تبلیغات
طرفدارن مدرسه ی شبانه روزی و فیلم و سریال - اطلاعاتی در مورد حریم سلطان
                                                    MagnificentCenturyTheme.jpg
حریم سلطان (به ترکی استانبولی: Muhteşem Yüzyıl؛ به معنای سدهٔ باشکوه) نام یکسریال تلویزیونی تاریخی ترک‌زبان است. فصل اول این سریال از شبکهٔ تلویزیونی شو تی‌ویپخش شد اما از فصل دوم به بعد شبکهٔ استار تی‌وی آن را بر روی آنتن برد. شبکهٔ جم تی‌ویاین سریال را با دوبلهٔ فارسی و با نام «حریم سلطان» پخش می‌کند. داستان سریال بر پایهٔ زندگی سلطان سلیمان قانونی، مشهورترین سلطان امپراتوری عثمانی و همسرش خرم سلطان (روکسِلانا)، کنیز و برده‌ای که سلطانه شد، نوشته شده‌است.
  

داستان[ویرایش]

نام اصلی سریال (سدهٔ باشکوه) به دوران سلطنت سلطان سلیمان قانونی اشاره دارد و این مجموعهٔ تلویزیونی، توطئه‌ها و دسیسه‌هایی را که در حرمسرا و دربار او روی می‌داد به تصویر می‌کشد. جزئیات اکثر حوادث و اتفاقاتی که در سریال روی می‌دهد، واقعیت ندارد اما کلیت حوادث واقعیت تاریخی دارد. سلطان سلیمان در ۲۶ سالگی بر تخت سلطنت نشست. او در پی آن بود که امپراتوری عثمانی را قدرتمندتر و گسترده‌تر از امپراتوری اسکندر کبیر سازد و به آن وجهه‌ای شکست‌ناپذیر بخشد. در تمام مدت ۴۶ سال سلطنتش، سلیمان به عنوان مقتدرترین سلحشور و فرمانروای شرق و غرب شناخته می‌شد. در سال ۱۵۲۰، سلیمان در حال شکار بود که از مرگ پدر خبردار شد و بدین ترتیب امپراتوری عثمانی صاحب سلطانی جدید گشت.

سلیمان همسرش، ماه‌دوران سلطان و پسرش، شاهزاده مصطفی را در کاخ مانیسا ترک گفت و به همراه یار و همدم نزدیکش، ابراهیم پارگایی رهسپار کاخ توپقاپی شد. سلیمان بدون آنکه خود بداند در مسیری قدم گذاشته بود که در نهایت، اوج شکوه و عظمت امپراتوری عثمانی را در پی داشت. در حالی که آن دو در راه کاخ توپقاپی بودند، یک کشتی متعلق به دولت عثمانی ازکریمه در قسطنطنیه پهلو گرفته بود و بردگان مسیحی به‌اسارت‌گرفته‌شده را به کاخ عثمانی تحویل می‌داد. یکی از بردگان که الکساندرا لا روسا نام داشت، دختر یک کشیش ارتودوکساهل اوکراین بود که قتل پدر، مادر و نامزدش را به هنگام یورش تاتارها به چشم خود دیده بود. این دختر جوان که به اسارت درآمده بود و به کاخ عثمانی فروخته شده بود، بعدها نام خرم را اختیار می‌کند و آنچنان سلیمان را شیفتهٔ خود می‌سازد که سلطان حاضر می‌شود با زیر پا گذاشتن رسوم و عادات پیشین، او را به ازدواج نکاحی خویش درآورد (پس از آنکه تیمور، بایزیدرا شکست داد و زنش را به اسارت گرفت، سلاطین عثمانی از ازدواج نکاحی خودداری می‌کردند). خرم برای سلطان پسرانی به دنیا می‌آورد و از طریق خونریزی و دسیسه‌چینی در کنار سلیمان بر امپراتوری عثمانی حکمرانی می‌کند. عشق شدید سلیمان به خرم باعث می‌شود که راه‌ها برای اعمال نفوذ خرم بر دربار باز باشد.

سریال تلویزیونی حریم سلطان به روابط حاکم بین اعضای خاندان سلطنتی، به‌ویژه گرفتاری‌ها و رقابت‌های رمانتیک آن‌ها می‌پردازد. عداوت بین خرم سلطان و ماه‌دوران سلطان، ترقی خرم از جایگاه یک کنیز به جایگاه سوگلی سلطان، فروافتادن خرم از چشم سلطان پس از به دنیا آوردنمهرماه سلطان، و اوج گرفتن دوبارهٔ او، مضمون اصلی این سریال تلویزیونی را تشکیل می‌دهد. علاقهٔ وزیر اعظم (ابراهیم پاشا) به یکی از زنان دربار (خدیجه سلطان) و علاقه نگار خلیفه به ابراهیم پاشا و رابطه پنهانی آنها و انتقام جویی خرم سلطان از ابراهیم پاشا، تنش بین اروپای مسیحی و امپراتوری سنی‌مذهب عثمانی و فتوحات سلیمان از جمله مضامین و داستان‌های فرعی سریال به شمار می‌آیند.

فصل اول[ویرایش]

داستان با برخورد اتفاقی سلطان سلیمان با ابراهیم پارگایی آغاز می‌شود. در همین حال، الکساندرا لا روسا (بعداً خرم سلطان) در زادگاهش اسیر یورش تاتارهای کریمه می‌شود. پدر، مادر، و خواهرش در نتیجهٔ این یورش کشته می‌شوند اما نامزدش، لئو زنده می‌ماند و می‌گریزد (اگرچه الکساندرا گمان می‌کند که لئو مرده‌است). در کشتی‌ای که او را به کاخ توپقاپی می‌برند، زنان دیگری از جمله بهترین دوستش، ماریا (بعداً گل‌نهال) نیز حضور دارند.

وقتی الکساندرا به کاخ می‌رسد، یکی از خدمتکاران (نگار خلیفه) به او می‌گوید که اگر او سوگلی سلطان شود و برای سلطان پسر به دنیا بیاورد، خودش سلطانه خواهد شد و بر دنیا حکمرانی خواهد کرد. بنابراین هنگامی که سلیمان در حال عبور از کنار کنیزان است، تمامی کنیزان به نشانهٔ احترام در برابر او تعظیم کرده‌اند اما الکساندرا چنین نمی‌کند و در عوض نام سلیمان را فریاد می‌کشد. سلطان که به او نگاه می‌کند، الکساندرا غش می‌کند و سلطان او را می‌گیرد. از همان زمان، الکساندرا مورد توجه سلطان قرار می‌گیرد و سلطان نام خرم را بر او می‌نهد. خرم که مسیحی بود، به اسلام می‌گرود.

ماه‌دوران (سوگلی دیگر سلطان) با خرم به‌سختی درگیر می‌شود و او را به‌شدت کتک می‌زند زیرا بر این باور است که خرم موجب سقط جنین او شده‌است. وقتی سلیمان از این قضیه آگاه می‌شود، از ماه‌دوران دل‌آزرده می‌شود. در ادامه، خرم اولین پسرش محمد را باردار می‌شود. وقتی خرم باردار است، سلیمان از او می‌خواهد که برای خوردن شیرینی به اتاقش بیاید؛ شیرینی‌هایی که توسط ماه‌دوران زهرآلود شده‌اند. با خوردن آن شیرینی‌ها، خرم از حال می‌رود اما سلیمان او را نجات می‌دهد. با روی دادن این ماجرا، نفرت سلیمان از ماه‌دوران فزونی می‌گیرد.

ویکتوریا (بعداً صدیقه) که شوهرش در یکی از نبردها توسط سلیمان کشته شده‌است، به قسطنطنیه می‌رود تا انتقام شوهرش را بگیرد.

خرم، اولین و تنها دختر سلیمان، مهرماه را باردار می‌شود. پس از زادن مهرماه، جشنی در حرمسرا ترتیب می‌دهد، اما در این جشن با یکی از سوگلی‌های دیگر سلطان به نام عایشه خاتون درگیر می‌شود و او را تهدید به قتل می‌کند. عایشه که از قصد و نیت صدیقه آگاه شده بود، توسط صدیقه کشته می‌شود. از آنجا که خرم پیشتر عایشه را به قتل تهدید کرده بود، تمامی شواهد علیه خرم بود. در نتیجه سلیمان، خرم را به کاخ پیشین (کاخ کریمه) تبعید می‌کند.

در این اثنا، ابراهیم پاشا با خدیجه سلطان (خواهر سلطان) ازدواج می‌کند. ابراهیم به خرم می‌گوید که او می‌تواند به کاخ توپقاپی بازگردد به شرطی که دامن ماه‌دوران را ببوسد. خرم در ابتدا این پیشنهاد را رد می‌کند اما در نهایت تغییر نظر می‌دهد.

لئو، نامزد پیشین خرم، از مکان سکونت خرم آگاه می‌شود و با پیشه کردن شغل نقاش کاخ، سعی می‌کند به خرم نزدیک شود. اما ابراهیم پاشا از رابطهٔ خرم سلطان با لئو آگاه می‌شود و به خرم می‌گوید که او (خرم) باید با راحت‌الحلقوم زهرآلود، لئو را از میان بردارد، یا اینکه خودش (ابراهیم) سلطان را از ماجرا خبردار خواهد کرد.

سلیمان خارج از قصر ابراهیم در چادری نشسته‌است، انگور می‌خورد و از مشاهدهٔ مناظر طبیعی لذت می‌برد و صدیقه قرار است از او پذیرایی کند. در سه دقیقهٔ پایانی این قسمت می‌بینیم که صدیقه در حالی که سینی به دست دارد نزدیک سلطان می‌شود. روی سینی، یک لیوان آب قرار دارد اما زیر آن خنجری در دست صدیقه است. خرم در حالی که راحت‌الحلقوم زهرآگین را به لئو می‌خوراند، گریه می‌کند. و سپس صدیقه با قرار دادن خنجری زیر گلوی سلیمان، او را به مرگ تهدید می‌کند.

فصل دوم[ویرایش]

اما سلیمان صدیقه را خلع سلاح می‌کند و به دستور ابراهیم صدیقه توسط چماقدار به دریا انداخته می‌شود. خرم که از مرگ لئو ناراحت می‌شود درصدد انتقام از ابراهیم پاشا برمی آید و دفتر مخصوص ابراهیم را به زهر آلوده می‌کند. فرزند خدیجه با کمک خرم به سختی دنیا می‌آید.

پرنسس ایزابلا به اسارت درآمده و وارد قصر می‌شود. ابراهیم پاشا مجسمه‌هایی را غنیمت به قصر می‌آورد و سپس بر اثر جادوی خرم بیمار می‌شود. نامزد پرنسس برای نجات او به قصر می‌آید اما موفق به نجاتش نمی‌شود. پرنسس قصر را آتش می‌زند. ابراهیم پاشا به سینیور گریتی به دروغ خبر مرگ پرنسس به دلیل آتش سوزی را می‌دهد. پرنسس به کاخ خدیجه وارد می‌شود اما خدیجه از این امر ناراضی است و او را به قصر سلیمان می‌برند. خرم از سلیمان می‌خواهد که پرنسس را رها کند، اما ماهی دوران قصد دارد تا پرنسس به خلوت سلیمان برود تا خرم را از چشم سلیمان بیندازد. دفترچه خاطرات لئو به دست ابراهیم می‌افتد و دفتر را نزد سلیمان برده و از خرم می‌خواهد نوشته‌های لئو را برای سلطان بازگو کند. در همین حال خبر مرگ پسر خدیجه می‌رسد و ابراهیم و سلیمان شتابان از قصر خارج می‌شوند و خرم دفتر را به باغ می‌اندازد. خدیجه پس از مرگ پسرش افسرده می‌شود و با ابراهیم قهر کرده و به دستور برادرش به مسافرت می‌رود در همین حال نگار خلیفه با ابراهیم رابطه پیدا می‌کند پرنسس عاشق سلیمان می‌شود و به خلوتش می‌رود خرم ازین اتفاق بسیار ازرده می‌شود و پرنسس را فراری می‌دهد اما سمبل خان ازین قضیه خبر دار شده و ابراهیم پرنسس را از کشتی به قصر باز می گرداند در همین حال ابراهیم بار دیگر قصد کنار زدن خرم را دارد و تصمیم به قتل پرنسس می‌گیرد تا قتل را به گردن خرم بیندازد. پرنسس بار دگر قصد فرار با اسب می‌کند که زخمی می‌شود. نگار کالفا که از عشق ابراهیم پاشا می‌سوزد تصمیم به خودکشی می‌گیرد، اما ابراهیم به طور ناگهانی او را نجات می‌دهد. در همین حال خرم با همکاری گل آغا و نگار کالفا قصد مسموم کردن پرنسس را دارند که پرستار ایزابلا غذا را خورده می‌میرد. سرانجام به طور نامعلومی پرنسس با موافقت سلطان سلیمان به روم بازمی گردد.

خدیجه دوقلو باردار می‌شود. سلیمان به جنگ می‌رود. دفتر خاطرات لئو به دست والده سلطان می‌افتد و از خرم بازخواست می‌کند. خرم قضایا را برای والده بازگو می‌کند والده از هوش می‌رود پس از به هوش امدن والده خرم دفتر را در مقابل چشمان والده سلطان در شومینه میسوزاند خرم از والده می‌خواهد تا برای موفقیت و سلامتی سلیمان در جنگ نذر کند والده می‌گوید که از شیخ الاسلام اجازه بگیر خرم نامه‌ای به شیخ می‌نویسد شیخ الاسلام خرم را برده میداند و نمی‌تواند تا زمانی که آزاد شود نذری بدهد. سلیمان باز می‌گردد و خرم را آزاد می‌کند. سلیمان خرم سلطان را به اتاقش فرا می‌خواند اما خرم سرباز می‌زند سلیمان به اتاق خرم می‌رود خرم به او می‌گوید باید با هم عقد کنیم من آزاد شده‌ام و به تو نامحرمم! سلیمان شاکی می‌شود و دستور می‌دهد تا خرم را از قصر اخراج کنند. والده و ماه‌دوران و ابراهیم خشنود می‌شوند. خرم با نوشتن نامه‌ای به سلیمان از قصر خارج می‌شود. مهرماه دختر خرم از دوری برادران و پدرش بیمار می‌شود. سلیمان شب به کاخ می‌رود و در آنجا در کنار مهرماه وخرم میگذراند. والده سلطان به تحریک ماه‌دوران و با همکاری ابراهیم پاشا نقشه قتل خرم را می‌کشند. شبانه خرم برای ملاقات پسرانش به قصر باز می‌گردد که در راه مورد یورش قرار میگرد و اما بالی بِی که دایه خاتون او را از بازگشت خرم به قصر آگاه کرده او را نجات می‌دهد. خرم که میداند ابراهیم در یورش به او دست داشته در مراسم خته سوران مصطفی و محمد نقشه قتل ابراهیم پاشا را ترتیب می‌دهد اما وقتی به ملاقات خدیجه می‌رود دلش به حال او می‌سوزد و از قتل ابراهیم منصرف می‌شود سلیمان در مراسم ختنه سوران پسرانش خرم را به عقد خود در می‌آورد و این قضیه را به مادرش اطلاع می‌دهد که موجب خشم او شده و غش می‌کند. ابراهیم در جشن مورد اصابت تیری زهر دار قرار می‌گیرد و بشدت بیمار می‌شود و برای شفا او را همراه با سمبل خان و نگار به چشمه آب گرم می‌برند.

نگار که عاشق ابراهیم پاشا است به ناچار با نصوح خان ازدواج می‌کند اما ابراهیم از نصوح می‌خواهد تا نگار را طلاق بدهد و در شب عروسی ابراهیم پاشا با نگار همبستر می‌شود. خدیجه سلطان یک پسر و دختر به دنیا می آورد. آیبیگه، برادرزاده والده سلطان، به قصر وارد می‌شود. ماه‌دوران از سلیمان می‌خواهد که او را نیز همانند خرم آزاد کند اما سلطان از این موضوع سرباز می‌زند و ماه‌دوران به ناچار از سلطان می‌خواهد که به همراه پسرش قصر را ترک کند. سلطان رفتن ماه‌دوران را قبول می‌کند اما اجازه رفتن پسرش را نمی‌دهد که سرانجام با درخواست مصطفی سلطان سلیمان قبول کرده و آنها به کاخ ادیرنه تبعید می‌شوند.

سالها در گذرند خرم پنجمین فرزندش بنام جهانگیر را بدنیا می اورد شاهزاده مصطفی بزرگ شده و بهمراه مادرش از ادیرنه باز می‌گردند سلطان سلیمان برای فتح شارلکن به جنگ می‌رود و مصطفی را نیز با خود می‌برد. والده سلطان که پیش از این به ظاهر و برای رضایت پسرش با خرم صلح کرده بود بار دگر به تحریک ماه‌دوران در نبود سلطان نقشه‌ای برای مرگ خرم سلطان می‌کشند و حرمسرا را به آشوب میکشانند عده‌ای از کنیزان به قصد کشتن به زور وارد اتاق خرم شده و چهره خرم را با مشعل آتش میسوزانند.خرم بعد این اتفاق صورتش به شدت میسوزد برای این که کودکانش صئرت سوخته او را نبینند به قصر خدیجه سلطان میرود و نامه ای به سلیمان که در حال جنگ بود میفرستد. بعد ابراهیم اول نامه را میگیرد و پاره میکند تا ذهن سلیمان منحرف نشود.خرم وقتی به کاخ بازگشت فهمید ماهی دوران فاطیما را خدمتکار خود کرده و برای انتقام با مشعل صورت فاطیما خاتون را نیز میسوزاند. سپس به دستور خرم افسون خاتون مصطفی را محصور خود میکند یک شب که افسون در غذای شاهزاده سم ریخته بود شاهزاده یک قاشق که خورد افسون جلویش را گرفت و فهمید عاشق شاهزاده است. شاهزاده هم کمی در بستر بیماری می افتد.سلیمان با دیدن چهره خرم که با ماسک پوشیده بود حسابی تعجب کرد و دو طرف صورت سوخته خرم را بوسید و گفت من تو را چه زیبا چه زشت باشی دوست دارم

فصل سوم
[ویرایش]

در فصل سوم رابطه پنهانی ابراهیم پاشا و نگار خاتون برای همگان افشا می شود و ابراهیم نیز مجبور میشود برای فرار از این رسوایی به جنگ با ایرانیان برود و پس از برگشت از جنگ سعی در بدست آوردن دل خدیجه سلطان و درست کردن رابطه خود می کند. در همین بین فرزند نگار خاتون به دنیا می آید ، نگار نزد خدیجه سلطان مخفیانه زندگی می کرد ، خدیجه سلطان به وی می گوید که فرزندش مرده به دنیا آمده ، اما نگار خاتون شک می کند (در حالی که واقعا فرزندش زنده است). در این بین شاهزاده مصطفی که مانیسا فرستاده شده در انجا عاشق دختر یک کشاورز می شود و این در حالی است که همسرش محبوبش در قصر باردار است. فیروزه خاتون که نقش او را جانسو دره بازی می کند وارد داستان می شود و می خواهد محبوب شاه باشد و بعد از خرم از همه قوی تر باشد. ابتدا خرم سلطان او را برای محمد در نظر می گیرد اما بعد می فهمد که او با شاه رابطه داشته و نمی تواند عروسش باشد. نگار خاتون با پافشاری خدیجه سلطان با رستم پاشا که یکی از افراد خرم سلطان هست ازدواج میکند .خرم سلطان به انتقام می اندیشد و قصر سعی می کند فیروزه خاتون را از اسیب خرم و انتقامش حفظ کند . خرم سلطان در همین بین فرزند نگار خاتون را با دسیسه بدست می آورد و قصد معامله با ابراهیم پاشا را دارد ، او در این معامله فرزند ابراهیم را در عوض اینکه ابراهیم پاشا فیروزه خاتون را به بیرون قصر بیندازد معاوضه می کند ، اما ابراهیم پس از اینکه فرزندش را میگیرد ، فیروزه را که به بیرون انداخته بود برمیگرداند و...  

پخش سریال حریم سلطان، انتقادات و اعتراضاتی را در کشور ترکیه برانگیخت. برخی از بینندگان به آنچه ارائهٔ تصویری «نامحترمانه»، «شرم‌آور»، و «خوش‌گذران» از شخصیت تاریخی سلطان سلیمان می‌خواندند واکنش نشان دادند. شورای عالی رادیو و تلویزیون ترکیه ادعا کرد که بیش از ۷۰٬۰۰۰ شکایت دربارهٔ این سریال دریافت کرده‌است و به شو تی‌وی اخطار داد تا به خاطر نمایش نادرست «حریم خصوصی یک شخصیت تاریخی» به صورت عمومی عذرخواهی کند. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه، نمایش این سریال را به دلیل «بد جلوه دادن تاریخ ترکیه به نسل جوان» کشور محکوم کرد. گروه‌های کوچک اسلام‌گرا و ملی‌گرا به نشانهٔ اعتراض مقابل استودیوی شو تی‌وی تجمع کردند اما سریال همچنان مخاطبان و علاقه‌مندان فراوانی دارد.

برخی از نمایندگان مجلس ترکیه و همچنین رجب طیب اردوغان نخست وزیر این کشور خواهان توقف پخش این سریال شدند و لایحه‌ای به مجلس ترکیه درباره توقف ساخت ادامه سریال ارائه کردند.[۱] در همین حال ارطغرل گونای وزیر فرهنگ ترکیه در اظهاراتی درباره سریال بحث برانگیز حریم سلطان گفت که دولت هیچ قصدی مبنی بر توقف پخش این سریال ندارد ولی عوامل و سازندگان این سریال باید دقت بیشتری بر ساخت آن داشته باشند تا با حقایق تاریخی در تضاد نباشد. پیش ازین نخست وزیر ترکیه در رابطه بااین سریال گفته بود: «ما هرگز چنین پدرانی نداشتیم و سرزمین ما هم هرگز چنین سلطانی نداشته است.»

محبوبیت بین‌المللی[ویرایش]

در ایران این سریال از شبکه‌های فارسی زبان جم تی‌وی پخش شد ولی پس از مدتی خبر بازداشت دوبلورهای آن منتشر شد.[۲]

در یونان، این سریال بینندگان و طرفدان فراوانی را برای خود دست و پا کرد و به قدری میان مردم محبوبیت یافت که ملی‌گرایان یونانی همچون حزب نئونازی طلوع زرین و اسقف آنتیموس اهل تسالونیکی پخش سریال را محکوم کردند و از یونانیان خواستند که از تماشای این سریال دست بردارند. اسقف آنتیموس گفت «هیچ‌کس نباید حریم سلطان را تماشا کند». او افزود «با تماشای سریال‌های ترکی به آن‌ها این پیام را رسانده‌ایم که تسلیمشان شده‌ایم».

پخش حریم سلطان در کشورهای حوزهٔ بالکان با استقبال فراوانی روبه‌رو شد. بر پایهٔ مطالعات بازارسنجی مؤسسهٔ تحقیقات رسانه‌ای نیلسن، سریال حریم سلطان پربیننده‌ترین سریال تلویزیونی در بوسنی و هرزگوین در سال ۲۰۱۳ میلادی و چهارمین سریال پربیننده در صربستان است. پخش این سریال بخشی از فرآیند در حال ادامهٔ احیای فرهنگ ترکی در حوزهٔ بالکان از طریق پخش سریال‌های تلویزیونی وارداتی از ترکیه است؛ فرآیندی که با پخش سریال‌های با گذشت زمان (پربیننده‌ترین سریال در مقدونیه) و گناه فاطمه گل چیست؟ (پربیننده‌ترین سریال در کوزوو در سال ۲۰۱۲) آغاز شده بود. راتکو بوزوویچ، جامعه‌شناس صرب، علت محبوبیت سریال‌های ترکی در بالکان را وجود ارزش‌ها و مضامین سنتی و مردسالارانه و شباهت‌های بی‌شمار زبانی و فرهنگی بین ترکیه و کشورهای حوزهٔ بالکان می‌داند: «ذهنیتی که در این سریال‌ها به تصویر کشیده می‌شود تا حدودی مرتبط است با درک سنتی مردم صربستان از اخلاق و اخلاقیات». به عقیده بوزوویچ، تمامی کشورهای حوزهٔ بالکان در نحوهٔ زندگی خانوادگی متحمل تغییراتی بنیادین شده‌اند و سریال‌های ترکی به آنان کمک می‌کنند تا هویت و ارزش‌هایی را بازیابند که اکنون از دست رفته به نظر می‌رسند.

پخش بین‌المللی[ویرایش]

سریال حریم سلطان نه تنها در ترکیه، بلکه در بیش از سی کشور در جنوب شرقی اروپا، آسیای میانه و خاورمیانه از چندین شبکه تلویزیونی پخش می‌شود. وزارت فرهنگ ترکیه، این سریال را از موفق‌ترین و پرهزینه ترین مجموعه‌های تلویزیونی ساخته شده این کشور می‌داند. برآورد می‌شود که این سریال در سراسر جهان بیش از ۱۵۰ میلیون بیننده ثابت داشته باشد.

شخصیت‌های اصلی[ویرایش]

نام بازیگرنقشتوضیح
خالد ارگنچسلطان سلیمان قانونیدهمین سلطان امپراتوری عثمانی
مریم اوزرلی/وحیده گردومخرم سلطانخاصگی سلطان، مادر پنج فرزند سلطان
نباهت چهرهعایشه حفصه سلطانوالده سلطان و خاصگی سلطان سلیم یکم
نور فتاح‌اوغلوماه‌دوران سلطانسوگلی دوم سلطان، مادر اولین فرزند سلطان
سلما ارگچخدیجه سلطانخواهر سلیمان
اوکان یالابیکابراهیم پاشاوزیر اعظم امپراتوری عثمانی
محمد گونسورشاهزاده مصطفیفرزند نخست سلیمان و ماه‌دوران
پلین کاراهانمهرماه سلطاندختر سلیمان و خرم
گوربی ایلریشاهزاده محمدفرزند نخست سلیمان و خرم
اوزان گوونرستم پاشاهمسر مهرماه و وزیر اعظم امپراتوری عثمانی
جانسو درهفیروزه خاتونمعشوقهٔ سلیمان
فیلیز احمدنگار کالفاخدمتکار و کارآموز حرم‌سرا
آلپ اویکنکلمنت هفتمپاپ کلیسای کاتولیک
سلما کچیکدایه خاتونپیشخدمت والده سلطان
نهان بویوک‌آغاچگل‌شاهپیشخدمت ماه‌دوران، پیشخدمت خرم
سلیم بایراکتارسُمبل خانرئیس خواجگان حرمسرا
فاتح آلماتراکچی نصوحریاضی‌دان، مورخ، جغرافی‌دان، چهره‌نگار مینیاتور، و مخترع
بوراک اوزچیویتمالکوچ‌اوغلو بالی خانخاص اوداباشی (اتاقدار مخصوص سلطان)
ازگی ایوب‌اوغلوآیبیگه خاتونبرادرزادهٔ والده سلطان، شاهزادهٔ کریمه، معشوقهٔ بالی خان
تونجل کورتیزابوسعود افندیخدمتکار سلطان سلیمان
یوکسل اونالشکر آغاسرآشپز کاخ
انگین گونایدینگل آغاخواجهٔ حرمسرا و مورد اعتماد خرم
ایپک یالوواایزابلا فورتوناشاهدخت کاستیا، یکی از معشوقگان سلیمان



تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : lovely | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.