی بماند اما در این فیلم حتی فردی مانند فرهاد آئیش هم با حضور کوتاه مدتش باعث برهم خوردن تمرکز تماشاگری می شود که حالا تازه با بازیگر مشهور و محبوبش مواجه شده و در حال ارتباط برقرار کردن با جنس بازی وی می باشد اما به یکبار او نیست می شود! 

در فیلم یک شخصیت عجیب و غریبی هم به نام امیرعلی وجود دارد که قرار هست عاشقِ شیرینِ قصه ما باشد اما شخصیت وی به شدت متزلزل است. کارگردان در لحظاتی از فیلم ( فلاشبک ) به ما نشان می دهد که وی اتاق را گلباران کرده و کلی حرکت رمانتیک انجام داده است، اما درست در لحظاتی که متوجه حقیقت درباره شیرین می شود، ناگهان تمامی تصاویر او را از بین برده و شروع به خود زنی میکند! اما این پایان کار نیست، در ادامه وی بعد از ملاقات با وکیلِ ، دوباره عاشق او می شود! این حجم از تحول های چند دقیقه ای، اصلا برای فیلمی در حد و اندازه های پوران درخشنده قابل درک نیست.
6
در نهایت باید بگویم که « هیس! دخترها فریاد نمی زنند » اثری ساختار شکن در سینمای ایران محسوب می شود که متاسفانه با حجم زیادی از شعارزدگی ، علناً تبدیل به یک فیلم متوسط شده است که حتی در لحظاتی، سقوط را هم تجربه میکند. شاید اگر حجم شعارزدگی و علاقه فیلمساز به نطق بیانیه های گوناگون و بی ارتباط به داستان در فیلم وجود نداشت، می شد که « هیس ... » را اثری ارزشمند در سینمای قصه گو معرفی کرد اما ضعف های کارگردانی و فیلمنامه ، مانع از اطلاق این عنوان می شود.

در پایان باید بگویم که این یکی از دیالوگ های فیلم هست: « از کی دفاع کنم؟ از یه جسد! ، من مُردم، من تو 8 سالگی مردم چون کسی نبود حرفامو بشنوه... همین خط را بگیرید و تا آخر بروید! 



حاشیه :

« هیس! دخترها فریاد نمی زنند » محبوب ترین فیلم از دیدگاه تماشاگران در جشنواره سی و یکم فیلم فجر بود. 
8
گفته می شد که این فیلم قرار هست با ممیزی های فراوانی اکران شود که درخشنده سفت و سخت در مقابل این اتفاقات ایستادگی کرد.

هر کدام از بازیگران فیلم و خودِ شخص فیلمساز، در هر مصاحبه ای که درباره فیلم انجام دادند ، بارها از بازی طناز طباطبایی تعریف و تمجید کردند و این در حالی بود که وی اصلاً در لیست نامزدهای سیمرغ بهترین بازیگر نقش اصلی زن هم نبود! 

درخشنده در یک مصاحبه گفته بود که : « دست های پشت پرده اجازه ندادند فیلمم در عید نوروز اکران شود ». 



تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:14 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                    
کوت بره‌ها

پوستر فیلم سکوت بره‌ها با تصویری از جودی فاستر
کارگردانجاناتان دمی
تهیه‌کنندهرون بزمن
ادوارد ساکسون
کنث اوت
نویسندهتوماس هریس (داستان)
تد تالی 
(فیلمنامه)
بازیگرانجودی فاستر
آنتونی هاپکینز 

اسکات گلن 

تد لیواین 

آنتونی هلد
فیلم‌برداریتاک فوجیموتو
تدوینکرگ مک کای
توزیع‌کنندهاوریون پیکچرز
تاریخ انتشار۱۴ فوریه ۱۹۹۱
مدت زمان۱۱۸ دقیقه
زبانانگلیسی
بودجه۱۹ میلیون دلار

صفحه در وب‌گاه IMDb

س
              

the-silence-of-the-lambs-poster.jpg

سکوت بره‌ها (به انگلیسی: The Silence of the Lambs)‏ فیلمی وحشتناک/هیجان آور به کارگردانی جاناتان دمی و محصول سال ۱۹۹۱ آمریکا می‌باشد. داستان فیلم مربوط بهروانپزشکی است که با استفاده از علم روانپزشکی می‌تواند محیط اطراف خود و انسان‌های آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی می‌توانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی‌رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و می‌خواست مانند بقیه انسان‌ها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی می‌کرد وی را در زندان‌های امنیتی نگهداری کند. وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگ‌های قربانی نیز دست می‌زد.

عوامل این فیلم جوایزی معتبری همچون جایزه اسکار، جایزه بفتا و گلدن گلوب را بخاطر حضور در این فیلم دریافت کردند. این فیلم با داستانی به قلم توماس هریس می‌باشد.



کلاریس استارلینگ (فوستر) توسط جک کرافورد (گلن) از آکادمی آموزشی اف بی آی در ویرجینیا انتخاب می‌شود. کرافورد به استارلینگ ماموریت می‌دهد که با هنیبال لکتر (هاپکینز) که یه روانشناس و قاتل زنجیره‌ای بوده‌است، گفتگو نماید چرا که اعتقاد دارد که لکتر ممکن است بتواند به آنها در پیدا کرده «بیل بوفالو» که قاتلی زنجیره‌است که پوست قربانیانش را از تن جدا می‌نماید، کمک نماید.

استارلینگ به تیمارستان بیماران روانی در بالتیمور می‌رود و در آنجا دکتر فردریک چیلتون او را به سلول دکتر لکتر راهنمایی می‌کند. در ابتدا دکتر لکتر آرام است اما به ناگهان عصبانی می‌شود چرا که استارلینگ سعی دارد از او اطلاعات بکشد. در حالی که استارلینگ با ترس در حال ترک سلول است، یکی از بیماران به سیمان می‌زند که لکتر این عمل را بسیار زشت می‌پندارد و استارلینگ را صدا می‌زند که بر گردد و به او می‌گوید که به دنبال یکی از بیماران سابق دکتر لکتر بگردد. این راهنمایی استارلینگ را به یک زیرزمین سوق می‌دهد که در آنجا جسد یکی از بیماران سابق لکتر را پیدا می‌کند.

استارلینگ به پیش لکتر بر می‌گردد و لکتر به او می‌گوید که این جسد به بیل بوفالو مرتبط است. لکتر به استارلینگ پیشنهاد می‌دهد در صورتیکه از پیش دکتر چیلتون به جایی دیگر منتقل شود، به او در این زمینه کمک می‌کند.

هنگامیکه بیل بوفالو دختر یکی از سناتورها را می‌دزدد، کرافورد به استارلینگ اجازه می‌دهد که به دروغ این پیشنهاد را به لکتر بدهد که در صورتیکه به آنها در پیدا کردن بیل بوفالو کمک نماید، او را به زندانی دیگر منتقل کنند. در عوض، لکتر یک بازی یک به یک را با استارلینگ شروع می‌نماید و به او پیشنهاد می‌کند که اطلاعات جامعی در مورد بیل بوفالو در اختیار آنها قرار بدهد و در عوض استارلینگ نیز از گذشته خود برای لکتر بگوید، چیزی که قبلاً کرافورد به استارلینگ هشدار داده بود که برای لکتر بازگو نکند چرا که لکتر می‌تواند در وجود استارلینگ رخنه نماید.

چیلتون نیز که پنهانی به مکالمات استارلینگ گوش می‌دهد، پیشنهاد انتقال لکتر را با سناتور در میان می‌گذارد و لکتر را به ممفیس منتقل می‌کند، جاییکه لکتر مقداری اطلاعات در مورد بیل بوفالو به مقامات اراارائه می‌دهد.

بار دیگر استارلینگ دکتر لکتر را در سلول اختصاصی اش در تنسی ملاقات می‌کند و از او می‌خواهد که نامی را که برای مقامات گفته‌است رمزگشایی کند. ولی لکتر درخواست استارلینگ را برای کمک رد می‌نماید و او را مجبور می‌سازد که خاطرات دوران کودکی اش را بازگو کند. استارلینگ به لکتر می‌گوید که چگونه یتیم شده‌است و به مزرعه یکی از خویشاوندان منتقل شده‌است و هنگامی که در آن مزرعه با سلاخی گوسفندان روبرو می‌شود و تلاش نافرجامی جهت نجات یکی از گوسفندان می‌کند، او را به یتیم خانه می‌فرستند. لکتر نیز در مقابل پرونده بیل بوفالو را که استارلینگ قبلاً به او داده بود، به او باز می‌گرداند که در این لحظه استارلینگ توسط دکتر چیلتون و تعدادی پلیس از آنجا به بیرون هدایت می‌شود. در همان روز لکتر از دو تا نگهبانان را کشته و از آنجا فرار می‌کند.

استارلینگ گفته‌های لکتر را به دقت بررسی می‌کند و می‌فهمد که بیل بوفالو اولین قربانی اش را شخصاً می‌شناخته‌است. استارلینگ به خانه اولین قربانی سفر می‌کند و در آنجا متوجه می‌شود که بیل بوفالو یک خیاط است چرا که لباس‌ها و الگوی آنهادقیقا شبیه الگوی کنده شدن پوست قربانیان است. استارلینگ به کرافورد زنگ می‌زند تا او را از این موضوع آگاه سازد که بیل بوفالو سعی دارد لباسی از پوست قربانیانش برای خود تهیه کند و کرافورد به او می‌گوید که در حال رفتن به شهری دیگر برای دستگیری فردی به نام جیم گامب است که چندین بار تقاضای تغییر جنسیت داده‌است که این تقاضا توسط بیمارستان رد شده‌است.

استارلینگ به مصاحبه با دوست اولین قربانی بیل بوفالو ادامه می‌دهد و سرانجام یه خانه جک گوردون می‌رسد و در آنجا استارلینگ متوجه می‌شود که همان جیم گامب است. استارلینگ او را تا یک زیرزمین چندین اتاقه دنبال می‌کند، جاییکه او می‌فهمد دختر سناتور زنده و در یک چاه اسیر شده‌است. پس از خاموش کردن چراغ‌های زیرزمین، گامب در تاریکی و با استفاده از دوربین دید در شب استارلینگ را دنبال می‌کند. ولی هنگامی که می‌خواهد اسلحه‌اش را آماده کند تا استارلینگ را بکشد، استارلینگ متوجه مکان گامب شده و بر می‌گردد و او را می‌کشد.

در جشن فارغ التحصیلی آکادمی اف بی آی، استارلینگ تماسی تلفنی از لکتر که در فرودگاه بیمینی است، دریافت می‌کند. لکتر استارلینگ را مطمئن می‌سازد که قصد دنبال کردن او را ندارد و از استارلینگ می‌خواهد که به او (لکتر) کاری نداشته باشد که استارلینگ می‌گوبد که نمی‌تواند همچین قولی بدهد. سپس لکتر می‌گوید که یکی از دوستان قدیمی اش را برای شام دارد و گوشی را قطع می‌کند، شروع به حرکت می‌کند و در جمعیت گم می‌شود.

جوایز

نامنقشجایزه
آنتونی هاپکینزدکتر هانیبال لکترجایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جودی فاسترکلاریس استارلینگجایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول زن 

جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول زن
جاناتان دمیکارگردانجایزه اسکار بهترین کارگردان
رون بزمن
ادوارد ساکسون
کنث اوت
تهیه کنندگان فیلمبرنده جایزه اسکار بهترین فیلم
تد تالیفیلمنامه نویسجایزه اسکار بهترین فیلمنامه



تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

رسوایی

پوستر فیلم رسوایی
کارگردانمسعود ده‌نمکی
تهیه‌کنندهمسعود ده‌نمکی
نویسندهمسعود ده‌نمکی
بازیگراناکبر عبدی
الناز شاکردوست
 
محمدرضا شریفی‌نیا
 
کامران تفتی
 
مریم کاویانی
فیلم‌برداریفرشاد گل‌سفیدی
تدوینسیدمیثم هاشم‌زاده
توزیع‌کنندهفیلمیران
کشورایران
زبانفارسی
فروش۴٬۰۰۰٬۰۳۰٬۰۰۰ تومان[۱]

فیلم رسوایی چهارمین ساختهٔ سینمایی مسعود ده‌نمکی است که در ژانر درام/کمدی در ۲۳ اسفند ماه سال ۹۱ به پردهٔ سینماها رفت. این فیلم به موضوعات مذهبی از قبیل امر به معروف و نهی از منکر اشاره دارد.[۲]


خلاصه داستان

افسانه دختر جنوب شهری که به علت بدهی های مالی پدر زیر فشار طلبکاران قرار دارد اقدام به دزدیدن سفته های پدرش می کند. در حین فرار با روحانی زاهدی آشنا می شود. روحانی در مسیر کمک به افسانه دچار مشکلاتی می شود.

انتقادات

مخالفان

  • محبوبه بیات بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون درباره حضور در فیلم رسوایی افزود:بزرگترین اشتباه من بازی در فیلم «رسوایی» بود!![۳]
  • مسعود فراستی منتقد سینمادرباره رسوایی بیان می دارد: تفکر این فیلم مخملبافی است؛ ضدمردم. مخملباف هم از ضدمردم بودن مخملباف شد.[۴]
  • داوود میر باقری کارگردان سریال مختار نامه درباره رسوایی گفت:مضمون فیلم رسوایی متعالی است اما صرف داشتن این مضمون که فیلم را شکل نمی دهد .رسوایی دارد از مولفه هایی استفاده می کند که دورانش سپری شده .هیچ خلاقیتی برای شکل دادن به یک فضای جدید در فیلم نمی بینید.همان مولفه های سینمای دهه چهل وپنجاه کمی به روز شده ودر فیلم گنجانده شده.[۵]

موافقان

  • مسعود ده نمکی خود درباره این فیلم گفت:«درباره فیلمنامه این اثر باید بگویم برخلاف حدس‌هایی که زده می‌شود و تحلیل‌هایی که می‌نویسند، قصه فیلم «رسوایی» قصه‌ای ارجینال است نه برصیصای عابد است و نه قصه شیخ صنعان و نه حتی رابطه عشق و عاشقی و نه «میوه ممنوعه»، قصه‌ای کاملا مستقل است. اما حدس و گمان‌هایی درباره فیلم زده می‌شود و با این حدس‌ها درباره فیلم قضاوت می‌شود که کاملا اشتباه است."[۶]»

بازیگران

  • اکبر عبدی در نقش
  • الناز شاکر دوست در نقش
  • محمدرضا شریفی نیا در نقش
  • تینا آخوندتبار در نقش


تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:07 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
به نظر می آید اگر حتی این فیلم برای ما در داخل کشور فیلم خوبی باشد ( که اصلا اینگونه نیست ) اما بعید است این نوع فیلم که فضای ایران و خانواده های ایرانی را سراسر پر از دروغ و تشویش و دعوا نشان میدهد برای بیننده خارجی که آشنایی با فرهنگ و تمدن اصیل ما ندارد مناسب باشد

  +  نقد فراستی بر جدایی نادر از سیمین + دانلود
   +  تحلیل و نقد نکانی از جدایی نادر از سیمین

   +  طرفداران «مجازی» فتنه سبز افتضاح دیگری در فضای جهانی اینترنت به بار آوردند.

چگونه جنبش سبز آبروی ایران را میبرد ..... افتضاح جنبش سبز در سایت IMDB .... فیلم جدایی نادر از سیمین با حمله سبزها به سایت IMDb كه یكی از معتبرترین سایت های مرجع فیلم هست با امتیاز 9.5 / 10 بالاتر از شاهكارهای جهانی سینما  ( آثار بزرگی چون پدرخوانده ) ایستاد ....

   + رییس‌جمهوری فرانسه خواستار تماشای فیلم «جدایی نادر از سیمین» شد

   + 
اصغر فرهادی به همراه خانواده‌اش به کشور فرانسه مهاجرت کرد 
«جدایی نادر از سیمین» فیلمی ضعیف با تكنیك و فرم مبتذل و بی‌كاركرد است كه حرفی جز ترویج دروغ‌گویی در جامعه ندارد 


به نقل از اسرار

این فیلم ماهیتی به شدت چند لایه دارد و از خواص آن تضاد در لایه هاست كه بیننده را در پارادوكسی مرگبار فرو می برد كه به طرز ماهرانه ای به تصویر كشیده شده است. این نكته را نباید فراموش كرد كه اصغر فرهادی همواره با ابهام آفرینی و ایجاد شبهه و ظاهرا از طریق مشاركت اذهان بینندگان، بسیاری سوالات و اتفاقات را بی جواب رها می كند اما واقعیت امر اینستكه وی همیشه پاسخ به این ابهامات و شبهات را در لایه های زیرین ِ فیلمش برای ضمیر ناخودآگاه مخاطبان ارسال و در آن حك كرده است.

اولین نكته درباره این فیلم صحنه های آغازین آن در دادگاه است كه سیمین (لیلا حاتمی ) از نادر ( پیمان معادی ) به دلیل همراهی نكردن با وی در سفر به خارج به دادگاه خانواده شكایت كرده و تقاضای جدایی از وی را دارد. در این صحنه سیمین برای اثبات ادعایش جهت همراه كردن دختر 11 ساله اش در این سفر می گوید: دوست ندارم دختر در این شرایط بزرگ شود. و سوال نادر از سیمین كه می پرسد چه شرایطی ؟ اولین گام از سناریوی شبهه افكنی و ابهام تراشی اصغر فرهادی است. اتفاقات رخ داده در فیلم و دیالوگ های رد و بدل شده در دقایق بعد تا آخرین ثانیه های فیلم پاسخی پنهان به این سوال آشكار می دهد. فرهادی با نشان دادن دروغ های رد و بدل شده و فضای هرج و مرج حاكم در جامعه چنین القا می كند كه سیمین نمی خواست دخترش در جامعه ای به شدت آلوده به ریا و دروغ و بی قانونی و خودكامگی زندگی كند.

دومین نكته، اشارات نادر برای خارج نشدن از كشور است. نشان دادن اینكه نادر به خاطر پدرش ( كهنسالی كه نمادی از آب و خاك و مرز و بوم ما به شمار می رود ) و اشاره اش به تعلق خاطر به كشور و اینكه به علت چنین دلایل عامه پسندی از كشور خارج نمی شود نكته بسیار مهم و لایه ی بسیار پنهانی از این فیلم است. برای فهم دقیق این نیش و كنایه باید مروری داشت بر مناظره های نامزدهای انتخاباتی و سعی و تلاشی كه كروبی و موسوی نامزدهای دیروز انتخابات ریاست جمهوری و دشمنان امروز نظام در تخریب وجهه دولت از خود به خرج می دادند. اینكه آنان خود را مُحق جلوه داده و با عاشقِ آب و خاك نشان دادن خود، دیگر رقبا و به صورت تخصصی دكتر احمدی نژاد را بی تفاوت نسبت به این مهم نشان می دادند. اینجاست كه باید از سعی وافر فتنه گران سبز برای بالا بردن رقم فروش فیلم پرده برداشته و بر ماهیت چنین عملی واقف شد. هر چند فرهادی اشاره ای به رخدادهای پس از فتنه ندارد كه در آن مشخص شد چه كسانی لاف وطن دوستی می زدند و چگونه دشمنان قسم خورده نظام شدند.

سومین نكته؛ انحرافیست كه فرهادی در نشان دادن چهره مذهبیون از خود نشان داده است. راضیه(ساره بیات) را نباید به عنوان نماد مذهبی بودن در ایران پذیرفت. هر چند فرهادی سعی دارد چنین انگاره ای را به مخاطب بقبولاند. در چندین موضع از فیلم راضیه از پذیرش پول بابت دیه بچه خودداری می كند و این خودداری نه به خاطر تدین وی بلكه به دلیل این اعتقاد است كه وی می گوید اگر پول را بگیرد بلایی سر بچه ام می آید. این یعنی نهایت اعتقاد به مذهب در جامعه ایرانی! حال اگر این اعتقاد به مذهب مورد قبول قرار گیرد پس تكلیف میلیون ها نفر از افرادی كه كرور كرور پول حرام می گیرند و بلایی نیز سر بچه شان نیامده چه می شود؟ فرهادی به طرز زیركانه ای رفتارهای راضیه در نپذیرفتن پول را به اعتقادات سطحی عوام و شانه به شانه زده خرافات گره زده و مذهبیون را عملا خرافاتی نشان داده است. در حالی كه بایستی راضیه به  دلیل تشرع و تدین و نه اعتقادات كم عمق و سطحی از گرفتن پول حرام سر باز می زد. مضاف بر اینكه فرهادی تا آخر فیلم تكلیف پولی را كه ادعا می شد راضیه دزدیده مشخص نكرد. این هم از همان ابهاماتی است كه تیشه به ریشه مذهبیون و نماد به تصویر كشیده شده آن در فیلم یعنی یك زن چادری می زند. هر چند در ابتدای فیلم برداشتن پول توسط لیلا حاتمی بسیار ظریف نشان داده می شود اما قرار دادن آن در لایه های پنهان فیلم چندان نمی تواند غیر عمدی و بدون قصد باشد.

چهارمین مسئله: پیامی است كه دختر نادر در پایان فیلم و در دادگاه به بیننده القا می لكند. دختری كه در ابتدای فیلم نشان می دهد به دلیل شخصیت مثبت پدرش و اینكه قصد دارد مانع طلاق پدر و مادرش شود می خواهد در كنار نادر بماند در انتهای فیلم و پس از دیدن دروغ و انكار واقعیت پدرش عملا به گونه ای فضا را مدیریت می كند كه حرف لیلا حاتمی در ابتدای فیلم درست از آب درآید و این شرایط آكنده از دروغ و بدی برای ترمه (دختر نادر) هم مسجّل شده و بیننده حكم به رفتن دختر همراه مادرش به خارج از كشور دهد.

آخرین نكته؛ مصائبی است كه بر شهاب حسینی (حجت) وارد شده است. جمله وی كه چندین سال دنبال حقش كه ضایع شده بوده و در دادگاه ها هیچ كسی به فریاد وی گوش نداده ، یكی از صریح ترین رویارویی های فرهادی با دستآوردهای انقلاب در سی سال گذشته است. تصور كنید در جشنواره های بین  المللی كه این فیلم در حال اكران است چنین تصویری از ایران به نمایش در آید آنگاه چه بلایی سر وضعیت حقوق بشر و نوع نگاه غربی ها نسبت به ایران خواهد آمد. فرهادی رسما بیننده را در جایگاهی قرار می دهد كه به این نتیجه برسد كه در ایران كسی به فكر محرومان و مستضعفان نیست.




  • طرفداران «مجازی» فتنه سبز افتضاح دیگری در فضای جهانی اینترنت به بار آوردند.

به نقل از جهان : این طیف فعال در شبكه عنكبوت پیش از این در پی پیش افتادن ركورد فروش فیلم «اخراجی های ۳» از فیلم ضعیف و مغرضانه «جدایی نادر از سیمین»، مردم را دعوت به تحریم تماشای اخراجی های ۳ كردند كه از قضا مزید بر علت در استقبال شد. پس از آن همین جریان به همراه یك شبكه مافیایی سعی كردند با كپی و فروش سی دی های غیرمجاز اخراجی های۳، از حضور مردم در سینما و تماشای این فیلم جلوگیری كنند. آنها همچنین با انتشار غیرقانونی فیلم در شبكه اینترنت باز هم كوشیدند ركورد فروش را متوقف كنند كه بی نتیجه ماند. 
اما آخرین سیاه بازی این جریان ، افتضاحی است كه شماری از همكاران سایت ضد انقلاب بالاترین در امتیاز دادن و «داغ» كردن فیلم رقیب اخراجی ها در یك سایت جهانی فیلم به بار آورده اند به نحوی كه مراجعان غیرایرانی سایت IMDB را به اعتراض واداشته است. 
یكی از همین به اصطلاح سبزها با انتقاد از ركوردسازی های دروغین رفقا می نویسد: «لطفاً بدون تعصب این مطلب را بخوانید. اتفاق دردناكی افتاده است. حتما در جریان رقابت جنجالی دو فیلم «اخراجی های۳» و «جدایی نادر از سیمین» هستید. و حتما می دانید كه جنبش سبز شدیدا در تكاپو بود تا با تبلیغ گسترده ركورد فروش تازه ای برای «جدایی نادر از سیمین» ثبت كند. مشكل از آنجا شروع شد كه دوستان جبهه سبز (شامل اینجانب) با مراجعه و ثبت نام در یكی از معتبرترین سایت های مرجع در زمینه فیلم (سایت IMDB) امتیاز بالایی رو به این فیلم دادند و این هجوم بی سابقه باعث شد در یك چشم بر هم زدن این فیلم آثار بزرگی چون پدرخوانده را نیز پشت سر بگذارد و برترین فیلم تاریخ سینما شود!!! خلاصه این حركت كاملا عجیب كه فقط از مبتكرانی مثل ما برمیاد، باعث شد كه سروصدای مشتاقان فیلم در خارج درآمده و اعتراض كنند.» 

کاربران جهانی آی ام دی بی، کاربران ایرانی این سایت را به دلیل هجوم برای رای به فیلم اخیر اصغر فرهادی موردتمسخر قرار داده و حتی توهین کردند.



تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

برخی آثار سینمایی علاوه بر خشونت، رفتارهای ضد انسانی و صحنه های شنیع جنسی، توهین به مقدسات، فضایل انسانی و زیر سوال بردن آنها نه تنها اعتراض افراد و گروه ها را به دنبال داشته بلکه نقد منتقدان را به دوش کشیده و جزء فیلمهای بحث برانگیز محسوب می شوند.

13767362981 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«پرتقال کوکی» محصول (۱۹۷۱)

فیلم فوق العاده خشن «استنلی کوبریک» نه تنها از سوی جامعه کاتولیک محکوم شد ، بلکه به خاطر صحنه های خشن و پورنو مورد انتقاد منتقدانی همچون «پائولین کائل» قرار گرفت و درجه x برای نمایش آن انتخاب شد.

13767363012 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«مونتی پیتون» محصول (۱۹۷۹)

این فیلم به خاطر تلفیق عقاید متعدد مذهبی درباره «مسیح ع» نه تنها خشم گروه های مذهبی را برانگیخته ،‌بلکه با فیلمنامه در هم نوعی مسخرگی را به همراه دارد.

13767363033 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«تولد یک ملت» محصول (۱۹۱۵)

این فیلم با زمان بیش از ۱۰۰ دقیقه جزء اولین موفقیت سینمایی محسوب می شود ولی محتوای آن بیشتر شبیه به ویدئوهای تبلیغاتی علیه سیاهان آمریکا است . این فیلم در آن زمان کمتر انتقاداتی در پی داشت ولی با گسترش عقاید مخالف برده داری به اثری بحث برانگیز تبدیل شد.

13767363044 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«روانی» محصول (۱۹۶۰)

فیلمهای «هیچکاک» به داشتن سکانسهای پرهیجان و خشن معروف است. او قانون اجتماعی را در این فیلم شکسته و به نوعی فضایل اخلاقی که مغایر با شرایط آن دوره بود را زیر پا گذاشته است.

13767363065 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«شیاطین» محصول (۱۹۷۱)

مذهب و مسیحیت هدف اصلی این فیلم بوده است تا در قالب گروهی از راهبردهای برهنه و توهین به مسیح «ع» فیلمی بحث برانگیز از خود به جا بگذارد.

13767363096 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«پیروزی ویل» محصول (۱۹۳۵)

این فیلم که شخص هیتلر تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته ، دادگاه نورنبرگ سال ۱۹۳۴ طبق سلیقه نازیها ساخته شده و سیاستهای موردنظر آنها همانند حشره ای زیر پوست هر مخاطب نفوذ می کند.

13767363107 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«پرسه» محصول (۱۹۸۰)

یک دهه بعد از فیلم «جن گیر» ، «ویلیام فراید کین» فیلمی با بازی «آل پاچینو» ساخت که در قالب ژانر جنایی ، دغدغه های قاتل و نفرت او همجنس گراها را نشان می دهد. این فیلم فقط انجمن گروه های همجنس گرا را به دنبال داشت .

13767363128 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«کودکان» محصول (۱۹۹۵)

این فیلم رفتارهای پرخطر نوجوانان نیویورکی را در حد گسترده ای نشان می دهد. نمایش این فیلم نه تنها اعتراضات عمومی بلکه گروه های مبارزه با بیماریهای مراقبتی را به دنبال داشت.

13767363139 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«جن گیر»‌ محصول (۱۹۷۳)

«جن گیر»‌زمانی مجوز اکران را بدست آورد که صحنه های شنیعی از آن درباره دختر جن زده حذف شد.

137673631510 ده فیلم جنجالی و بحث برانگیز تاریخ سینما + تصاویر

«مصائب مسیح» محصول (۲۰۰۴)

«مل گیبسون» با اتخاذ از منابع غیر انجیل ، ساعات پایانی عمر مسیح «ع» را به تصویر کشید . این فیلم نه تنها مورد انتقاد منتقدان (درباره شدت خشونت علیه مسیح) قرار گرفت بلکه جوامع مذهبی را به اعتراض وادار کرد.


امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه



تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 07:56 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

ارباب حلقه‌ها رمانی خیال‌پردازی حماسی (high fantasy) به قلم ج. ر. ر. تالکین نویسنده، زبان شناس و استاد دانشگاه آکسفورد است. این داستان ادامه‌ای بر اثر پیشین تالکین با نامهابیت است که داستانی فانتزی است. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم[۱]بوده نگارش شده است. اگرچه این کتاب دربین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به دلایل اقتصادی تصمیم به حذف جلد دوم گرفت و کتاب ارباب حلقه‌ها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کرد.[۲][۳][۴] از آن زمان تا کنون کتاب ارباب حلقه‌ها بارها تجدید چاپ شده و به زبان‌های زیادی ترجمه شده است، و اینک یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین کتاب‌های ادبیات در قرن ۲۱ به شمار می‌رود. ارباب حلقه‌ها در سال ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ در سه جلد - با عناوین یاران حلقه، دو برج و بازگشت پادشاه - چاپ شده‌است.

تا امروز دو تولید سینمایی بر مبنای این داستان انجام شده‌است که از میان آن دو، فیلم‌های سه‌گانه‌ای به کارگردانی پیتر جکسون شاخص‌تر هستند. این فیلم‌ها در سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ به نمایش درآمدند.

                                           

قصه

برای اطلاع بیشتر از جهان افسانه‌ای که داستان ارباب حلقه‌ها در آن می‌گذرد و برای فهرستی از نام‌ها و نام‌جای‌ها به مقالهٔ سرزمین میانیمراجعه کنید. (سرزمین میانی نام جهان افسانه‌ای است که داستان ارباب حلقه‌ها در آن می‌گذرد).

شخصیت

از شخصیت‌های معروف داستان می‌توان به آراگورن و سائورون اشاره کرد. آراگورن پسر آراتورن که از نژاد نومه نور است، وارث پادشاهی فراموش شده الندیل و ایزیلدور در سرزمین میانه است. آراگورن بعداز نابود شدن سایرون به عنوان شاه اله سار تاج گذاری کرد و صلح را به ارمغان آورد. ارباب تاریکی یا سائرون شخصیت منفی اصلی اثر است و کسی است که حلقهٔ یکتا را برای کنترل نوزده حلقهٔ دیگر قدرت ساخته‌است و از همین رو «ارباب حلقه‌ها» خوانده می‌شود. سائورون خود یکی از خدمت‌گزاران ارباب تاریکی قبلی - مورگوت (ملکور) - بوده که از شخصیت‌های مهم کتاب دیگر تالکین - سیلماریلیون - است. این کتاب اخیر سرآغازی بر تاریخ سرزمین میانی محسوب می‌شود.

ترجمه

سه گانهٔ تالکین در ایران اولین بار توسط رضا علیزاده ترجمه شد و به سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات روزنه به چاپ رسید. هر سه کتاب دارای نقشه‌هایی از سرزمین میانه هستند. همچنین در ابتدای کتاب اول و در پایان کتاب سوم، مترجم اطلاعاتی درمورد داستان و سرزمین میانه و نژادهای ساکن آن، زبانشان، کتابت شان و... آورده‌است.

فیلم

سه گانه فیلم ارباب حلقه‌ها نیز به کارگردانی پیتر جکسون و تهیه شده در استودیوی نیولاین سینما به عنوان پرفروش ترین فیلم در زمان اکران خود محبوبیت جهانی یافت. این فیلم در سه قسمت با نام‌های یاران حلقهدو برجبازگشت پادشاه مابین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ تهیه و کارگردانی شده‌است. قسمت سوم آن نیز در سال ۲۰۰۳ بیشترین جوایز اسکار را کسب کرد. این فیلم که با کمک جلوه‌های ویژه حرفه‌ای و با انیمیشن سازی فوق العاده توسط نرم افزار سه بعدی ساز استودیوی تری‌دی‌اس‌مکس تهیه شده‌است، به پدیده زمان خود تبدیل شد.

اووووووووووووووووف منکه عاشقشم خیلی فیلم باحال و هیجان انگیزی شما چی دوستش دارین هر کی دوستش داره نظر بده

اینم عکساش

                     

                    


                      



تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 07:51 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                                     
تایتانیک (به انگلیسیTitanic)‏ فیلمی حماسی-عاشقانه به نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون ساخته شده در سال ۱۹۹۷ کمپانی‌های پارامونت پیکچرز وفاکس قرن بیستم است. ماجرای فیلم داستان غرق شدن تایتانیک، بزرگ‌ترین کشتی زمان خود است. فیلمنامه تایتانیک آمیزه‌ای از واقعیت و افسانه‌است. برخی شخصیت‌های این فیلم در کشتی تایتانیک حضور نداشته‌اند. همچنین برخی صحنه‌های به تصویر کشیده شده در فیلم نیز وجود خارجی ندارند.
بسیاری از منتقدان این فیلم را ستوده‌اند و آن را در زمره برترین فیلمهای تاریخ سینمای جهان قرار داده‌اند.[نیازمند منبع] این فیلم به همراه بن هور و ارباب حلقه‌ها: بازگشت شاه دارای ۱۱ جایزه اسکار است. از لحاظ فروش نیز این فیلم یک پدیده بود و در سال ۱۹۹۷ با ۱٫۸ میلیارد دلار فروش به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای جهان در زمان خود شد. در حال حاضر این فیلم بعد از فیلم آواتار (فیلمی دیگر از همین کارگردان) دومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای جهان است.
در سال ۲۰۱۲ نیز به مناسبت صدسالگی غرق شدن تایتانیک، کامرون نسخه سه بعدی این فیلم را روانه گیشه‌ها کرد. اکران دوباره این فیلم نیز با فروش نزدیک به ۴۵۰ میلیون دلاری همراه بود، که سرانجام این فیلم توانست به فروش ۲٫۱۸۵ میلیارد دلاری برسد. و به دومین فیلمی تبدیل شود که بیش از دو میلیارددلار فروش داشته است.
چند فیلم دیگر به همین نام و داستانی کم و بیش همانند، ساخته شده‌است. یکی از آنها شب به یاد ماندنی است که در سال ۱۹۵۸ و با کارگردانی روی وارد بیکر ساخته شد.

خلاصه
یک جوینده گنج به نام «بروک سوت» که به دنبال الماس مشهوری در بقایای کشتی غرق شده تایتانیک است، صندوقچه‌ای در کشتی پیدا می‌کند که در آن نقاشی از چهره زنی جوان با الماسی بر گردن به چشم می‌خورد. پس از نمایش نقاشی در یک برنامه تلویزیونی، خانم پیری به اسم «رز داوسن» ادعا می‌کند که همان زن نقاشی است. او را به محل غرق کشتی می‌برند تا به جستجوگران کمک کند جای الماس را پیدا کنند، اما بجای این کار او داستان غرق شدن کشتی تایتانیک را برای همه آنگونه که خود از نزدیک دیده‌است، بازگو می‌کند. رز داوسن ۱۷ ساله و ثروتمند تصمیم می‌گیرد با کشتی به آمریکا برود و در آنجا با «کال هاکلی» ازدواج کند. مادرش او را مجبور کرده تا به این ازدواج تن در دهد. آنها سوار کشتی تایتانیک می‌شوند و کشتی حرکت می‌کند. یک شب رز تصمیم می‌گیرد تا از بالای کشتی خودش را در آب بیندازد. اما مسافر فقیر و جوانی به اسم «جک داوسون» که کارش نقاشی است، او را نجات می‌دهد. «جک داوسون» همراه با دوستش بلیط تایتانیک را در بازی پوکر برده‌اند. آنها بتدریج بیشتر با هم آشنا می‌شوند و این آشنایی منجر به عشقی عمیق بین آندو می‌شود. هاکلی و مادر رز می‌کوشند تا آنها را از هم جدا نگه دارند. خدمتکار هاکلی به دستور او گردنبند الماسی را که هاکلی به رز هدیه داده را در جیب جک می‌گذارند و افسران کشتی به جرم دزدی به او در طبقه پایین کشتی به لوله دستبند می‌زنند. کشتی به یک کوه یخ شناور برخورد کرده و شروع به غرق شدن می‌کند و همه خدمه و مسافرین کشتی در تلاشند تا راه نجاتی برای خود بیابند. ابتدا زن‌ها و بچه‌ها را در قایق‌ها می‌گذارند و نجات می‌دهند. در این بین در طبقهٔ زیرین که جک در آنجا زندانی است رز تبر بزرگی برمی دارد و دستبند جک را می‌شکند و با هم به سمت بالا می‌روند. توماس اندروز به رز جلیقه نجات می‌دهد و افسران رز را به قایق می‌برند اما او پیش جک برمی‌گردد. مادر رز با قایق نجات پیدا می‌کند و هاکلی هم کودکی را بغل می‌گیرد و به قایق می‌رود و نجات می‌یابد. قایق غرق می‌شود و تعداد زیادی از مسافران روی آب می‌مانند و یخ می‌زنند جک رز را روی قطعه چوبی می‌گذارد و از رز قول می‌گیرد زنده بماند. قایق‌ها دوباره برمی گردند تا زنده مانده‌ها را نجات دهند ولی فقط رز زنده بود و نجات یافت به این ترتیب جک برای زنده ماندن رز یخ می‌زند و می‌میرد. پس از ۸۴ سال الماس دست رز است و آن را در دریا می‌اندازد. همان شب رز در خواب از دنیا می‌رود و این بار تایتانیک میزبان جشن پیوند این دو دلداده‌است. آن هم با شکوه تمام و در میان کف زدن حضاری که هیچ رشک و کینه و ترسی از زمان حیات شان در تایتانیک با خود ندارند؛ گویی در آخر عشق پیروز است و قسمت همین بود که سرانجام این دو عاشق پس از مرگ به هم برسند و جاودانه شوند.

بازیگران
  • شخصیت های ساختگی
  • لئوناردو دی‌کاپریو در نقش جک داوسون: کامرون در مورد این شخصیت می‌گوید که به کسی نیاز دارد که واقعا احساس کند در کشتی تایتانیک است. نشاط و شادیش را نشان دهد. و انرژی و نشاطی که یک هنرمند جوان دارد را به تصویر بکشد. در داخل فیلم جک نقش کسی را که یک آدم فقیر اهل ویسکانسین را بازی می‌کند که به مناطق مختلفی از جهان مانند شهر پاریس سفر کرده‌است. وی توانسته‌است در قمار به همراه دوستش فابریتزیو دو بلیت در کلاس سوم کشتی برنده شود. و در ادامه می‌تواند نظر رز را هنگامی که وی می‌خواهد از عقب کشتی به درون آب بپرد به خود جلب کند. و با نجات ساختگی رز توسط وی این شانس را به او می‌دهد که یک شب را در بخش اشرافی کشتی سپری کند. برای اجرای این نقش افرادی چون متیو مک‌کانهی، کریس اودانل،بیلی کروداپ و استفان دروف داوطلب نقش بودند. اما کامرون احساس می‌کرد که این افراد برای این نقش مناسب نیستند، این نظر کامرون از آن جهت بود که وی بیشتر به دنبال فردی جوانتر می‌گشت، که حدود ۲۰ سال سن داشته باشد.دیکاپریو در آن زمان ۲۲ سال سن داشت و توسط مالی فین به کامرون معرفی شد. در ابتدا دیکاپریو از به تصویر کشیدن کاراکتر سرباز زد و اولین صحنه رمانتیک مربوط به جک را اجرا نکرد. کامرون می‌گوید: او یکبار آن را خواند. بعد شروع به غر زدن و طفره رفتن کرد. و گفت که نمیتونم روش فوکوس کنم. ولی چندثانیه بعد انگار چراغی جلویش روشن شد و به خوبی از پس سکانس بر آمد. کامرون به شدت بر توانایی دی کاپریو برای اجرای این نقش معتقد بود.
  • کیت وینسلت در نقش رز دوویت بوکیتر/داوسون: کامرون در مورد وینسلت می‌گوید:"او چیزی بود که به دنبالش بودیم. جذابیت در چهره و چشمهایش. فقط می‌دانستم که مردم از راه دور می‌توانند با او ارتباط برقرار کنند." رز تنها ۱۷ سال سن دارد و اصالتا اهل فیلادلفیاست، که مجبور است با یک مرد سی ساله با نام کال هاکلی ازدواج کند. بنابراین رز و مادرش روث می‌توانند همچنان به زندگی مرفه خود ادامه دهند. زندگی که با مرگ پدر رز و بدهی‌ها در آستانه نابودی بود. رز به همراه کال و مادرش به کشتی میایند و در قسمت درجه یک کشتی ساکن می‌شوند. و در آنجاست که با جک دیدار می‌کند. وینسلت در مورد شخصیتش می‌گوید: او چیزهای زیادی می‌خواهد. قلب و دل صاف و لطیفی دارد و دوست دارد در جهان به اکتشاف و گشت و گذار بپردازد. افرادی چون گوئینت پالترو،کلیر دانس، گابریلا آنوار نیز این نقش بهشان پیشنهاد داده شده بود. در این اوضاع و احوال وینسلت ۲۲ ساله مبارزه سرسختانه‌ای برای گرفتن این نقش می‌کرد. وی هر روز نوشته‌ها و نامه‌های برای کامرون از انگلیس می‌فرستاد. زمانی که کامرون وی را به همراه دیکاپریو برای ستاره شدن به هالیوود دعوت کرد توصیف خود را از شخصیت رز یک آدری هیپورن گونه معرفی می‌کرد. کامرون ابتدا از بازی وینسلت برای این نقش راضی نبود اما در زمان تست صحنه، وینسلت توانست کامرون را تحت تاثیر قرار دهد. وینسلت در مورد کامرون می‌گوید:"اون واقعا حرفه ایه. حتی اگه منو انتخاب نمی‌کرد من اونو انتخاب می‌کردم."
  • بیلی زین در نقش کال هاکلی:کال نامزد سی ساله رز است. او متکبر و مغرور است. و همچنین وارث کارخانه فولادسازی در پیسبورگ است. او در برابر رابطه جک و رز از خود حسادت و بیرحمی نشان می‌دهد. او در سال ۱۹۲۹ به دلیل ورشکستگی در سقوط مالی وال استریت خودکشی می‌کند. ابتدا این نقش به متیو مک‌کانهی پیشنهاد شده بود.
  • فرانسیس فیشر در نقش روث دوویت بوکیتر:مادر بیوه رز. که باعث ایجاد و استمرار رابطه بین رز و کال هاکلی شد. دلیلش برای این کار باقی ماندن در سطح مرفه جامعه(بااستفاده از پولهای کال) بود. اون دخترش را دوست داشت، اما اعتقاد داشت که موقعیت اجتماعی مهمتر از روابط فرعیست. او جک را تحقیر می‌کرد، حتی زمانی که وی زندگی دخترش را نجات داد از این کارش دست برنداشت!
  • گلوریا استوارت در نقش کهن‌سالی رز: کامرون در مورد این شخصیت می‌گوید:"برای اینکه بتوانیم حال و گذشته را با هم ببینیم، تصمیم گرفتم که یک بازمانده را به تصویر بکشم که حدود ۱۰۰ سال سن دارد. از طریق اون میتونستیم به تاریخ دسترسی داشته باشیم." با پیدا شدن یک نقاشی برهنه از رز در یک گاو صندوق، وی اطلاعاتی در مورد الماس "قلب اقیانوس" می‌دهد. او شروع به تعریف داستان خود در زمان غرق شدن کشتی تایتانیک می‌کند. اولین بار پس از غرق شدن کشتی نامی از جک می‌برد. در ۸۷ سالگی استوارت باید برای نقشی آماده می‌شد که از خودش پیرتر بود.
  • بیل پاکستون در نقش بروک لاوت: وی یک جوینده گنج است که به دنبال الماس "قلب اقیانوس" در خرابه‌های تایتانیک می‌گردد. وی هزینه و وقت خود را در این زمینه می‌گذارد اما بدون نتیجه می‌ماند. وی در آخر فیلم و بعد از شنیدن داستان رز به این نتیجه می‌رسد که در سه سال اکتشافش در مورد کشتی نتوانسته بود تایتانیک را درک کند.
  • سوزی آمیس در نقش لیزی کالورت: دختر بزرگ رز. که وی را در کشتی اکتشافی همراهی می‌کند و با بروک لاوت آشنا می‌شود.
  • دنی نوسی در نقش فابریتزیو دی روسی: بهترین دوست جک. وی ایتالیایست. او کسی است که در بازی پوکر به همراه جک برنده بلیت تایتانیک می‌شود. فابریتزیو نمی‌تواند سوار کشتی‌های نجات شود و دراواخر غرق شدن تایتانیک در حالی که به سمت قایق‌های نجات شنا می‌کرد، دیگ بخار متصل به دودکش از جا کنده شد و بروی او و چندی از مسافران دیگر افتاد و کشته شد.
  • دیوید وارنر در نقش اسپیسر لاوجوی: محافظ و خدمتگزار کال، که رز را میپاید و به جریان نجات رز توسط جک مشکوک است. در ادامه و پس از متهم کردن جک به دزدی از کال هاکلی، وی نقش زندانبان وی را ایفا می‌کند و در حالی که کشتی غرق می‌شود وی را در اعماق آن رها می‌کند. اون نیز همراه با کشتی غرق می‌شود.
  • شخصیت های حقیقی
  • برنارد هیل در نقش ناخدا ادوارد جان اسمیت:اولین سفر تایتانیک را قرار بود اسمیت(ناخدای باسابقه)، که آخرین سفرش قبل از بازنشستگی اش محسوب می‌شد رهبری کند. تصمیم وی بر غرق شدن کشتی تایتانیک تاثیرگذار بود. وی در هنگام غرق شدن به رسم ناخدایان در کابین کشتی ماند. البته برخی به این مساله شک دارند و می‌گویند وی بعد از غرق شدن کشتی در آب یخ زد. اما چیزی که معلوم است وی هرگز نجات نیافت.
  • ویکتور گاربر در نقش توماس اندروز: وی سازنده کشتی است. اندروز به عنوان یک مرد مهربان و دلنشین به تصویرکشیده شده‌است، که موفقیت بزرگ خود را کوچک می‌شمارد. وی در هنگام غرق شدن کشتی بقیه را متقاعد می‌کند که صفت غرق ناشدنی تایتانیک، یک نتیجه گیری ریاضی است. و تایتانیک به راحتی غرق می‌شود. وی بعد از آن به استفاده حداکثری از ظرفیت قایق‌های نجات تاکید می‌ورزد. در آخر نیز در قسمت درجه یک کشتی و در کنار ساعتی ایستاده‌است و بخاطر اینکه نتوانست کشتی محکم و ایمنی بسازد افسوس می‌خورد، و همراه با کشتی غرق می‌شود.
  • کتی بیتس در نقش مارگارت(مالی)براون:براون از دیدگاه سایر زنان اشرافی کشتی، از جمله روث به عنوان زنی "جلف" و یا تازه به دوران رسیده قلمداد می‌شود، که این مورد بیشتر به خاطر ثروت بادآورده و بیش از اندازه وی که تازه به آن دست یافته‌است، به وی اطلاق می‌شود. وی رفتار دوستانه‌ای با جک دارد، و کتی را که برای پسرش خریده بود را برای مهمانی شام به وی می‌دهد. اگرچه براون یک شخصیت واقعی در تایتانیک بود، اما کامرون قصد نداشت که زندگی واقعی وی را به تصویر بکشد. مالی براون توسط تاریخ نویسان با نام مالی براون غرق نشدنینام گذاری شد. برای اینکه وی با کمک سایر زنان، سعی در بازگرداندن یکی از قایق‌های نجات برای نجات افراد یخ زده نمود. در فیلم کامرون نیز قسمتی از این رویداد به تصویر کشیده شد.
  • جاناتان هاید در نقش جوزپ بروس ایزمی:وی مدیرعامل شرکت وایت استار است. ایزمی یک آدم پولدار نادان که در قسمت درجه یک کشتی ساکن است به تصویر کشیده شده‌است. او از موقعیت خود در سمت مدیرعاملی شرکت وایت استار سوءاستفاده می‌کند تا ناخدا اسمیت را راضی کند که با سرعت بیشتر و همچنین از مسیر کوتاهتری تا نیویورک را طی کند. تا در زمان کمتری به نیویورک برسند تا بتوانند توجه مطبوعات را به تایتانیک جلب کنند. در حالی که با توجه به خطرناک بودن مسیر میانبر احتمال فاجعه زیاد بود. پس از برخورد کشتی و زمانی که وی متوجه می‌شود کشتی غرق ناشدنی وجود ندارد با یک قایق نجات از مسئولیتش درقبال کشتی فرار می‌کند.
  • ایوان استیوارت در نقش افسر یکم ویلیام مرداک: وی کسی است که در شب برخورد کشتی با کوه یخ ناخدای موقت کشتی بود. وی کمک‌های زیادی برای به آب انداختن کشتی‌های نجات کرد. کال به عنوان رشوه به وی مقدار پولی داد تا وی را در یکی از قایق‌های نجات جای دهد. کمی بعد از آن وی پول را در صورت کال پرت کرد و به وی گفت که پول اینجا به هیچ دردی نمی‌خورد. درآخر وی درزمانی که کشتی‌های نجات کمی مانده بودند و برای سوار شدن بر آنها آشوب برپا شده بود. مرداک، تامی رایان(یکی از دوستان جک) را به تصادف به قتل رساند. و به خاطر احساس گناه، بعد از آن حادثه خودکشی کرد. زمانی که استیو برادر زاده واقعی مرداک فیلم را دید به خاطر آسیب رساندن به شهرت قهرمانانه وی دست به اعتراض زد. چندماه بعد از این جریان، فاکس نیسون رئیس آن دوره کمپانی فاکس قرن بیستم به دل بیته، اسکاتلند (محل زندگی مرداک)رفت. وی در آنجا رسما عرض خواهی کرد و ۵۰۰۰پوند به دبیرستان دل بیته کمک مالی کرد. کامرون نیز در زمان انتشار نسخه DVD این مجموعه عذرخواهی خود را اعلام داشت. اما این را نیز گفت که مرداک به خاطر قانون "زنان و بچه‌ها اول سوار قایق‌ها شوند" اقدام به شلیک گلوله کرد.
  • مارک لیندسی چپمن در نقش افسر ارشد هنری تینگل وایلد: افسر ارشد کشتی. وی بخاطر اینکه کال یک بچه به بغل داشت، وی را به کشتی‌های نجات راه داد. بعد از غرق شدن کشتی وی با صدای سوت خود سعی در جلب و بازگرداندن قایق‌های نجات را دارد. بعد از آنکه وی به خاطر یخزدگی می‌میرد، رز از سوت وی برای جلب توجه افسر پنجک لویی می‌کند. که اینکار نیز باعث نجات رز می‌شود.
  • جاناتان فیلیپس در نقش افسر دوم چارلز لایتولر:وی کسی است که سعی در توجیه ناخدا اسمیت به خاطر دیر دیده شدن کوه یخ را دارد. بعد از آن با استفاده از تفنگ سعی در فرمانبر کردن مسافران را دارد. وی توانست از حادثه جان به در برد.
  • یان گرافورد در نقش افسر پنجم هارولد گادفری لووی:تنها نفر از افسران کشتی که با یکی از کشتی‌های نجات و بعد از غرق شدن کامل کشتی برای نجات بازماندگان احتمالی به محل حادثه بازگشت. که رز نیز توسط وی نجات یافت.

جوایز
خیلی فیلم رومانتیک و عشقیی هستش من که خیلی از دیدن این فیلم و خوندن این مطلب لذت بردم امید وارم خوشتون اومده باشه.
اینم تصاویری از فیلم
                                      

                                      

                                     

                                     


تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 07:48 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

با نگاهی به نارحت کننده ترین نقشهایی که کاندیداهای اسکار و برندگان آن ایفا کردند می‌توان دریافت که آنها آرزو می‌کنند ای کاش می‌شد این کارها را از رزومه حرفه ای شان پاک کنند.

۱ – مریل استریپ  – ماما میا (۲۰۰۸) 
شاید این فیلم پرفروش ترین فیلم موزیکال همه زمانها باشد اما بزگترین بازیگر زن دنیا با بر تن داشتن یک مانتو و یک شال پر شروع به خواندن آهنگ “ملکه رقاص” (Dancing Queen) می‌کند هم نمی‌تواند باعث کمتر شدن احساس حقارت آن گردد.

13356463241 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۲- جرج کلونی– فیلم بتمن و رابین – ۱۹۹۷ 
در حال حاضر وی در صدر لیست جذاب ترین مردان هالیوود قرار دارد اما زمانی بود که تقلا می‌کرد تا موفقیتش در  سریال ER را به یک  سیر شغلی تبدیل کند اما جداً تیرش به خطا رفت زیرا  که مبارز شنل به دوش در کار اغراق گونه  به کارگردانی جویل شوماخر مسئولیت انتخابش را بر عهده گرفت.

13356463242 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۳- هال بری  – فیلم زن گربه ای  – ۲۰۰۴ 
پس از درخشش در فیلم  Monster,s Ball   و برنده شدن جایزه اسکار، ایفای نقش اول در فیلم نابخردانه زن گربه ای  موجب سقوط فاحش وی شد.  تنها افتخار این فیلم کسب ریتینگ خفت بار ۱۰% در بخش نقد فیلم سایت گوجه فرنگی های خراب (Rotten Tomatoes) می‌باشد و ارمغانش برای  هال بری کسب جایزه Razzie برای بدترین بازیگر در سال ۲۰۰۵   می‌باشد.

13356463243 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۴- گری اولد من–نامه اسکارلت -  ۱۹۹۵ 
اولد من  این هنرپیشه انگلیسی احتمالا می‌بایست از بازی در مقابل دمی‌ مور  در فیلم منتقدانه که با اقتباسی آزاد از رمان کلاسیک اثررمان نویس آمریکایی هائتورن ساخته شده است احساس ندامت داشته باشد.

13356463244 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۵- میشله ویلیامز – فیلم نهر دائسون  ۲۰۰۳- ۱۹۹۸ 
شاید نقش کار راه اندازی ویلیامز به عنوان یک نوجوان سرکش به نام جن لیندلی (Jen Lindley) پیش درآمد محکم کردن جایگاه واقعی بازیهای کاملاً پیچیده و غمگین وی در فیلمهایی چون والنتاین آبی  و فیلم عاشقانه کوهستان بروک بک باشد.  چه کسی فکر می‌کرد که یک روز ستاره ای از شبکه تلویزیونی WB قادر باشد برای سه دوره نامزدی اسکار فخرفروشی کند.

13356463245 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۶- کالین فرث  – فیلم ” آنچه یک دختر می‌خواهد”- ۲۰۰۳
مردی که نقش  آقای دارسی و پادشاه جرج ششم را بازی می‌کند  و مارک دارسی با پوشیدن شلوار چرم  و نواختن گیتار در مقابل آیینه درطول این کمدی  آماندا باینس (Amanda Bynes) بخش اعظم  آراستگی و جذابیت انگلیسی گونه خود را از دست داد.

13356463246 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۷- هیلاری سوانک  – فیلم کودک کاراته کار آینده – ۱۹۹۴ 
شاید سوانک دو بار  به خاطر فیلمهای “پسرها گریه نمی‌کنند” و “فرزند میلیون دلاری” جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرده باشد اما اولین نقش اولش با آقای میاگی (Mr.Miyagi ) در ۴ قسمت از سریال کودک کاراته کار می‌باشد.

13356463257 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۸- کنت کارانگ (Kenneth Karanagh ) – فیلم غرب وحشی وحشی – ۱۹۹۹ 
شاید باورش سخت باشد اما واقعاً این بازیگر و کارگردان شکسپیری کنت کارانگ است که در در فیلم  مزخرف و بی معنی پر فروش تابستانی ویل اسمیت با نام غرب وحشی در نقش یک شروربا سبیل های بلند تاب داده شده ظاهر شده است.

13356463258 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۹- ساندرا بولاک  – Speed 2: Cruise Control  – ۱۹۹۷ 
ایفای نقش آنی در فیلم سرعت (شماره ۱) برگ برنده ای برای بولاک بود اما نتوانست دنباله این فیلم که همان سرعت شماره ۲ می‌باشد را بدون مشکل ادامه دهد. او درس عبرت قابل قبولی داشت با این حال وقتی به فیلمی‌ خیره شده اید که کیانو ریویز  آن را رد کرده است نگران باشید.

13356463259 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس

۱۰- براد پیت– فیلم جو بلک را ملاقات کن– ۱۹۹۸ 
مطمئناً او بازیگر زیبایی است اما  حضور براد پیت با موهای بلوند کم رنگ  تنها به فاکتورهای آبکی این فیلم ۳ ساعته خواب آور می‌افزاید.

133564632510 شرم‌آورترین فیلم‌های بازیگران اسکاری هالیوود!+عکس


تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 07:41 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
کوئنتین تارانتینو (3)

* جانگوی زنجیر پاره کرده

لئوناردوی کاپریو، جیمی فاکس و دون جانسون

بهترین فیلم های پاییزی 2012

درباره کارگردان:
 کدام عشق سینمایی است که تارانتینو را نشناسد، یا اسمش به گوشش نخورده باشد؟ این خوره فیلم که بدون هیچ درس و مشقی و فقط با فیلم دیدن، فیلم ساختن یاد گرفته، جوری فیلم می سازد که کمتر کسی می تواند در مقابلش بی تفاوت باشد یا مشابهش را بسازد؛ یا عاشق فیلم هایش هستید یا از آن متنفرید. 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

طرفداران تارانتینو، سینمای او و خوانش جدیدی که از اصول بنیادی آن به دست می دهد را دوست دارند و از بازیگوشی های فرمی و مضمونی اش لذت می برند؛ مخالفان هم از این همه شیطنت و فرار از قراردادها خوششان نمی آید و خشونت حاکم بر فیلم هایش را محکوم می کنند. 

به هر حال همه اینها نشان می دهد که تارانتینو آنقدر فیلمساز تاثیرگذاری است که به نمایش درآمدن هر فیلمش یک اتفاق است و باعث بحث ها و جنجال های زیادی می شود.

درباره فیلم: وسترن اسپاگتی یکی از ژانرهای مورد علاقه تارانتینو است و او در هر فیلمی که ساخته، در هر ژانری که بوده و هر حال و هوایی داشته، رگه هایی از وسترن را هم لحاظ کرده است. 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

فیلم جدید او یعنی «جانگوی زنجیر پاره کرده»، از این نظر یک مهمانی تمام عیار برای طرفدارانش است چون دیگر خبری از ارجاع و رگه و این حرف ها نیست. استاد زده به قلب علاقه هایش و رسما فیلمی در ژانر وسترن ساخته با همان هفت تیر کشی ها و کاکتوس ها. البته تقریبا قطعی است که این بار هم تارانتینو عناصر دیگری از ژانرهای دیگر را وارد فیلمش خواهد کرد و «جانگویزنجیر پاره کرده» کمترین شباهت را به وسترن های کلاسیک خواهد داشت. 

از طرف دیگر موضوع بازیگری هم یکی از جذابیت ها و کنجکاوی های همیشگی درباره فیلم های تارانتینوست. او همانطورکه ژانرها و مضمون های مختلف را به بازی می گیرد، از بازیگران فیلم هایش بازی می گیرد، یا بازیگری که دوران کم کاری و سراشیبی اش را می گذراند را به کار می گیرد و دوباره او را به اوج می رساند (جان تراولتا در «پالپ فیکشن»)، یا بازیگری گمنام را در فیلمش معرفی می کند و او را به اسکار می رساند (کریستف والتز در «اراذل بی آبرو») یا بازیگری معروف را در نقشی که به نظر می رسد گروه خونی اش به آن نمی خورد به بازی می گیرد (لئوناردو دی کاپریو یا جونا هیل در همین فیلم آخری). 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

فعلا تنها چیزی که می تواند کمی از عطش دیدن فیلم استاد کم کند، آنونس عالی اش است. لانگ شات های بیابان های درندشت وصحراهای برف زده و شهرهای یک خیابانی، لحظه هایی دیدنی از بازی کریستف والتز، لئوناردو دی کاپریو با گریمی متفاوت در نقش منفی، موسیقی ها، ترانه های گوشنواز و خونی که از کشته شدن یک انسان بر گل ها می پاشد، نوید فیلمی را می دهند که یک اثر تارانتینویی تمام عیار است.



سام مندز (3)


* Skyfall 

دانیل کریگ، خاویر باردم، هلن مک کروری و رالف فاینس


بهترین فیلم های پاییزی 2012

درباره کارگردان: همه سام مندز را با «زیبایی آمریکایی» شناختند، فیلمی که اسکارهای 99 را درو کرد و اسم کارگردانش را به عنوان یک فیلم اولی آینده دار مطرح ساخت. چهار فیلم بعدی مندز در سطوح مختلفی طبقه بندی می شوند و بازیگران معتبری مثل پل نیومن فقید، لئوناردودی کاپریو و کیت وینسلت در فیلم هایش بازی کرده اند. 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

مندز حتی فیلم مستقل و کم بودجه ای مثل «away we go» را به اثری صمیمی و دلپذیر تبدیل کرده است. پنج فیلم بلند او هر کدام حال و هوای جداگانه ای دارند، از درام اجتماعی معاصر بگیرید («زیبایی آمریکایی») تا جنگی («تفنکدار») و گنگستری («جاده ای به پردیشن»).

درباره فیلم: یکی از غرهای همیشگی جیمز باندبازها این بود که چرا تهیه کننده ها ناز کارگردان های اسم و رسم دار را نمی کشند و آنها را پشت دوربین نمی آورند. امسال این آرزوی دیرین محقق می شود و یک کارگردان اسکار گرفته، «skyfall» را روی پرده می فرستد. 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

البته تاریخ نشان داده کارگردان نقش کمی در این مجموعه فیلم ها دارد و قدرت عناصر ثابت دنیای باند آنقدر زیاد است که کارگردان را در خود حل می کند اما از طرف دیگر همین شش سال پیش مارتین کم.پبل، کلا دنیای باند را زیر و رو کرد و یکی از بهترین جیز باندهای تاریخ سینما را ساخت./ با بودن مندز پشت دوربین ودیدن آنونس های هیجان انگیز فیلم و وجود بازیگران مکملی مثل باردم و فاینس، انتظار کشیدن برای این جیمز باند به یکی از سخت ترین کارها تبدیل می شود.



تیم برتون (5/0) *


* فرانکن وینی

وینونارایدر، کاترین اوهارا و مارتین لاندو


بهترین فیلم های پاییزی 2012

درباره کارگردان: بعد از اسپیلبرگ، تیم برتون کهنه کارترین کارگردان این مجموعه است. برتون کارش را از دهه 80 شروع کرد و در دهه 90 موفق ترین فیلم هایش را ساخت اما بعد از «عروسمرده» (2005) انگار سیر نزولی اش شروع شده و هیچ کدام از فیلم هایش نتوانستند تحسین همزمان منتقدان و سینماروها را با هم داشته باشند. 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

ظاهرا دیگر کفگیر خیالپردازی او دارد به ته دیگ می خورد؛ چون آخرین فیلمش یعنی «سایه های تاریک»، یک شکست تمام عیار هنری/ تجاری بود. به هر حال اما او کسی است که کارهایی مثل «ادوارد دست قیچی»، «ادوود» و «ماهی بزرگ» را ساخته و به همین راحتی ها نمی شود از او قطع امید کرد.

درباره فیلم: برتون بعد از ناکامی های متوالی فیلم های اخیرش (البته از نظر منتقدان و محافل سینمایی)، به آغاز دوران کاری اش در دهه هشتاد رجوع کرده تا شاید بتواند از این نمد برای خودش کلاهی بدوزد. او انیمیشن کوتاه 29 دقیقه ای «فرانکن وینی» را در سال 1984 ساخت که با تحسین های زیادی همراه بود. 

بهترین فیلم های پاییزی 2012

«فرانکن وینی» جدید نسخه طولانی تر همان قبلی است که به سبک همیشگی انیمیشن های تیم برتونی، باروش استاپ - موشن ساخته شده است. بازیگرانی که در دوران اوج حرفه ای استاد با او همکاری می کردند (وینونارایدر، کاترین اوهارا و مارتین لاندو) هم برای صداپیشگی این انیمیشن دور هم جمع شده اند و امیدواری ها نسبت به آخرین اثر برتون را بیشتر کرده اند.

* آخرین فیلم برتون (سایه های تاریک) همین چند ماه پیبش اکران شد.


تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

بهترین: پنج سریع
یک پوستر قابل درک و به طور حیرت انگیزی مهار کننده برای یکی از بزرگ ترین و مشهورترین اکشن های سال.

عید مارس

بهترین: عید مارس
عنوان فیلم ممکن است خیلی راحت شکست بخورد، اما پوستر تئاتری برای فیلم سیاسی جورج کلونی قوی و از نظر بصری جالب است.

جین ایر

بهترین: جین ایر
طرح بندی بولد حروف طراحی نشده برای همراهی شما با یک درام در دوره خیالی کافی نیست، اما بااین وجود همه اینها مجلل و قابل توجه است.

بدترین: TYLER PERRY’S MADEA’S BIG HAPPY FAMILY
تماشای تیلر پری در نقش «مادئا» به اندازه کافی بد هست، اما تیلر پری در نقش «مادئا» در هیئت قوی سیاه فقط تصویری مخرب است.

هوبو با یک تفنگ

بهترین: هوبو با یک تفنگ
طرح بندی قدیمی‌ با چین و شکن های کاغذ شکی نمی‌ماند که همشهری کین و هوگو با تفنگ در یک ژانر هستند.

موپت ها

بهترین: موپت ها
این فیلم عروسک موپ دارد! عروسک های خیلی زیاد. و خیلی راحت می‌توان گفت که شادترین پوستر سال است.

گرگ و میش

بدترین: گرگ و میش: سپیده دم، قسمت اول
درحالیکه خیلی راحت با دیدن اندازه هیکل لانتر یا چهره واقعا خسته کننده کریستین استوارت گیج می‌شوید، به گرگ ها هم توجه کنید، که به طرز معجره آسایی روی آب راه می‌روند.

رانندگی

بهترین: رانندگی
هرچیزی در مورد این اکشن بدون اغراق فوق العاده عالی است همین طور پوستر فیلم با عنوان صورتی رنگش.

آلوین و سنجاب ها

بدترین: آلوین و سنجاب ها: CHIPWRECKED
اگرچه این به بدی Squeakquel نیست، اما یک مکانی در لیست ما برای فیلم های سنجاب ها وجود دارد و خصوصا تیترهای وحشتناکشان

بهترین: WINNIE THE POOH
همه شخصیت های فیلم یک گوشه جمع شده اند- هیچ عنوانی لازم نیست- آنها نوید یک ماجراجویی می‌دهند.

اسمورف ها

بدترین: اسمورف ها
این فیلم قرار است فیلمی‌ جذاب باشد اما آنچه از این پوستر فهمیده می‌شود احتمال یک تصادف واقعا وحشتناک است!

دختری با خالکوبی اژدها

بهترین: دختری با خالکوبی اژدها
وقتی دقیق تر به این پوستر نگاه کنیم چیزهای بیشتری فاش می‌شود، با نور و لایه های آن چیزی همراه با هم آرامش و هم بدیمنی را نشان می‌دهد.

ایکس من

بدترین: ایکس من: کلاس اول
پوستری که با نهایت تنبلی طراحی شده، تصویر ستاره فیلم شبیه تبلیغات داروی سوزش معده شده است!




تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:55 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
تماشا: سریال بینی دیگر به یک رسم تبدیل شده است. چند سالی می شود که سریال های خارجی در ایران با زیرنویس فارسی دست به دست میان سریال دوستان می چرخند و حسابی هم محبوب می شوند. هنوز از زمانی که «لاست» و «فرار از زندان» و «24» به شبکه نمایش خانگی آمدند و قوت غالب خیلی ها شده بود، زیاد نمی گذرد. 

از همان دوره بود که دیگر همه ما نام سریال های محبوب خارجی را می شنیدیم و دنبال می کردیم. بد نبود یکی دو ماه مانده به پایان سال 2012، بخشی از محبوب ترین و پربیننده ترین سریال های این سال را با هم مرور کنیم. بخشی از سریال هایی که ممکن است نام بعضی از آنها به گوشمان خورده باشد. بقیه را هم در روزهای آینده بررسی خواهیم کرد.

«داستان ترسناک آمریکایی»
خانه ارواح

حالا دیگر بیش از یک سال است که نزدیک به 3/2 میلیون نفر، ساعت 10 شب هر چهارشنبه، وحشت زده می شوند، چرا؟ چون سریال دیدنی «داستان ترسناک آمریکایی» آنها را میخکوب می کند. در حال حاضر این سریال در میان سریال های در حال پخش در یک سال گذشته، مقام اول را در دنیا دارد. 

پخش این مجموعه از 15 اکتبر 2011 (13 مهر 90) از شبکه FX شروع شده. رایان مورفی و برد کالچاک نوشتن و ساخت این سریال را برعهده دارند. مورفی پیش از این هم سریال معروف «گلی» را ساخته بود. فصل اول «داستان ترسناک آمریکایی» به طور میانگین 2/81 میلیون نفر بیننده داشت.

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

 در مجموع 12 قسمت فصل اول 33/82 میلیون نفر بیننده داشت. البته این آمار بدون احتساب تعداد بینندگان پخش مجدد هر قسمت است. این سریال داستان یک روانپزشک است که با از سر گذراندن یک بحران، همراه همسر و دخترش به خانه ای جدید نقل مکان می کند. خانه ای که قرار است آرامش را به آنها بازگرداند اما مکان رفت و آمد ارواح و اجنه است. 

«داستان وحشت آمریکایی» حتی بالاتر از دو سریال محبوب و موفق شبکه یعنی «Justified» و «تیپ/ تاک» قرار گرفته است. ایوان پیترز، جسیکا لنگ و لیلی راب بازیگران این سریال هستند. این سریال در دو رشته بهترین مجموعه داستانی و بهترین بازیگر زن مکمل (برای جسیکا لنگ) نامزد جایزه گلدن گلوب شده است.

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012



«وگاس»
وسترن نازنین

سریال تازه شبکه CBS خیلی زود توانست دل همه را ببرد. آن هم با یک گاوچران قدیمی و اصیل که حالا کلانتر شده است. ساخت این سریال همین امسال انجام گرفته. کارگردانش جیمز مانگولد است. ستارگان این سریال مایکل چیکلیس در نقش وینسنت ساوینو ودنیس کواید در نقش رالف لمب هستند.

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

 این سریال و حال و هوای وسترنی اش، خیلی زود خودش را در دل سریال بین ها جا کرد. جالب اینجاست که این سریال بر اساس داستان واقعی زندگی کلانتر سابق لاس وگاس، رالف لمب ساخته شده. ماجرا در سال 1960 می گذرد. رالف لمب، یک گاوچران قدیمی است که حالا کلانتر شده و ماجراهای زیادی را دنبال می کند. این سریال در IMDB، 7 از 10 گرفته است.



«فرزندان هرج و مرج»
بگذارید با آزادی برانیم

یک کلوپ غیرقانونی موتورسواری را در نظر بگیرید. کلوپی که در اصل در آن اسلحه قاچاق می شود و اعضایش در تقابل با فروشندگان مواد مخدر که سعی دارند قدرت منطقه را در دست بگیرند، هستند. کارگردان این سریالگ، آلان کالتر است، کسی که پیش از ساخت قسمت هایی از سریال های محبوبی چون «جنسیت و شهر» و «180 سانتی متر زیر زمین» را برعهده داشته است و به همین جهت میان مخاطبان سریال های تلویزیونی طرفداران زیادی دارد.

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

 این سریال مقام سوم دنیا را از آن خود کرده است. این سریال8/7 از 10 ستاره سایت IMDB را کسب کرده است و در کارنامه جوایز آن کسب سه جایزه و نامزدی برای دریافت 10 جایزه به چشم می خورد. دریافت جایزه بهترین بازیگر زن (کیتی ساگال) از گلدن گلوب 2011، کسب جایزه بهترین بازیگر مرد (رایان هورست) و نامزدی در رشته های بهترین سریال و بهترین بازیگر  زن (کیتی ساگال) از جوایز ستلایت و ... از جمله افتخارات این سریال است. 

«فرزندان هرج و مرج» از سال 2008 از کانال فاکس پخش می شود. «بگذارید با آزادی برانیم» شعار تبلیغاتی این سریال است که اشاره به موتورسواری بی محابای کاراکترهای سریال دارد.



«آخرین پناهگاه»
در دل طبیعت

هر پنجشنبه ساعت 8 شب از شبکه ABC سریالی پخش می شود که در رده بندی IMDB توانسته 8 از 10 را کسب کند. ببیندگان بی شمار این مجموعه، هر پنجشنبه ماجراهای تیم دریانوردانی را دنبال می کنند که به عنوان پناهنده به جزیره ای کوچک پناه برده اند، چرا؟ چون می خواستند از مشارکت در یک کشتار جمعی اتمی در خاورمیانه بنا به دستور دولت فاسد ایالت متحده خودداری کنند. 

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

این جزیره تحت تملک یک صادرکننده مواد مخدر است و همین آغاز ماجراهای هیجان انگیز این سریال است. از طرف دیگر کسانی که عاشق طبیعت بکر هستند می توانند از تصاویر لوکیشن دیدنی این سریال یعنی جزایر هونولولو لذت ببرند. کارگردان این سریال، شاون رایات و کارل گاج دیسک هستند. آندره بروگر، اسکات اسپیدمن ودیسی بتی، بازیگران این سریال هستند.



«ماوراءالطبیعه»
به دنبال مادر

بازار سریال های ترسناک و ماورائی گویا حسابی داغ است. در رده دوم جدول پربیننده ترین سریال های دنیا، سریال ترسناک دیگری قرار دارد به نام «ماوراءالطبیعه». پخش این سریال از سال 2005 از شبکه CW شروع شده و خیلی هم طرفدار دارد، مخصوصا دو بازیگر جوان و خوش تیپ این مجموعه که در نقش دو برادر ظاهر شده اند. 

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

داستان این سریال، داستان دو برادر است با نام های دین و سم (ملقب به برادران وینچستر) که در بچگی، مادر خود را به نیروهای شیطانی قربانی داده اند. حالا برادر کوچکتر (سم) زندگی آرام و معمولی اش را دنبال می کند اما دین (برادر بزرگتر) به همراه پدرش با نیروهای شیطانی مبارزه می کند. با گم شدن پدر، راه این دو برادر باز هم به یکدیگر گره می خورد و ماجرا از اینجا شروع می شود. 

کارگردانی این اثر را اریک کریپک و سارا گمبل برعهده دارند. جارد پادالسکی و جنسن اکلس هم نقش این دو برادر را بازی می کنند. این سریال ابتدا قرار بود در 5 فصل ساخته و پخش شود اما با توجه به موفقیت های این مجموعه، سه فصل دیگر هم ساخته شد و این روزها فصل هشتم آن در حال پخش است.



«ابتدایی»
خانم دکتر واتسون و شرلوک عزیز!

مثل اینکه شرلوک هولمز قصد ندارد حالا حالاها دست از سر بینندگان تلویزیونی بردارد. سریال «ابتدایی»، در رده بندی IMDB توانسته 7/3 از 10 کسب کندن. بعد از موفقیت زیاد سریال شرلوک شبکه BBC one این بار شبکه CBS پرطرفدارترین شبکه آمریکا این سریال را ساخته است. البته این سریال شباهت زیادی نیز به سریال شرلوک شبکه بی بی سی دارد و همین موضوع باعث کل کل های زیادی میان بینندگان بی بی سی و سی بی اس شده است. 

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

هر چند این سریال تفاوت هایی نیز با سریال شرلوک و حتی کتاب شرلوک دارد. این بار نقش دکتر واتسون را یک زن ایفا می کند و محل کش مکش ها و راز و رمزها نیز از لندن به منهتن تغییر پیدا کرده است! این سریال پنجشنبه ها پخش می شود. کارگردان این مجموعه رابرت دورتی بوده است. نقش دکتر جوآن واتسون را بازیگر آمریکایی – تایوانی، لوسی لویی بازی می کند. 

خیلی ها او را با بازی به یاد ماندنی اش در «بیل را بکش» به یاد دارند. در این میان نقش شرلوک هولمز مدرن را جانی لی میلر، بازیگر انگلیسی بازی می کند که خیلی ها او را با بازی اش در سریال معروف و محبوب «دکستر» می شناسند.



«امپراطوری بوردواک»
خزانه دار جذاب

پربیننده ترین سریال های وحشتناک، جنایی و عاشقانه 2012

این سریال داستان خزانه دار آتلانتیک است به نام ناکی تامپسون که در دوران منع مشروبات الکلی با زد و بند به ثروت کلانی می رسد. استیو بوشمی، در نقش اصلی این سریال ظاهر شده است. نکته اصلی این سریال، تهیه کننده محبوبش مارتین اسکورسیزی است. این سریال 8/7 از 10 را در BDMI از آن خود کرده است. 

«امپراطوری بوردواک» در مسابقات امی و گلدن گلوب، نامزد دریافت جوایز بسیاری بوده است. بازی دیدنی استیو بوشمی، در این فیلم محبوبیت او را به یکباره افزایش داده است. این سریال از شبکه OBH پخش می شود و کارگردان آن، ترنس وینتر است.                   


تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:52 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
خوب ها!

هالیوود ریپورتر نوشته است: شاید فصل سوم «امپراتوری پیاده رو تخته کوب» آنطور که انتظار داشتید اعتیادآور نبود، اما سریال چنان هوشمندانه و نوآورانه است که نمی شود آن را ندید. با اینکه سریال کند شروع می شود اما خط داستانی اش آنقدر جذاب است که در انتهای فصل بی صبرانه منتظر شروع فصل چهارم باشید. 

بهترین ها و بدترین سریال های سال 2012 کدامند؟

بازی های عالی و فیلمنامه ماهرانه به علاوه تعلیق و طنز نتیجه ای ندارد جز بهترین اقتباس مدرن از داستان های سر آرتور کنان دویل. به گزارش خبر آنلاین از این فهرست، شکی نیست که فصل دوم «شرلوک» یکی از بهترین های سال بود بازگشت «دکستر» در فصل هفتم به نقطه اوجش، آن را در فهرست بهترین های 2012 جا می دهد. این فصل نه تنها پربیننده ترین فصل «دکستر» بود بلکه رکورد بینندگان یک اپیزود شبکه شوتایم را نیز شکست. خط داستانی جذاب این فصل و پایان معمایی آن، بیننده را منتظر فصل هشتم نگه می دارد. 

بهترین ها و بدترین سریال های سال 2012 کدامند؟

«محق»، «پسران هرج و مرج»، «ترمی»، «ساعت»، «شهر جادویی»، «رئیس»، «میهن» و «وقیح» دیگر سریال های درام قابل توجه سال 2012 بودند. در میان سریال های کمدی نیز باید به «دختران» اشاره کرد که داستان واقعی و ملموسش از زندگی سه دختر بیست و چند ساله و بحران های زندگی آنها واقعا بیننده را به ادامه سریال امیدوار می کند. «لویی»، «30 راک» و «پارک ها و تفریح ها» از جمله سریال های کمدی مهم امسال بودند.

بهترین ها و بدترین سریال های سال 2012 کدامند؟

بدها!

هالیوود ریپوتر تنها به انتشار بهترین ها بسنده نکرده و دستی هم به سر و روی بدترین سریال های سال 2012 کشیده است. سریال هایی که انتظارات بینندگان را پاسخگو نبودند و شکست خوردند. این نشریه گزارش داده است: «همسایه ها» بی شک یکی از بدترین سریال های این چند سال است که نه متن جذابی دارد و نه بازی های خوبی، مشکل کار اینجاست که سریال حداقل های لازم را داشته و قرار است فصل بعدی آن امسال روی آنتن برود!

 «دو دختر بی پول» سرشار از شوخی های مسخره و نژادپرستانه است و توهین در آن تمامی ندارد. واقعا معلوم نیست به چه دلیلی باید این سریال را تماشا کرد. «گلی» سریال موزیکال موفق دو سه سال اخیر امسال همه را ناامیدکرد. اجراهای ضعیف از آهنگ های مشهور به علاوه خط داستانی تکراری موجب شدند بینندگان از این سریال خداحافظی کنند.

 هر چقدر فصل اول «داستان وحشت آمریکایی» خوب بود. فصل دوم آن بد بود. بردن داستان به یک آسایشگاه روانی نیز نتوانست سریال را نجات دهد. «دیو و دلبر»، «دکتر خلافکار»، «ویتنی» و «رسوایی» از دیگر سریال های ضعیف سال 2012 بودند.

1- اخبار بد: زحمتکش


بهترین ها و بدترین سریال های سال 2012 کدامند؟

به گزارش هالیوود ریپورتر «Breaking Bad» بهترین سریال درام امسال بود. مجموعه تلویزیونی «اخبار بد» به تهیه کنندگی وینس جیلیگان برای شبکه ای ام سی ساخته شده است. پخش «اخبار بد» از سال 2008 آغاز شده است. این سریال داستان معلم شیمی زحمتکش یک دبیرستان است که در ابتدای داستان متوجه می شود سرطان ریه غیرقابل جراحی دارد. 

او پیش از فرا رسیدن مرگش، برای تامین مالی خانواده اش همراه دانش آموز پیشین خود، شروع به تولید و پخش مت آمفتامین (شیشه) می کند. این مجموعه تاکنون هفت جایزه امی به دست آورده همچنین دو بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر مرد مجموعه درام و سه بار نامزد جایزه انجمن بازیگران فیلم برای بهترین بازیگر مرد مجموعه درام بوده است.

2- مردان خشن: پرجایزه

بهترین ها و بدترین سریال های سال 2012 کدامند؟

«مردان خشن» دومین سریال محبوب 2012 است. فصل پنجم این سریال نشان داد همچنان این سریال های قدیمی هستندکه حرفی برای گفتن دارند. سر پخش این سریال از سال 2007 آغاز شد. میتو وینر کارگردان و سازنده این درام داستانی است و جون هام، الیزابت ماس، وینکت کارتیسر، جنیوری جونز و کریستینا هندریکز بازیگران اصلی این مجموعه هستند. این سریال تاکنون چهار جایزه امی و چهار جایزه گلدن گلوب را به دست آورده است.

3- بازی تاج و تخت: اعتیادآور


بهترین ها و بدترین سریال های سال 2012 کدامند؟

«بازی های تاج و تخت» بدون شک یکی از بهترین سریال های یکی دو سال اخیر است. سریالی که هالیوود ریپورتر از آن با عناوین «حماسی»، «اعتیادآور» و «هوشمندانه» یاد کرده است. پخش فصل دوم این سریال تازه تمام شده. فصل سوم «مردگان متحرک» با وجود حواشی بسیار، یک گام رو به جلو برای این سریال با موضوع زامبی ها بود، این سریال را نباید از دست داد. 

سریال «بازی تخت و تاج» از شبکه HBO پخش می شود. این مجموعه برگرفته از پرفروشترین اثر مجموعه داستان های فانتزی جورج آر. آر. مارتین یعنی ترانه یخ و آتش ساخته شده است. سه فصل از این سریال تا امروز پخش شده است و توانسته است 22 جایزه مطرح تلویزیونی را که مهمترین آن جایزه گلدتن گلوب سال 2012 بوده است، از آن خود کند. 

دیوید بنیوف و دی. بی. وایس سازندگان این سریال هستند و شون بین، مارک ادی، میشل فیرلی، نیکولای کاستر – والدو، لناهدی، امیلیا کلارک بازیگران اصلی این سریال پرطرفدار هستند. همین چند روز پیش این سریال توانست رکورد دانلود غیرقانونی در دنیا را با دو میلیون و 480 هزار بار دانلود بشکند. 


تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
    در سال 2012 با سیلی از فیلمهای زیبا و دیدنی مواجه ایم.در این میان ژانر ترسناک از محبوبیت خاصی برخوردار است.با هم نگاهی داریم بر 10 فیلم ترسناک محبوب سال 2012 (البته بعضی از عناوین زیر، تا این تاریخ به اکران رسیده اند)


1
The Woman in Black

new-woman-in-black-poster.jpg



2
Underworld: Awakening
Underworld-Awakening-Official-Poster_2012-03-05.jpg




3
Abraham Lincoln: Vampire Hunter
abraham-lincoln-vampire-hunter-20111214064243446_2012-03-05.jpg




4
Prometheus
Prometheus-2012-Movie.jpg



5
The Devil Inside
devilinsideredbandtrailer.jpg


6
Dark Shadows
dark_shadows_2012_5457_poster.jpg



7
Resident Evil: Retribution
Resident-Evil-Retribution-poster.jpg



8
Playback
playback.jpg



9
World War Z
World_War_Z.jpg


roguerivers.jpg



تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

خاطرات خون‌آشام (به انگلیسیThe Vampire Diaries)‏ یک سریال آمریکایی محصول سال ۲۰۰۹ شبکهٔ تلویزیونی سی‌دابلیو است که هم اکنون نیز در حال ساخت می‌باشد و در حال حاضر محبوب‌ترین سریال تلویزیونی برای رده سنی نوجوان 13-۱۹) محسوب می‌شود. این داستان به شرح خاطرات و اتفاقاتی که برای یک خون‌آشام به نام استفن سالواتوره و یک دختر به نام الینا گیلبرت می‌پردازد که هر دویشان در پایان هر روز به نوشتن خاطرات خود می‌پردازند. به همین دلیل نام این سریال هم دارای یک ایهام است زیرا نام این مجموعه هم می‌تواند بیانگر "خاطرات خون‌آشام: یعنی خاطراتی باشد که استفن دربارهٔ خود می‌نویسد" و هم خاطراتی که دربارهٔ یک خون‌آشام (توسط الینا) نوشته می‌شود.


---------------------------------------------------------------

خلاصه ی داستان

فصل یکم(2009-2010)

در قسمت اول این سریال استفن سالواتوره که یک خون‌آشام است به شهر جدیدی می‌آید و با دختری به نام الینا برخورد می‌کند و عاشقشمی‌شود و برای نزدیکتر شدن به الینا در دبیرستانی که الینا می رود ثبت نام می کند و کم کم رابطه بین او و الینا شکل می‌گیرد اما پس از مدتی برادر استفن، دیمن پیدا می‌شود و مشکلاتی را به وجود می‌آورد که حتی منجر به این می‌شود که الینا خون اشام بودن استفن و دیمن را بفهمد ولی او با توجه به رفتارهای خوبی که از قبل از استفن دیده‌است منطقی برخورد می‌کند و سعی می‌کند با این قضیه کنار بیاید، استفن جریان تبدیل شدنش به خون‌آشام را در سال ۱۸۶۴ را شرح می‌دهد که دختر خون‌آشامی به نام کاترین مسبب این جریان بوده‌است، همچنین دیمن تلاش‌هایی برای بازگردانی کاترین (که ظاهراً او نیز عاشقش بوده‌است) می‌کند که در طی اشتباهی تعداد زیادی خون‌آشام آزاد می‌شوند و مشکلاتی به وجود می‌آیند، در قسمت‌های میانی علت شباهت زیاد الینا به کاترین مشخص می‌شود و آن این بوده که ظاهراً الینا نوهٔ کاترین بوده و او فرزند ناتنی خانوادهٔ گیلبرت بوده‌است، در پایان این فصل کاترین به شهر سابقش بازمی‌گردد.


ادامه ی داستان در ادامه مطلب.به اضافه تصاویری از فیلم:)

فصل دوم
به‌ترتیب از چپ به راست، استفن سالواتوره، الینا گیلبرت و دیمن سالواتوره.

پس از بازگشت کاترین او درصدد انتقام و اذیت و آزار برادران سالواتوره می‌آید و در همین راستا اتفاقاتی می‌افتد. مشخص می‌شود که کاترین از ابتدا فقط استفن سالواتوره را دوست داشته و علاقه‌ای به دیمن ندارد و از طرفی قرن‌ها پیش از سالواتره ها با برادرانی به نام‌های کلاوس و الایژا بوده‌است که این دو برادر نخستین خون‌آشام‌های تاریخ هستند. دیمن پس از فهمیدن این موضوع که بیهوده ۱۵۰ سال در پی یافتن کاترین بوده‌است او را فراموش می‌کند و عاشق الینا می‌شود.

کلاوس در صدد شکستن طلسمی بر می آید که مدت‌ها ذهن او را به خود مشغول کرده‌است. او برای این کار به یک همزاد که خون انسان داشته باشد و یک خون‌آشام نیاز دارد و باید مراسم قربانی کردن را انجام دهد.اما دیمن به اجبار از خون خود به الینا می‌دهد تا خون او ناخالص شود. الینا از دست دیمن ناراحت و عصبانی می‌شود.در هر حال الینا تا پیش از مرگ انسان می‌ماند پس کلاوس او و جنا(که توسط کلاوس تبدیل به یک خون آشام شده)ویک گرگینه را برای مراسم قربانی کردن انتخاب می‌کند.دیمن در نجات جان مت و کارولاین توسظ تایلر لاک وود گرگینه گاز گرفته می‌شود.جنا در مراسم قربانی کردن می‌میرد اما جان (پدر واقعی الینا) با فدا کردن خود برای خون آشام نشدن الینا او را نجات می‌دهد.دیمن که گرگینه او را گاز گرفته‌است به زودی می‌میرد.پس پیش الینا می‌رود تا از او طلب بخشش کند اما الینا به او می‌گوید که شاید به زمان زیادی نیاز داشته باشد.دیمن به خانه می‌رود و با دراوردن حلقه‌اش به مقابل افتاب می‌رود تا خودکشی کند.استفن به موقع سر می‌رسد و مانع او می‌شود و با زندانی کردن دیمن در پی پیدا کردن راه درمان می‌گردد.جرمی گیلبرت که مدتی پیش مرده بود هم توسط بانی (دوست دختر جدیدش)که جادوگر است به دنیا باز می‌گردد.الینا متوجه زخمی شدن دیمن می‌شود و پشیمان و ناراحت از دیمن در حال مرگ مراقبت می‌کند.استفن هم با کلاوس معامله می‌کند که در صورت دادن پادزهر به دیمن هرکاری او بخواهد انجام می‌دهد.کلاوس او را وادار به خوردن مقدار زیادی خون می‌کند و از او می‌خواهد که به دنبال او شهر را ترک کند.کاترین پادزهر را برای دیمن می‌برد و جان او را نجات می‌دهد.جرمی هم با روح دو دوست دختر قبلی خود یعنی آنابل و ویکی روبرو می‌شود.

فصل سوم

کلاوس در تلاش برای ساختن ارتشی از دورگه‌های خود (خون‌آشام و گرگینه) است. اما هربار که یک دورگه می‌سازد کمی بعد او می‌میرد. استفن که تبدیل به یک خون‌آشام وحشی شده‌است در کمک به او دریغ نمی‌کند. الینا سعی می‌کند همراه دیمن و آلاریک با نقشه‌ای استفن را نجات دهد. اما استفن به آن‌ها می‌گوید که نمی‌خواهد نجات پیدا کند و برگردد و اثباتش کشتن دوست دیمن اندی است. کلاوس خواهرش ربکا را که مثل او یک خون‌آشام اصیل است زنده می‌کند و آن‌گاه به ذهن استفن نفوذ کرده و از او می‌خواهد که به یاد آورد. استفن به یاد میاورد که در سال‌ها پیش کلاوس و خواهرش را دیده و ربکا عاشق او شده‌است. سپس کلاوس و ربکا که در حال فرار از دست فردی بودند مجبور به جابه جایی می‌شوند و کلاوس به ذهن استفن نفوذ کرده و از او می‌خواهد که او و ربکا را فراموش کند. ربکا که دوست دارد با استفن بماند در برابر فرار با کلاوس مقاومت می‌کند و آن وقت کلاوس او را می‌کشد. کلاوس متوجهٔ رفتار عجیب استفن می‌شود و همراه با ربکا او را به‌زور به میستیک فالز برمی‌گرداند. در آنجا کلاوس می‌فهمد که الینا زنده‌است. وی بار دیگر به ذهن استفن نفوذ می‌کند و از او می‌خواهد که انسانیتش را خاموش کند. از اینجا به بعد استفن دیگر به چیزی اهمیت نمی‌دهد و فقط به هر چه کلاوس بگوید گوش می‌کند. کلاوس تایلر را دورگه می‌سازد و راه درست کردن دورگه‌هایش را یاد می‌گیرد.

کلاوس می‌فهمد که خون الینا تنها راه زنده ماندن دورگه‌هایش است، بنابراین نمی‌خواهد که الینا بمیرد. کاترین و جرمی، مایکل(پدر کلاوس)را پیدا می‌کنند و مایکل قصد کشتن کلاوس را دارد. الینا هم سال جدید تحصیلی را در حالی آغاز می‌کند که استفن دوباره شروع به خوردن خون انسان کرده و تایلر هم یک جوراحساس نوکری نسبت به کلاوس پیدا کرده‌است. الینا و آلاریک در جشن آغاز سال، سعی می‌کننداستفن را با گل شاه پسندبیهوش کنند تا بتوانند استفن را در سلول قدیمی فوربس زندانی کنند تا مایکل، کلاوس را بکشد و این اجبار ذهنی کلاوس از استفن آزاد شود. اما موفق نمی‌شوند چون ویکی (خواهر مت) که الآن یک روح است، به دلایلی سد راه آنها می‌شود(قبلاً بانی برای نجات جان جرمی، طلسمی را شکست که دروازه بین این دنیا و دنیای ارواح باز شد و ارواح می‌توانستند در این دنیا حضور یابند و ویکی برای اینکه بتواند برای همیشه در این دنیا بماند، باید الینا را بکشد. اما بانی موفق می‌شود برای همیشه دروازه را ببندد).

دیمن، آلاریک و الینا محل زندگی(یک غار قدیمی) مایکل و خانواده‌اش را پیدا می‌کنند که داستان زندگی و چگونه تبدیل شدن مایکل و خانواده‌اش در آنجا نقاشی شده. آلاریک، دیمن و الینا پس از جستجوی فراوان، داستان زندگی آنها را می‌فهمند. مایکل فرزندان خود را به خون آشام تبدیل کرد تا دیگر آسیب پذیر نباشند، اما کلاوس با کشتن مادرشان، باعث می‌شود که خانواده از هم فرو بپاشد. کشتن مادرشان را به گردن مایکل می‌اندازد و با این کار ربکا(خواهرش) و الایژا(بزرگترین برادرش) را با خود متحد می‌کند.(بعدها به دلایلی الایژا از کلاوس جدا می‌شود)

حال که الینا تقریباً همه چیز را میداند، به پیش ربکا می‌رود و داستان را از زبان او می‌شنود. اما کلاوس به ربکا در مورد کشتن مادرشان دروغ گفته بود و ربکا با شنیدن اینکه کلاوس، مادرشان را کشته خشمگین می‌شود. از طرفی مایکل(که توسط کاترین زنده شده) با استفن و دیمن آشنا می‌شود و درصدد کشتن کلاوس هستند و ربکا هم با آنها متحد می‌شود و با نقشه‌ای زیرکانه کلاوس را به شهر میستیک فالز برمیگردانند... . سلاحی که با آن می‌توان کلاوس را کشت، مایکل به دیمن داده بود تا دیمن او را بکشد، اما کاترین یک چیز خیلی خیلی مهم را می‌فهمد(که مایکل به دیمن نگفته بود) و آن را به استفن می‌گوید. اینکه اگر یک خون آشامِ عادی با آن سلاح یک خون آشام اصیل را بکشد، خود آن خون آشام هم کشته می‌شود. استفن وقتی این موضوع را می‌فهمد، جلوی دیمن را می‌گیرد(یعنی اینکه انسانیت استفن دوباره برگشته) و کلاوس هم از این موقعیت، استفاده کرده و مایکل را می‌کشد.

اما دیمن و الینا فکر می‌کنند که استفن برای آزادی ذهنی خود، جلوی کشتن کلاوس را گرفته‌است. حال که استفن آزادی خود را به‌دست آورده، تمام خانوادهٔ کلاوس (که در تابوت هستند) را می‌دزدد و قصد انتقام از کلاوس را دارد. بعداً استفن متوجه می‌شود که یک تابوت افسون شده و در آن به هیچ وجه باز نمی‌شوند(مادر کلاوس هست که از تابوت بیرون میاید و وانمود میکند کلاوس را هنوز دو ست دارد ولی در اصل قصد کشتن کلاوس را دارد که کلاوس می‌فهمد و مادر کلاوس فرار می‌کند) در ضمن استفن از کلاوس می‌خواهد که دورگه‌هایش را از شهر خارج کند وگرنه الینا را به خون‌آشام تبدیل می‌کند . پس از تمام این اتفاقات استفن آرام تر شده و رابطه‌اش نیز با الینا خوب شده اما در قسمت ۱۷ دیمن می فهمد به جز آن سلاحی که پدر کلاوس داشت (و نابود شد) سلاحی دیگر نیز وجود دارد که در زیر پل شهر پنهان شده است. ولی ربکا قبل از دیمن جای آن را می فهمد و تمام آن سلاح ها را نابود می کند اما غافل از این است که دیمن از او باهوش تر است زیرا دیمن می فهمد که چوپ تابلوهای قدیم شهر نیز از این سلاح ساخته شده است. او پس از جمع آوری تابلوها آن ها را نزد استفن می برد و قسمت ۱۷ با این جمله تمام می شود: بریم چند تا اصیل بکشیم.

در قسمت ۱۸ آلاریک،الینا ،دیمن و استفن مشغول به ساختن سلاح از چوب درخت بلوط سفید برای کشتن اصیل ها هستند و اکنون الینا،الاریک، استفن، دیمن، کارولین و مت هر کدام یک سلاح برای کشتن اصیل ها دارند. کلاوس برادرش فین را مجبور میکند تا با او به مستیک فالز بیاید تا یک جادوگر (مادر بانی) و جرمی رو تهدید کند تا بانی افسون اِستر که آن ها را به هم متصل کرده است باطل کند و ربکا در این کار به کلاوس کمک می کند. دیمن، استفن ، الینا، کارولین و مت نقشه ای برای کشتن کلاوس دارند. فین حاضر به همکاری با کلاوس نشد ولی کلاوس با سیج(عشق فین) او را راضی به همکاری می کند.ربکا برای انتقام از دیمن به خاطر کاری که با او کرد او را شکنجه می دهد. الینا از حضور فین و سیج در مستیک فالز باخبر می شود. طبق نقشه اگر یکی از اصیل ها بمیرد بقیه هم می میرند ولی بانی طلسم را قبل از اینکه استفن و مت و الینا فین رو بکشند شکست. بانی دیمن را در حال شکنجه می بیند ولی حاضر به نجات دادن او نمی‌شود و موضوع را به الینا می گوید. سیج برای انتقام فین به سراغ استفن می رود ولی چون نسل خونیش به فین متصل بوده(یعنی فین او را به خون‌آشام تبدیل کرده بود) می میرد و آن ها از اینجا می فهمند که اگر کلاوس رو بکشند تمام نسل خونی او هم می میرند. اما آن ها نمی‌دانستند نسل خونی استفن، دیمن و کارولین به کدام خون‌آشام اصیل متصل می شود. استفن پیش کلاوس میرود و چوب ها را با دیمن معامله می کند ولی دو تا از چوب ها سر جایشان نبودند و یکی از آن ها را ضمیر ناخود آگاه آلاریک پنهان کرده بوده است برای همین استفن آلاریک را زندانی می کند تا جای چوب ها را پیدا کند از الینا و دیمن می خواهد تا پیش جیمی بروند چون دیمن و استفن را کاترین تبدیل کرده بود و کاترین را هم رز تبدیل کرده بود. دیمن و النا پیش جیمی می روند و ازش می خواهند که با رز ارتباط برقرار کند تا بفهمند کی رز را تبدیل کرده اما کال قبل از دیمن و الینا کسی که رز را تبدیل کرده می کشه و الینا می فهممه به دیمن علاقه دارد. استر مادر کلاوس خون الینا را به آلاریک متصل و او را تبدیل به خون آشام می کند وقتی کلاوس می فهمد که با کشتن الینا می تواند آلاریک را بکشد الینا را زندانی می کند و دیمن و استفن توسط بانی کلاوس را خشک می کنند و الینار ا نجات می دهند اما بر اثر درگیری سر الینا به میز می خورد دیمن بدن کلاوس را قایم می کند اماالاریک برای کشتن تمامی خون آشام ها اقدام میکند و به انجمن شهر لیست تمات خون آشام ها را می دهد. الینا را بر اثر ضربه مغزی به بیمارستان می برتد و دکتر از خون دیمن به الینا می دهد. مت الینا را از شهر خارج کند ولی در بین راه می فهمد که آلاریک کلاوس را کشته بنابراین باید برای بودن در آخرین لحظات زندگی بین دیمن و استفن، یکی را انتخاب کند که استفن را انتخاب می کند و به دیمن تلفنی می گه اگه ما اول همدیکه را دیده بودیم شاید ما الان با هم بودیم. الینا و مت در حال بازگشت هستند که ربکا برای اینکه آلاریک را بکشه ماشین الینا را از روی پل منحرف می کند و ماشین داخل اب می افته و آلاریک بر می گرده تا دیمن را بکشه که توی گذشته دیمن نشان می دهد که اولین بار قبل از استفن همدیگه را دیده بودند و دیمن کاری کرد که الینا این دیدار را فراموش کنه. استفن برای کمک به الینا به زیر آب می رود و الینا می خواهد که مت را نجات دهد و الینا میمیرد. با مردن الینا آلاریک هم میمیرد و دیمن این را می فهمد و سریع بر میگردد که دکتر می گه که به الینا خون دیمن راداده ولی نسل خونی کلاوس یعنی ( استیفن ، دیمن ، کرولاین ) هنوز زنده هستند اما بانی کلاوس را در بدن تایلر قرار داده است.

فصل چهارم

الینا در حال تغییر است و برای اینکه تبدیل شود باید خون بخورد و دیمن از این موضوع که استفن جون الینا را نجات نداده ناراحت است. استفن از بانی می خواهد الینا را با جادو دوباره انسان کند بنابراین تا پایان روز برای خون دادن به الینا صبر می کنند انجمن شهر مادر تایلر و کارولاین را به خاطر حمایت از خون آشام ها بر کنار و دستگیر می کنند. کشیش شهر که الان رییس انجمنم هست دستور دستگیری خون آشام ها را می دهد و ربکا و کارولاین را دستگیر می کنند و در حال انتقال به مکانی هستند که تایلر یا همان کلاوس وقتی متوجه می شود که کارولاین را دستگیر کرده اند برای نجات او به خودرو ها حمله و فقط کارولاین را نجات می دهد. برای دستگیری استفن به خانه الینا آمده و الینا را هم دستگیر می کنند. خاطراتی که خون آشام ها وقتی الینا انسان بود را از حافظه اش پاک کردن بودند از جمله خاطرات دیمن همه را به یاد می آورد. کشیش متوجه حرکات الینا می شود و می فهمد الینا هم خون آشام است و او را هم زندانی می کنند.دیمن از موضوع خبردار می شود و با مت به سراغ مزرعه ای که استفن و بقیه زندانی هستند می روند. بانی جادویی انجام می دهد اما مادربزرگش به او هشدار می دهد که الینا را برنگرداند بنابراین موفق نمی شود که الینا را دوباره انسان کند.استفن با کمک ربکا به الینا خون می رسانند و الینا خون آشام می شود. بانی کلاوس را به بدنش بر می گرداند و استفن و دیگران متوجه می شوند که یک شکارچی خون آشام به شهر آمده و خالکوبی روی دستش دارد که فقط جیمی آن را می بیند. استفن از طریق کلاوس متوجه می شود دارویی برای انسان شدن وجود دارد و برای این کار باید خالکوبی شکارچی خون آشام تکمیل و یک ساحره به قدرت زیادی برسد. پروفسور شین به شهر آمده و به بانی کمک می کند و از مکان دارو اطلاع دارد اما دارو پیش یکی از خطرناک ترین خون آشام ها به نام سایلس می باشد که سالهاست خشک شده است. الینا به خاطر دیمن با استفن به هم می زند و عاشق دیمن می شود اما کارولاین متوجه می شود که الینا بنده دیمن شده و هرکاری دیمن بگوید انجام می دهد. الینا شکارچی را می کشد و با کشتن شکارچی جیمی به شکارچی خون آشام تبدیل می شود.جیمی با کشتن کال که یک اصیل است خالکوبی را تکمیل میکند و دکتر شین و بقیه به جزیره ای که سایلس و درمان است می روند و کاترین دارو را دزدیده و با کشتن جیمی فرار می کند. دیمن الینا را برای فراموش کردن مرگ جیمی و عذاب مجبور به خاموش کردن احساساتش می کند و الینا خیلی تغییر می کند و همه به دنبال کاترین هستند تا درمان را به دست بیاورند به جز الینا که الان یک خون آشام درنده است. کلاوس به شهر دیگری می رود و متوجه می شود که هیلی از او باردار است. دیمن و استفن با کمک مت احساسات الینا را روشن می کنند و بانی برای از بین بردن سایلس مجبور می شود دروازه بین برزخ ماورایی و این دنیا را از بین ببرد و تمام مرده ها برمی گردند و سایلس را خشک می کنند و بانی برای برگردانندن جیمی به این دنیا طلسمی انجام می دهد که باعث کشتنش می شود و جیمی بر می گردد. الینا بنده دیمن نیست و هنوز عاشق دیمن است بنابراین استفن تصمیم به رفتن می گیرید و در بین راه می خواهد بدن سایلس را از بین ببرد. کاترین به الینا حمله می کند و الینا که دارو را دارد به خورد کاترین می دهدو استفین منوجه می شود سایلس زنده است سایلس استفن را داخل یک گاو صندوق به دریاچه می اندازد و سایلس همزاد استفن است.

فصل پنجم

در تاریخ ۱۱ فبریه ۲۰۱۳ شبکه سی‌دابلیو اعلام کرد سریال‌های خاطرات خون‌آشام، فوق طبیعی و پیکان را تمدید خواهد کرد.[۲] اعلام شده است که فصل پنجم خاطرات خون‌آشام از روز ۱۰ اکتبر ۲۰۱۳ مصادف با ۱۸ مهر ۱۳۹۲ خورشیدی پخش خواهد شد.

تصاویر:




تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:46 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات

پر فروش ترین فیلم هفته گذشته سینما جهان
فیلم «سفر به جزیره‌ی اسرارآمیز ‌٢» عنوان پرفروش‌ترین فیلم سینمای جهان در هفته‌ی گذشته را کسب کرد.
به گزارش فانتزی، پروژه‌ی فیلم «سفر به جزیره‌ی اسرارآمیز ‌٢» با فروش ‌٢۶ میلیون دلار در سینماهای جهان صدرنشین گیشه‌ها شد و مجموع فروش جهانی‌اش را به مرز ‌١٠٠ میلیون دلار رساند.
این فیلم که در ‌٢٩ کشور جهان و در بیش از ‌٨ هزار سالن سینمایی به روی پرده رفته است، از ‌١٠ فوریه (‌٢١ بهمن) اکران خود را در سینماهای آمریکای شمالی آغاز کرده است.

423432452 پر فروش ترین فیلم هفته گذشته سینما جهان

 

قسمت دوم از سری فیلم‌های «سفر به جزیره‌ی اسرارآمیز» برای دومین هفته متوالی در سینماهای فرانسه پرفروش‌ترین فیلم بود و توانست فروش ‌۴/٣ میلیون دلار را به دست آورد.
در خلاصه‌ی داستان این فیلم آمده است: «شان» به همراه دوست مادرش برای پیدا کردن پدربزرگ‌شان که گفته می‌شود در جزیره‌ای اسرارآمیز مفقود شده است، به محل موردنظر مسافرت می‌کنند و اتفاقات شگفت‌انگیزی را تجربه می‌کنند.
«مایکل کین» بازیگر کهنه‌کار هالیوود که در فیلم‌های «بازگشت بتمن» و«پرستیژ» با کریستوفر نولان همکاری داشته است، در این فیلم بازی کرده است.
«براد پیتون» پروژه‌ی سینمایی «سفر به جزیره‌ی اسرارآمیز ‌٢» را بر اساس اقتباسی از کتاب «ژول ورن» کارگردانی ‌کرده است. «سفر به جزیره‌ی اسرارآمیز ‌٢» در قالب سه‌بعدی و آیمکس سه‌بعدی در معرض تماشای مخاطبان قرار گرفته است.

255424 پر فروش ترین فیلم هفته گذشته سینما جهان

جدیدترین فیلم «استفان دالدری» با عنوان «فوق‌العاده بلند و بسیار نزدیک» با فروش ‌۶/٢ میلیون دلار رتبه دوم جدول فروش در سطح بین‌المللی را به خود اختصاص داد.
داستان این فیلم درباره‌ی خانواده «شل» است. این خانواده متشکل از پدر (تام هنکس)، مادر (ساندرا بولاک) و فرزندشان به نام اسکار (توماس هورن) است که همه به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر در حال زندگی هستند.
زمانی که توماس (پدر خانواده) در روز یازدهم سپتامبر ‌٢٠٠١ برای یک جلسه کاری به طبقه‌ی‌ ‌١٠۵ یکی از برجهای دوقلو می‌رود، با حادثه‌ای تروریستی مواجه می‌شود و پیش از آنکه بتواند فرار کند از بین می‌رود.
یک سال پس از این اتفاق، «اسکار» با پیدا کردن کلیدی در کمد پدرش، به این فکر می‌افتد که شاید این کلید بتواند درهای جدیدی از زندگی را بر وی بگشاید، به همین دلیل در به در به دنبال قفل آن می‌گردد.

فیلم اگرچه در پس زمینه خود ماجرای یازده سپتامبر را به تصویر می کشد اما هرگز به صورت مستقیم به آن اشاره‌ای نمی‌کند. احتمال اینکه در هالیوود فیلمی ساخته شود که به نوعی به حادثه یازدهم سپتامبر اشاره داشته باشد و در آن خبری از جبهه گیری سیاسی نباشد، بسیار کم است؛ « فوق العاده بلند و بسیار نزدیک » یکی از همین فیلم‌هاست.
این فیلم دو نام بزرگ «تام هنکس» و «ساندرا بولاک» را یدک می‌کشد، اما کار چندانی با آنها ندارد. «هنکس» که در اول فیلم جان خود را از دست می‌دهد و در ادامه هرچه که می‌بینیم فلاش‌بک‌های نصیحتی اوست و «بولاک» که فقط یک مادر وظیفه‌شناس است. این رویه موجب شده تا تماشاگر حواس‌اش را معطوف شخصیت اسکار و ماجراجویی‌هایش کند.



تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:45 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
hary potter

                       

هَری پاتِر (به انگلیسیHarry Potter)‏ نام مجموعه‌ای هفت‌گانه از رمان‌هایسبک خیال‌پردازی است که توسط نویسندهٔ انگلیسی، جوآن رولینگ نوشته شده‌است. این کتاب‌ها به شرح ماجراهای یک جادوگر نوجوان به نام هری پاتر به همراه بهترین دوستانش، رون ویزلی و هرماینی گرنجر، در مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز می‌پردازند. بخش اصلی داستان پیرامون تلاش هری برای غلبه بر جادوگر سیاه، لردولدمورت می باشد.که هدفش سرکوب کردن افراد غیرجادوگر، تحت فرمان درآوردن دنیای جادوگران و نابود کردن همه کسانی که در مقابل او ایستاده‌اند که از جمله آن اشخاص هری پاتر می باشد. اولین رمان از این سری کتاب در تاریخ ۳۰ ژوئن ۱۹۹۷ با عنوان هری پاتر و سنگ جادو منتشر شد، کتاب محبوبیت بسیار زیاد، تحسین فراوان و موفقیت تجاری را در جهان کسب کرد.[۲] این مجموعه همچنین برخی از انتقاداتی ازجمله نگرانی به طورفزاینده درباره لحنی تیره و تار را سهیم شده است. تا ژوئن ۲۰۱۱، کتاب ها درحدود ۴۵۰میلیون نسخه فروش داشته و به ۶۷ زبان دنیا ترجمه شده است.[۳][۴] و چهار کتاب پایانی این مجموعه به طور متوالی رکورد فروش سریعترین کتاب های جهان را دارد.

هری پاتر یک مجموعه با چندین ژانر، ازجمله فانتزی، گذرعمر(با عناصری از رمزآلود، هیجان انگیز، ماجراجویی، و عاشقانه )، که دارای بسیاری از معانی فرهنگی و این ارجاعات می باشد.[۵][۶][۷][۸] بر اساس گفته رولینگ، موضوع اصلی داستان مرگ است،[۹] هر چند چیزی که در درجه اول در نظر گرفته می شود کار ​​ادبیات کودکان است. همچنین بسیاری از موضوعات دیگر در این سری، مانند عشق و تعصب وجود دارد.[۱۰]

ناشران اصلی و اولیه از کتابسرای بلومزبری در انگلستان و انتشارات اسکولاستیک در ایالات متحده می باشند، کتاب از آن زمان به بعد توسط بسیاری از ناشران در سراسر جهان منتشر شده است. در اکتبر ۲۰۱۱، این مجموعه در فرمت های مختلف کتاب از طریق «پاترمور» منتشر شد. [۱۱] کتاب ها بصورت مجموعه ای هشت قسمتی توسط شرکت برادران وانر منتشر شده است، در این مجموعه کتاب هفتم در دو قسمت ساخته شده است، هری پاتر بالاترین مجموعه فیلم پرفروش در تمام دوران است. این مجموعه سرچشمه گرفته از چندین ابزار رسانه ای در کالا میباشد. سود تجاری هری پاتر بیش از ۱۵ بیلیون دلار است.[۱۲]

موضوع اصلی

داستان پیرامون کودک یتیم یازده ساله ای به نام هری پاتر که یک جادوگر است می باشد. که در دنیای معمولی در کنار خاله و شوهر خاله و پسر خاله‌اش ودر کنار مشنگها (غیرجادوگران) زندگی می کند. [۱۳] توانایی او ذاتی است و کودکانی مانند او برای آموزش لازم برای موفقیت در دنیای جادوگری به مدرسه ای دعوت می شوند.[۱۴] هری به عنوان دانش آموز وارد مدرسه سحر و جادوگری هاگوارتز می شود و اتفاقات داستان از آنجا شروع میشود. هری تا دوران رشد بلوغ در آنجا پرورش می یابد و راه غلبه بر مشکلاتی مواجه میشود مانند: جادوگری، روابط اجتماعی و عاطفی، چالش های نوجوان عادی مانند دوستی و امتحانات و از همه مهمتر آماده سازی برای تقابل با مشکلاتی که پیش رویش است.[۱۵]

هر کتاب وقایع زندگی هری را در یک سال می باشد.[۱۶] که مابین سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ را روایت می کند..[۱۷] کتاب همچنین حاوی گذشته نمایی های بسیاری است، که معمولاً توسط شخصیت های مشاهده خاطرات در دستگاهی به نام قدح اندیشه شرح داده شده است.

خلاصه از سر گذشت هری جونننننننننننننننننن

خلاصه ساختار کلی داستان بدین‌گونه‌است که هری پاتر پسر یک مادر و پدر جادوگر است که آن دو هنگام یک سالگی او توسط «لرد وُلدِمورت» خبیث کشته شده‌اند. اما او به دلیله انکه مادرش درمقابل نفرین ایستاد در برابر نفرین مرگبار ولدمورت زنده می‌ماند و این نفرین فقط اثری صاعقه مانند بر پیشانیش به جا می‌گذارد. هری با خاله و شوهر خاله‌اش که هیچ کدام جادوگر نیستند و در اصطلاح مشنگ (Muggle) نامیده می‌شوند، بزرگ می‌شود و از گذشته خودش اطلاعی ندارد تا این که در سن یازده سالگی وقتی نامه پذیرش از مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز را دریافت می‌کند متوجه می‌شود که دنیای دیگری در همین دنیای عادی ما وجود دارد که او در آنجا بسیار مشهور است. هر کدام از کتابهای هری پاتر در واقع به ماجراهای یک سال او در دنیای جادوگری و مدرسه محبوبش می‌پردازد. او در آن مدرسه دوستان خوبی مثل رون ویزلی و هرماینی گرینجر پیدا می‌کند و همچنین در طی کتابها بیشتر از گذشته خودش آشنا می‌شود و همواره مورد لطف و حمایت مدیر مدرسه آلبوس دامبلدور قرار می‌گیرد. بر اساس یک پیشگویی یا هری باید «وُلدمورت» را از بین ببرد یا «ولدمورت» باید هری را از پیش رو بردارد و هیچکدام با وجود دیگری قادر به زندگی نخواهند بود و سیر صعودی داستان هم بر همین اساس است و هر دو شخصیت به دنبال از بین بردن یکدیگرند.

نوشته شدن کتاب های هری پاتر

شاید زمانی که خانم رولینگ شروع به نوشتن اولین کتابش هری پاتر و سنگ جادو نمود، تصور نمی‌کرد نگارش این رمان تخیلی نوجوانان، برای او شهرتی جهانی و ثروتی غیر قابل تصور به ارمغان آورد. ایده هری برای اولین بار به طور ناگهانی در سال ۱۹۹۰ در قطار پرازدحام مسیر شهر منچستربه لندن، به ذهن رولینگ راه یافت. او در وبگاه خود، این تجربه را اینگونه بیان می‌دارد:[۱۸]من از سن شش سالگی تقریباً به طور مستمر چیزهایی می‌نوشتم ولی هرگز علاقه‌ای آنچنانی به خلق یک ایده نداشتم. در خلال چهار ساعت تاخیر قطار، به‌سادگی نشستم و به فکر فرو رفتم، همه جزئیات در ذهنم شکل گرفتند، تصویر پسرکی لاغر و نحیف، با موهای پرکلاغی که عینکی به چشم دارد و هیچ نمی‌داند که یک جادوگر است، برای من بیشتر و بیشتر، شکل واقعیت به خود می‌گرفت.

کتاب هری پاتر و سنگ جادو در سال ۱۹۹۵ تکمیل شد و دست نوشته آن برای یافتن یک ناشر، توسط رولینگ به چند واسطه سپرده شد. دومین کارگزار، کریستوفر لیتل، پذیرفت تا آنرا به انتشارات بلومزبری بفرستد. بعد از آنکه هشت ناشر درخواست چاپ آنرا رد کردند، بلومزبری برای انتشار کتاب، مبلغ ۲۵۰۰ پوند را به عنوان پیش پرداخت به رولینگ اهدا نمود.[۱۹] ..

نقد مجموعه

در اوایل انتشار مجموعه هری پاتر، اکثر نظرات انتقادی در مورد آن با دیدگاهی بسیار مثبت نوشته می‌شد که این نوشته‌ها به افزایش خوانندگان آن کمک زیادی کرد. روزنامه‌های مطرح بریتانیا از اولین جلد مجموعه هری پاتر و سنگ جادو تحسین بسیاری به عمل آوردند: روزنامه میل آن ساندی در مورد آن اینگونه اظهار نظر کرد "تخیلی‌ترین آغاز از زمان رولد دال" و گاردین آنرا رمانی " با ساختار قوی که از هوشی مبدعانه مایه می‌گیرد" نامید و اسکاتزمن از آن به عنوان رمانی " دارای شرایط لازم برای کلاسیک شدن" یاد کرد.

اما هنگام انتشار جلد پنجم، هری پاتر و محفل ققنوس، انتقادات جدی تر از طرف منتقدان مطرح صورت گرفت. استاد دانشگاه ییل، محقق و منتقد ادبی، هارولد بلوم با گفتن اینکه " ذهن رولینگ آنقدر اسیر کلیشه‌ها و صنایع مرده‌است که هیچ سبک نوشتاری دیگری ندارد" اتنقادات تندی را علیه او به پا کرد. آ.س.بایِت در مقاله‌ای در ستون شخصی خود در نیویورک تایمز نوشت که دنیای رولینگ " دنیایی ثانوی است که از موتیف‌هایی مشتق از تکه‌های تشکیل دهنده انواع مختلف ادبیات کودک هوشمندانه وصله پینه و سرهمبندی شده... و برای کسانیکه زندگی تخیلی آنها از کارتونهای تلویزیونی، دنیاهای آینه‌ای تملق گویانهٔ مبالغه آمیز (بیشتر هیجان انگیز تا تهدیدکننده)، سریال‌های واقع‌نما و شایعات افراد مشهور فراتر نمی‌رود، نوشته شده‌است.

انتونی هولدن، منتقد ادبی، در روزنامهٔ آبزرور در مورد تجربهٔ داوری هری پاتر و زندانی آزکابان برای جایزه سال ۱۹۹۹ ویتبرد نوشت. نظر کلی او به این سری کتابها بسیار منفی بود: " حماسه پاتر اساساً قهرمان سازانه، بسیار محافظه کار، زیادی تقلیدی و به طور افسرده کننده‌ای برای یک بریتانیایی قدیمی نوستالژیک است" او همچنین از یک " سبک نوشتاری غیر تخیلی و غیر دستوری" صحبت می‌کند.

نوشتار اصلی: هری پاتر (فیلم)

کمپانی برادران وارنر فیلم‌های سینمایی هفت جلد از این مجموعه را تولید نموده‌است که در آن‌ها نقش هری پاتر را دنیِل رَدکلیف بازی می‌کند.هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت دوم که هشتمین و آخرین فیلم این سری است، در ۲۴ تیرماه سال ۱۳۹۰ اکران شد.


                            

                           

                          

                        

                         

                         

                        

                       

                      

                        

                        


من دیونه ی این فیلمم فقط یکم ترسناک ولی خیلی باحاله شما چی دوستش دارین هر کی دوستش داره نظر بده       




تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
                         
ناتالیا Millán یک بازیگر اسپانیایی است . او در 27 نوامبر 1969 در مادرید به دنیا آمد. وقتی او 16 ساله بود ، او شروع به تحصیل در مدرسه کارگاه خیالی ( Escuela در TAI ) . او موفق به دریافت آواز خواندن درس ، جاز ، تفسیر و رقص کلاسیک وجود دارد. او یکی از اکثر هنرپیشه های زن اسپانیایی polyphacetics است . در طی یک دوره کوتاه ، او را به عنوان یک خواننده حرفه ای کار کرده است. هنگامی که ناتالیا 18 ساله بود او وارد مدرسه باله ملی اسپانیایی که در آن او با شفق قطبی پونز و ویکتوریا یوگنیا مورد مطالعه، بهبود آماده سازی آنها با مردم به عنوان به عنوان کارمن بازی، Roque ، بیان بدن با آرنولد Taraborrelli ، و آگوستین Bellus مهم است . همچنین او آواز خواندن درس در مدرسه موسیقی خلاق و موسیقی عامیانه مدرسه دریافت کرد. کار اصلی آنها ، در تئاتر بوده است ، او تحت choreographs کارمن Senra و سفارشات Denisis Perdikidis ، کار می کرد ، اولین اجرای خود را در فیلم موزیکالی " عیسی مسیح سوپراستار و بانوی زیبای من است . راه خود را در صحنه اسپانیایی در شرکت Tetro از رقص با " مصائب دراکولا " تقویت شد، در انتها ... تنها "، " به منداستان شب " توسط Jorge مارکز ، " ماتا هاری "و یا "ملکه نیل " . با شرکت ملی تئاتر کلاسیک او نقش اصلی را نشان می دهد به عنوان " سلطانه بزرگ " و در فیلم " تله" در سال 1982 او انجام شده ، به عنوان یک زن به نام خودش انجام " Ovejuna منبع " .
در سال 1986 توسط TVE او در " راه من "، با عیسی هرمیدا و بی گناه بی گناه "یکشنبه ما است." در سال 1987 با این Luis Eduardo Aute به کار می کرد به خواندن شعر "من تشنگی " و به عنوان یک CHORIST با آهنگ به عنوان " شیوه ویژه هر نویسنده مشغول به کار از سموم نام شما رویاهای من "او به عنوان یک رقاص و خواننده در سال 1996 با فیلم پیلار میرو شرکت " 1996-1999 "سوپر - داستان های هر روز " ، یک تجربه خوب برای ریتم احمق او سخت بود و کار بر روی که مجموعه تلویزیونی . پس از آن، او توسط Antena 3 برای استخدام شد " پلیس ، در قلب خیابان " ، مجموعه تلویزیونی در سال 2003 ، او نقش اصلی را در فیلم " تابستان ابرها" ظاهر می شود بر روی صفحه نمایش سینما اسپانیایی در زمان 2004.
او در سال 2003 معروف سالی بولز در کاباره موسیقی گذاشت. [1 ] در سال 2005 او یک نقش در این فیلم توسط ماتئو گیل " بازگشت به Moira " . پس از سه فصل موفق در کاباره ، درNUEVO تئاترو Alcala در مادرید، در سال 2006 ، ناتالیا برای فیلم " تابستان گذشته من با مریم " استخدام شد به کارگردانی ویسنته Monsonís . از سال 2007 ، او تفسیر السا در " کارآموزی " یک سری موفق توسط Antena 3 . کارورزی شده است با جایزه Ondas به عنوان بهترین سریال تلویزیونی اسپانیایی در سال 2007 برنده جایزه شده است . در آغاز سال 2008 ، او به عنوان یک قاضی در " استعدادهای درخشان " توسط چهار شرکت ، یک نسخه اسپانیایی " استعدادهای درخشان کردم بریتانیا " . در ماه مه ، او در " تاجر ونیزی " ، موسیقی که در آن او تفسیر Porcia ، به کارگردانی دنیس خرپا گذاشت. ناتالیا تفسیر بیش از حد در فیلم "خون مه "، آناستازیا ، و José Luis Garci . در حال حاضر، او شخصیت اصلی در پر زرق و برق نشان داده شده در موسیقی برادوی به نام " شیکاگو " است، در نقش Velma کلی .



تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5